آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود
اما این انسان بیگناه پس از دستگیری مریم رجوی طعمه آتشی شد که قرار نبود وی را بسوزاند، اما اینچنین شد. در همان ایام مریم رجوی سراسیمه از فرط ترس و استیصال زمانی که توسط پلیس فرانسه دستگیر شده بود خود به زبان آورد که «من عضو سازمان نیستم!!!» بعد هم گفت «من اصلاً عضو شورای ملی مقاومت هم نیستم!!!» و بعد گفت من بعنوان یک ایرانی… و آنقدر عقب نشینی کرد که من خیال کردم وی فردی عادی است!
فروغ جاویدان در نگاه یک عضو سابق
این علملیات تنها و تها برای این بود که رجوی در زمان آتش بس تماماً خود را شکست خورده میدید، در صورتی که اگر صادق بود و همان سرلوحه فدا و صداقت مجاهدین را قبول داشت با قبول شکست، از خود انتقاد کرده و آمدن به عراق را اشتباهی استراتژیک، سیاسی، و ایدئولوژیک میدانست. اما این بزرگ مرد کوچک در یک آن بقول خودش «تمامی سازمان ما را از آبشار نیاگارا پایین ریخت»! یا «همه را یکجا در آتش ریخت» و یا.. بالاخره از داغ شکست خود ما را در آتش ریخت
دنیا همیشه یه جور نمی مونه!
دنیا همیشه یه جور نمی مونه! اصغر فرزینبه: برادر عزیزم یداله زارعی و برادر گرامی ام قاسم جباریبازهم مجدداً مجبور به نوشتن شدم. ولی خب من از دست اندر کاران سایت برای چاپ مطالبم تشکر میکنم زیرا لااقل در اینجا کسی نمیتواند صدای مرا در حلقوم خفه کند و میتوانم حرفم را بزنم.بسیار خوشحال شدم […]
دنیا همیشه یه جور نمی مونه
بازهم مجدداً مجبور به نوشتن شدم. ولی خب من از دست اندر کاران سایت برای چاپ مطالبم تشکر میکنم زیرا لااقل در اینجا کسی نمیتواند صدای مرا در حلقوم خفه کند و میتوانم حرفم را بزنم. بسیار خوشحال شدم از اینکه مجدداً دوتن از برادران عزیزم برای پاسخگویی به من مورد استفاده قرارگرفته اند. حالا اگر خودشان این مطالب را نوشته اند بماند اما دستور فارسی و انشاء جملات مانند قبلی هاست.
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد…
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد، در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد اصغر فرزیناگر بخواهم شرح حال این شعر را با شرایط افراد روی کره زمین تطبیق دهم هیچ کسی جز اشرف نشینان را نخواهم یافت. کسانی که روزی با هر انگیزه ای به آنجا کشیده شدند و در دام صیاد انسانها، […]
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
اگر بخواهم شرح حال این شعر را با شرایط افراد روی کره زمین تطبیق دهم هیچ کسی جز اشرف نشینان را نخواهم یافت. کسانی که روزی با هر انگیزه ای به آنجا کشیده شدند و در دام صیاد انسانها، رهبری فاسد و خائنی همچون رجوی گیر افتادند و اکنون که صیاد و زنش نیز فرار کرده و این افراد بیگناه در اسارت نامحدودی بسر میبرند.
وقت است که بیدار شوی تا همره ما یار شوی
در ایران اصلاً کسی سازمان را نمیشناسد انها هم که میشناسند از آن به بدی و خیانتکاری و ستون پنجم دشمن یاد میکنند بله زمانی که ما در آنجا بودیم فکر میکردیم ما رزمندگانی مقدس هستیم که چشم امید مردم به ماست و منتظر ما هستند و آرزوی ما را دارند. اما همه اینها پوچ بود واقعیت ها چیز دیگری را میگویند که نتیجه عملکرد رهبری فاسد و خیانتکاری است که ما را به بیراهه کشاند و البته که خدا پاسخ تمام خیانتهای او را بدون جواب نخواهد گذاشت.
بارد چه؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا؟
بارد چه؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا؟ از: اصغر فرزین به: مرتضی صدیق از اینکه دیدم افشا واقعیت ها دارد به جایی میرسد و پاسخ دو نفر از دوستانم را دیدم بسیار خوشحال شدم البته دیری نگذشت که سوالاتی، ذهنم را به خود مشغول ساخت.در نامه اول که دوست و برادر عزیزم […]
بارد چه؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا
از اینکه دیدم افشا واقعیت ها دارد به جایی میرسد و پاسخ دو نفر از دوستانم را دیدم بسیار خوشحال شدم البته دیری نگذشت که سوالاتی، ذهنم را به خود مشغول ساخت. در نامه اول که دوست و برادر عزیزم مرتضی صدیق نوشته است برایم سوال شد که آیا اینها را مرتضی نوشته زیرا دستور جملات متعلق به خودت نیست
چه تفاوتی میان سازمان، موسسه، اداره، حزب و فرقه وجود دارد
شاید تعجب کنید که این چه سوالی است که میکنم. اما بهتر است بدانیم که هرچیزی تعریفی دارد. امروز بیایید تعاریف را با یکدیگر مچ کنیم و روی سخنم با شماست که در اشرف نشسته اید. کاغذی بردارید و برآورد خود را بنویسید (چون میدانم به منابعی دسترسی ندارید که از آنها کمک بگیرید) چون کتاب خواندن در آنجا ممنوع است و همه چیز بایستی طبق کتابهای سازمان باشد ولی خب خودتان که عقل دارید.
چه کسی می تواند قضاوت کند
وقتی که تاریخچه عملیات را مرور می کردم به یک نکته مهم برخوردم. و اینکه در عملیات تروریستی سازمان، چه کسی مشخص میکند که آن فرد را بایستی ترور کرد؟ و با توجه به اینکه این حکم بدون حضور متهم و وکیل مدافع مشخص می گردد، مجرم بودن فردی که ترور خواهد شد چگونه مورد بررسی قرار خواهد گرفت؟ خیلی فکر کردم. که بالاخره در این جنگ چه معیاری برای مشخص کردن خلق و ضد خلق داریم. و چه قانونی در اینجا حکم می کند.
حکومت یعنی چه
اگر از سازمان و مسئولین آن بپرسید که گتره ای یعنی چه میگویند نمی دانیم و می گویند ما مبارزه علمی را پیش می بریم و تمامی کار ما براساس اصول دیالکتیک است! در واقع تضاد مبنای حرکت تمامی موجودات و مواد روی زمین است. این یکی را خوب می دانند اما بایستی پرسید که چرا پس از اینهمه سال افراد درون مناسبات سازمان از خود حرکت واراده ای ندارند؟ شما به آنها می گوئید که بایستی با سازمان وحدت کار کنند؟ چرا از رویارویی وپرسش سوالات آنها واهمه دارید و درواقع همان اصل دیالکتیک را در اینجا نفی می کنید یا دست آخر می گوئید باشد با سازمان تضاد داشته باش ولی آخر سر قبول کن که سازمان درست می گوید و برو تا دفعه بعدی؟