ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

اگر بخواهم شرح حال این شعر را با شرایط افراد روی کره زمین تطبیق دهم هیچ کسی جز اشرف نشینان را نخواهم یافت. کسانی که روزی با هر انگیزه ای به آنجا کشیده شدند و در دام صیاد انسانها، رهبری فاسد و خائنی همچون رجوی گیر افتادند و اکنون که صیاد و زنش نیز فرار کرده و این افراد بیگناه در اسارت نامحدودی بسر میبرند. راستی چرا؟ کدام عقل سلیم قبول میکند که انسانهائی که یک روز برای رهاسازی محرومان و برابری انسانها گام در راهی گذاشتند و انگیزه هایی که حالا کم و بیش خلقی تصور میکردند اما طرفِ خود را نشناخته بودند که چه موجودی است. البته میدانم دلهای دوستانم در بازداشتگاه اشرف خون است و خود بیش از من اینها را میدانند. اما چرا ما در قرن بیستم اسیر چنین موجوداتی هستیم؟ و علت چیست؟ علت این سحر و افسون و جادوگری چه میباشد؟

1-طرف یعنی رهبری، خودش سه بار ازدواج میکند (البته تا آنجا که ما میدانیم و رقم اصلی بیش از این است) اما بر رهروان خود اینرا منع میکند.

2- خودش زمانی که قافیه به تنگ می آید فرار میکند اما فرار بر بقیه ممنوع است.

3- خودش به هرکجا که بخواهد میرود اما بر رهروانش خروج از اشرف ممنوع و مرز سرخ است.

4- خودش با بیگانه به مذاکره مینشیند و با ارتش خارجی علیه مملکت خودش میجنگد اما به هرکسی که کوچکترین اختلافی با خودش داشته باشد رحم نمیکند.

5- و بخوانید تا آخر این ماجرا را.

بالاخره موضوع چیست؟ سرانجام این هارت و پورتهای بی سر و ته به کجا می انجامد. چرا چنین تصویری از مبارزه آنهم در قرن 21 ارائه میشود. به راستی مبارزه یعنی چه اصلاً با چه کسی باید مبارزه کرد؟ چرا سازمان مجاهدین خلق ایران الان سازمان مجاهدین خلق عراق شده؟ و اصلاً چه کاری انجام میدهد. بیائیم وظائف محوری و روزانه آنرا برشمریم.

1. اسیر کردن 3200 نفر در بازداشتگاه

2. قطع ارتباط 3200 نفر با خانواده ها و بستگانشان، سانسور خبری، مطبوعاتی، عدم وجود اینترنت، تلفن و… در عصر ارتباطات!

3. ادعای مبارزه مسلحانه بدون سلاح

4. ادعای مبارزه بدون داشتن استراتژی مشخص

5. سوق دادن افکار هواداران و اعضا به سمت اینکه خارجی (عراق، آمریکا و…) به ما کمک میکنند.

6. جاسوسی به نفع بیگانه

7. دادن اطلاعات کشور خود به بیگانه

8. کاسه لیسی برای چسبیدن به ابرقدرتها

9. قطع از مردم و یا خلق قهرمان ایران

10. خود را بالاتر از بقیه دیدن و عقل کل و محور عالم دانستن!

11. و… شما میتوانید اضافه کنید!

خب این یعنی چه و اصلاً چه کسی مسئول پیگیری است! عزیزان من هیچکس. فقط خود شما بایستی کاری کنید هیچکس به کمک شما نخواهد آمد خودتان بایستی خودتان را از دست این تارهای عنکبوتی آزاد کنید و مهم نیست که چطور. اما بگذارید تجربه خود را بگویم. در ابتدا آدم بایستی منطقی و واقع گرایانه با مشکلات خود برخورد کند. دوم تصمیم بگیرد و سوم برای تصمیم خود حرکت نماید.

بسیار جالب است افرادی که خود را انقلابی و آگاه میدانند و هرچیزی را با آگاهی قبول میکنند در مقابل فشار و زور رهبری فاسد و جنایتکار خود تسلیم میشوند! آیا این درست است؟ همه میدانند که تصمیم گیری ها و مشی این رهبری فاسد، اشتباه است و سرانجامی ندارد. اما چرا حرکتی نیست و تا کی میخواهید به امید خارج از خود بنشینید وقت است که تلاش و مجاهدتی کنید. و از نشست و فرونشینی رها شوید. مگر شما رسم مجاهد بودن را برنگزیدید پس چرا اینگونه نشسته اید؟ مجاهد علیرغم گفته رجوی یک چیز انحصاری نیست.

نگران چه هستید؟ شما اگر آنجا نباشی بریده نیستید شما خائن به کسی نیستید بلکه بایستی به مفهوم آنچه که اعتقاد دارید خودتان حرکت کنید. به هر حال امیدوارم روزی همه دوستانم از این اسارتگاه شرّ و شیطانی رها شوند.  

با تشکر

اصغر فرزین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.