آقای رجوی وقاحت هم حدی دارد، کدام تلفن، کدام ایمیل!!
از اغراق و پز توخالی در کردن رجوی ها و از اینکه سندی که مدعی رو کردن آن هستند مربوط به یک سال و نیم پیش است اگر بگذریم، می ماند وقاحت رجوی ها که واقعا بی حد است و در کتاب «گینس» باید بعنوان «وقیح ترین جنایتکاران تاریخ» نام آنان را ثبت کرد. یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید « من می گم نره این می گه بدوش » حالا شده حکایت رجوی ها و وسایل ارتباطی.
خطر فروپاشی و اجلاس میاندوره ای شورا
فرقه رجوی مدعی شد که شورای باصطلاح مقاومت در روزهای 12 و 13 مهر اجلاس میاندوره ای داشته و در اطلاعیه مربوط به این اجلاس، بعد از کلی آسمان و ریسمان بافتن و نوشتن حرف ها و شعارهای دروغ و تکراری در مورد پیروزی و پیشرفت خودشان، در قسمت انتهایی، به موضوع افزودن یک ماده به آیین نامه داخلی شورا که مربوط به استعفا از آن می باشد پرداخته است.
اعتراض اسیران فرقه در لیبرتی به فرار رجوی ها
فرقه رجوی مدعی شد که شورای باصطلاح مقاومت در روزهای 12 و 13 مهر اجلاس میاندوره ای داشته و در اطلاعیه مربوط به این اجلاس، بعد از کلی آسمان و ریسمان بافتن و نوشتن حرف ها و شعارهای دروغ و تکراری در مورد پیروزی و پیشرفت خودشان، در قسمت انتهایی، به موضوع افزودن یک ماده به آیین نامه داخلی شورا که مربوط به استعفا از آن می باشد پرداخته است.
یکی از دلایل ریزش زنجیره ای اعضای منتصب شورا
مسعود رجوی علت همه ی این جدا شدن ها را بگونه ی مسخره ای به دور ماندن از غرایز جنسی نسبت می دهد که اگر فروید هم بود خنده اش می گرفت.نظر مشترک قریب به اتفاق جدا شدگان عزیزدر این مورد, نادیده گرفته شدن اخلاق در مناسبات از طرف رهبر عقیدتی سازمان بوده است.
مقایسه حرفهای تکراری و تهوع آور مریم قجر در جلسات شورا
مریم قجر برای جمع و جور کردن افتضاح جدا شدن سه تن از اعضای به اصطلاح شورای ملی مقاومت، آنان را جمع کرده تا شاید بتواند جلوی جدا شدن تعداد دیگری از اعضای نگون بخت را بگیرد وی به خوبی می دانست که برگزاری نشست های آنچنانی اشرف برای اعضای شورا جواب ندارد تا جلوی ریزش را بگیرد سعی کرد تا با تصویب یک بند به مصوبات شورا این جدا شدن را رنگ آبرومندانه بدهد
دزدی از مردم عراق تا دزدیدن دسته گل از قبرستان اور!!
البته مسئله دزدی در سازمان از دیر باز مورد قبول خود تشکیلات بوده و عملا نفرات در خارج از کشور به این کار می پرداختند و به این کار کثیف هم افتخار می کردند چون همین نفرات وقتی به عراق می آمدند با آب و تاب این دزدی های خود را تعریف می کردند و انگار پیروزی بزرگی برای سازمان به ارمغان می آوردند این مسئله یعنی اوج بی شرمی و بی حیایی، ولی مسئولین این کار کثیف را توجیه می کردند.
اجلاس میاندوره ای یا نشست عملیات جاری؟
مریم قجر فکر کرده می تواند با الگو برداری از مناسبات سازمان، اجلاس شورا را با قوانین و آئین نامه های دگم و خشک و قشری، تحت سیطره و کنترل خود در آورد. وی در واقع میخواهد ترسی را ایجاد کند تا دیگران از اقدام افراد مستعفی تاسی نجویند و گریز نزنند. واقعیت این است گاهی وقتها ضربه آنقدر کاری است که رجوی ها حتی در تصمیم گیریها و برنامه ریزیها و بالاتر از آن در خط و استراتژیک هم دچار اشکال و اعوجاج می شوند.
افشاگری رجوی ها علیه اکاذیب خودشان!
رجوی ها که خود از صحنه عراق فرار کرده و یکی در سوراخ موش و دیگری در اروپا در مهمانی های مجلل اوقات خود را در همنشینی با غربی ها می گذراند، هیچگاه نگران نفرات لیبرتی نبوده و نیستند بلکه خود عامل اصلی ماندن آنها در عراق و به کشتن دادن آنها می باشند، اما با حیله گری می خواهند دو جای خوری کرده و بر اساس سیاق ثابت شان هم با دادن آن اطلاعیه ها مظلوم نمایی کرده و جنایات خود را بپوشانند و دیگران را مقصر جلوه بدهند و هم از سوی دیگر با نمایش این برنامه ها اینگونه جلوه دهند که نفرات شان در لیبرتی بدون مشکل هستند و افشاگری ها علیه مناسبات فرقه ای و وضعیت افراد فرقه در عراق دروغ است.
مواضع مشترک مریم قجر و نتانیاهو
همکاری و هم نوایی سران فرقه با نخست وزیر غاصب اسرائیل اکنون برای همه روشن شده است در مورد مسئله هسته ای ایران فقط این دو نفر هستند که ساز مخالف می زنند و خواهان نابودی تاسیسات هسته ای ایران هستند. نخست وزیر اسرائیل در سخنرانی خود در سازمان ملل ادعا می کند که تاسیسات هسته ای ایران خطرناکتر از داعش می باشد ادعایی مسخره که فقط سران فرقه را خوشحال می کند.
من آن زیری هستم!!!!
اگر به حرکت های فرقه در سنوات گذشته نگاهی بیندازیم می بینیم همواره همه تصمیم گیری ها از سر خودخواهی و جاه طلبی وی بوده است. مثل 30 خرداد با آغاز جنگ مسلحانه، فرار از تهران به پاریس، انقلاب ایدئولوژیک و طلاق اجباری و بعد رفتن به عراق و همراهی با صدام که به قول خودش تنها دوست و شریک استراتژیک
آخرین دسته گلی که مریم به آب داد
وقتی در پادگان اشرف مستقر بودیم سازمان مجاهدین از اعضاء خود می خواست تا به خانواده هایشان زنگ بزنند و بگویند که بیمار هستند و باید عمل جراحی شوند و نیاز مبرم به پول دارند به آدرسی که سازمان به خانواده ها می داد از آنها می خواستند رقم پولی را به حساب سازمان بریزند، در حالی که موضوع بیماری اعضاء دروغ محض بود فقط از جهت اخاذی به این عمل کثیف دست می زدند. در همین مورد خانواده های زیادی را می شناسم که فریب خورده اند و به حساب سازمان به اعتبار بچه هایشان پول واریز کردند، این یک نمونه از نوع دزدی، آیا به نظر شما فرقی با سایر دزدی ها دارد؟
مریم قجر و جار و جنجال پیروزی برای هیچ
در مورد خارج شدن نام سازمان از لیست سیاه غرب دیگر سران فرقه به این مسئله اشاره ای نمی کنند و انگار اصلا این اتفاق نیفتاده است و اکنون برای مطرح کردن خود به مسئله مختومه شدن پرونده دستگیری مریم در فرانسه اشاره می کنند و با برگزاری جشن و مراسم سعی دارند به افردی که به دستور سازمان در 17 ژوئن دست به خود سوزی زدند و به افراد نگون بخت خود در عراق روحیه بدهند که دیگر همه چیز در مسیر سرنگونی قرار گرفته و دیگر سازمان مشکلی نخواهد نداشت.