آیا مریم رجوی نماد حرفهای خود است یا تناقض آن؟

30 مهر یادآور بازیهای درون سازمانی فرقه رجوی است.خیانت هایی که برای هدر دادن سالها عمر گرانبهای افراد اسیر فرقه رجوی به وادی های پوچ ایدئولوژیک بوده است و استراتژی هیچ نیز آنرا کامل کرده است.
باری اینبار میخواهم اندکی بر سخنان مریم تامل کرده و نمود آنرا در زندگی افراد درون سازمان و ظرف تشکیلاتی که نمونه بارز و اولیه و نمونه آزمایشگاهی ایدئولوژی رجوی است را بیان کنیم و شما را هم سفارش میکنیم که آنرا ملاحظه کنید.من نه قضاوت می کنم و نه پیش داوری فقط واقعیت ها را بیان می کنم و برای آن نیز از افراد موجود در درون و بیرون تشکیلاتی آشنا با مجاهدین می خواهم به آن رای دهند.
مریم رجوی در سال 1373 به بعد در شکل رییس جمهور مقاومت به فرانسه رفت و سپس در گرد همایی های گوناگونی شرکت کرد از بیانات وی:
"در ایران فردا عقیده و بیان و قلم و مطبوعات کاملا آزاد بوده و هرگونه سانسور و تفتیش عقاید ممنوع است!"
"هرگونه آموزش اجباری مذهبی و عقیدتی و اجبار به ترک آن ممنوع است!"
"هرگونه تبعیض در مورد پیروان ادیان و مذاهب مختلف در برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی به دلیل اعتقاد به یک مذهب یا دین در امر انتخاب شدن انتخاب کردن و استخدام تحصیل و قضاوت و…"
فرقه رجوی در سازمان و ارتش به اصطلاح آزادی بخش رزمنده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم و حتما باید مسلمان و مجاهد باشند و باید افرادی که بهایی, یهودی, مسیحی, سنی, کمونیست, مارکسیست, لائیک و اهل حق و…هستند باید مسلمان شوند و آنرا در جمع اعلام کنند از جمله افرادی که مجبور به این کار شدند حسین نجف علی(مارکسیست), نوریک ماناسیان(مسیحی), سعید افشار(بهایی) , ادوارد ترومادو(مسیحی) , محمود رستمی(لاییک), فردین محمد زمانی(لاییک), بهروز ثابت(لاییک), شهاب اختیاری (اهل حق) و… آنها از دین خود برگشتند و به زور نشست و تهدید و زندان ابوغریب و ایزوله تشکیلاتی مسلمان شدند. بیچاره غیر مسلمانان نمی توانستند فرمانده تانک یا فرمانده دسته بشوند چه برسد به بالاتر!
کسانی که انقلاب من درآوردی شما را قبول نکردند چه بلایی سرشان آوردید؟مهدی افتخاری که بیچاره بر اثر شدت فشار وارده مرد! حمید فلاحتی , احسان موسوی , فتح الله فتحی , علیرضا میرباقری, و…. که تقریبا 90 درصد سازمان هستند که از دست فشارهای شما عاصی شده اند بعضی موفق به فرار از مناسبات شده و بعضی هنوز گرفتار شما هستند.
اندر باب قلم, شما می توانید همه چیز در ستایش از رهبری بنویسید ولی انتقاد به شورای رهبری و باز کردن ذهن افراد روی آنها گناه کبیره است اگر کسی ذهنش را روی مسئولش باز کند دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود.! شما به خبرنگاران اجازه بازدید از اشرف را نمی دادید حتی اجازه بازدید از لیبرتی را نمی دهید! اگر خبرنگاری می آمد با چند لایه حفاظتی مانع برخورد وی و صحبت با افراد می شدید ما اینها را فراموش نکرده ایم چنان جوی را هنگام آمدن خبر نگاران ایجاد می کردید تا واقعیات را نبینند حالا اینها جدا, شما حتی افراد شورا هم که می آمدند چنین محذوریاتی ایجاد می کردید مگر طالب جلیلیان نبود که وی را به جرم دادن نامه به مهدی سامع , در بنگال – کانتینر زندانی کردید یا مانع از بر خورد افراد با آقا و خانم متین دفتری و حتی خانم مرضیه یا امیر آرام می شدید؟ مگر کسی می توانست صحبت کند؟
ساعتها به دنبال افکار افراد حتی در خواب بودید چه فشارهایی را که بر سر افراد برای گفتن درون خودشان نیاوردید پس نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی که فرد مجبور میشد تمام افکار جنسی خود را در جمع بگوید نکردید؟
اینها را یکی میگوید که لا اقل یک صدمش را در مناسبات داخلی خود انجام دهد!
مریم رجوی در همان سخنرانی می گوید:
" در ایران فردا احزاب اجتماعات و جمعیتهای سیاسی و اتحادیه ها انجمن ها و شورا ها و سندیکاها کاملا آزادند و این آزادی تا مرز قیام مسلحانه علیه نظام مشروع و قانونی کشور هیچ محدودیت اصولی ندارد"!
" در ایران فردا انتخابات و آرای عمومی اساس مشروعیت نظام کشور است و هیچ قانونی که ناشی از مرجع قانون گذاری نباشد رسمیت و اعتبار ندارد"
اما در سازمان حرف زدن دو نفر با هم جرم و محفل زدن است شعبه سپاه پاسداران را در سازمان دایر کردن است! حالا جدا از اینکه مفهوم صحبت چه بوده باشد دیگر وای بحال تجمع و جمعیت و… معنی شورای ملی مقاومت هم این است کسی که حرف رجوی را نپذیرفت اخراج! رای گیری هم همه باید موافق باشند و گرنه ایزوله می شوند خدا پدر آقای متین دفتری را بیامرزد همان موقع که رجوی داشت رای گیری میکرد مزد بگیران شورا همه بودند رجوی گفت هر کس مریم را به عنوان رییس جمهور قبول دارد دستها را بالا کند! بعد آقای متین دفتری گفت آقا رای گیری باید مخفی باشد چرا شما اینطوری می کنید؟ که رجوی با دندان خشم جوابش را دارد و گفت باشد برای بعد! سپس پس از برگزیدن و اعلام رسمی آمده در سالن قرارگاه اعلام می کند که کی قبول دارد دستها بالا! خب آیا با این مناسبات کسی می توانست قبول نکند؟
این هم شیوه انتخاب همین رییس جمهوری(مریم رجوی)!
خب این تا اینجا دیگر اینکه مگر شما نبودید که در زمان شاه و بعداز انقلاب مبارزه مسلحانه می کردید؟چطور در حکومت شما کسی حق مبارزه مسلحانه ندارد اما شما دارید خب اینکه می شوید رژیم سرکوبگر! راستی مشروعیت شما چگونه است این انقلاب مگر توسط میلیونها ایرانی به بار ننشست و پیروز نشد شما چگونه آنرا نامشروع نامیدید؟ حالا چطور شما را مشروع بدانند حتما شکنجه مخالفان سیاسی هم انجام نمی دهید یادتان رفته که در سازمان دو بار این کار را به صورت جمعی انجام داده اید؟ یکی سال 65 یکی هم سال 73 که چند نفر هم در این رفع ابهام کشته شده اند خوب است 3000 نفر از افراد خودتان این بلایا را سرشان آوردید که آمده بودند برای شما کشته شوند معلوم نیست چه بر سر مردم ایران که شما را دوست ندارند و از شما متنفرند میاوردید حالا در حاکمیت نیستید 12000 نفر را کشته اید این از مشروعیت شماست؟!
یا در قسمت دیگری از این سخنرانی برای خارجه نشینان بی خبر اظهار می دارد:
"در ایران فردا زنان از حقوق سیاسی و فرهنگی کامل و مساوی با مردان برخوردارند!"
"فعالیت سیاسی و حق مسافرت بدون اجازه مرد و یا دیگری"
" انتخاب آزادانه لباس و پوشش" بله یادمان نرفته که حرف زدن زن با مرد در سازمان ممنوع است و سریعا به هردو طرف مارک رابطه نامشروع میزنید , ازدواج ممنوع و همه زنان زن و محرم رهبری هستند و نا خواسته به عقد او در آمدند. در آنجا اکثر زنان به کارهای سخت در آشپزخانه مجبور می شدند و در یک قفس بزرگ جدا از مردان نگهداری می شدند شما حتی ساعات پمپ بنزین را زنانه مردانه کرده بودید که مرد و زن همدیگر را حتی در پمپ بنزین هم نبینند!!!! ما در هیچ کجای دنیا چنین برابری را ندیدیم!
شما زنان را از مردان ترسانیده بودید و چنان به آنها گفته بودید که هر برادر مجاهد نظر بد به شما داشته و در صدد تجاوز به شماست و مناسبات را اینگونه خراب کرده بودید که بیچاره ها میترسیدند حتی با مردان مجاهد صحبت کنند!
این بود آزادی و برابری که شعارش را میدادی؟ مگر قدسیه گنجه ای نبود که یک نفر را دوست داشت چه بلایی سرش درآوردید؟ بیچاره فائزه اکبریان بر اثر شدت فشارها دست به خودکشی زد چند نفر در اوان جوانی خودکشی کردند مگر آلان محمدی 16 ساله نبود که سلاح را زیر گردنش گذاشت و شلیک کرد!
چه برابری زاید الوصفی!
"اشتغال و انتخاب آزادانه شغل و حق تصدی هر مقام و منصبی "
همین شما مانع از خواست فرد برای انتخاب شغلش می شدید مگر همین شهرام عالیوندی نبود که نمی خواست به عملیات برود و یا هزاران نفر دیگر چگونه مورد ایزوله تشکیلاتی قرار میدادید؟ به آنها مسئولیت نمی دادید. مگر بارها نشد فردی دوست داشت در امداد کار کند مانع می شدید خواهان تانک بود به او نفربر میدادید مهندس برق بود وی را مجبور به کار کردن در یگان رزمی می کردید مگر همین حسن نایب آقا نبود که گل سر سبد ورزشی کشور و قهرمان فوتبال بود برایش حتی مربیگری را ممنوع کردید و به کار کشیدن فاضل آب گماشتید و گفتید این یک کار ایدئو لوژیک است! و قصد خرد کردن وی را داشتید؟ و می گفتید ما تعیین میکنیم چه کاری را انجام دهید!
رهبری خارجه نشین میگوید:
"در ایران فردا کارگران و دهقانان و انبوه زحمتکشان جامعه و…"
خواهشا اسم زحمتکشان را نیاورید! بیایید از ار دی ها و ار پی ها(رزمندگان اردوگاهی و رزمندگان پیوسته به ارتش) صحبت کنیم همان سربازان اسیر اردوگاهی که آنها را به هیچ حساب نمی کردید و خود را عالم دهر و آنها را لمپن خطاب می کردید و مانع دادن مسئولیت به آنها می شدی آنها را قشر پایین و لواط کار محسوب می کردید در حالی که سنگین ترین کارها بر دوش آنها بود شما به نامردی مزد آنها می دادید! حال وای به حال زحمتکشان ایران اگر گرفتار شما از ما بهترون می شدند!
شما حتی برای اختصاص لباس و کفش و… برای این بندگان خدا امتناع میکردید! در حالی که خودتان از توالت فرنگی 25000 دلاری استفاده میکردید. سوار شدن به ماشین جیپ را برای عضو و زیر عضو سازمان ممنوع کرده بودید و باید سوار آیفا میشدند و خودتان جز با ماشین کولر دار تردد نمی کردید! این معنی برابری است.
شما که حتی از غذای آشپز خانه مصرف نمی کردید و در ستاد هر محور برای خود به نام غذای بیمار و رژیمی به طور جداگانه طبخ می کردید! مگر می شود فقط شورای رهبری آنهم همگی مریض با شند!
اینها تازه جزیی از مرام و مسلک شماست که ما دیده ایم حال بیشتر از این بعد ها مشخص خواهد شد.
این معنی ریاست جمهوری است که خودشان نمی توانند تصمیم گیری کنند و بیشتر دوست دارند به جای بودن نزد رزمندگان در میان خارجه نشینان باشند! و در هوای خوب زندگی کنند و 1000 نفر در قرارگاه اورسوراواز فرانسه هم برای وی نوکری و کلفتی کنند یکی برود مالی اجتماعی پول در بیاورد یکی غذا بپزد و یکی برنامه فکاهی اجرا کند وی را بخنداند دیگری آنجا را جارو کند و… خلا صه ایشان بشوند ریسس جمهوری مردمان ساده ظلم پذیری که باید رنج بکشند تا وی با چند سازمان اطلاعاتی بنشیند و لاپورت ملت و مملکتش را به آنها بدهد و پولها را خرج زیبایی و جراحی خودش کند و لباسهای گرانبها بپوشد و با این و آن دست بدهد!
معلوم است خوب شد این مدت طول کشید واقعا در این دنیا باید به عمل افراد نگاه کرد ونه به حرفهایشان.
فرزین

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا