اگر مجید شریف واقفی زنده بود، مسعود رجوی را تمکین نمی کرد
مجید شریف واقفی همان طوری که زیر بار هژمونی و اتوریته تقی شهرام نرفته بود اگر زنده بود هرگز از مسعود رجوی تمکین نمی کرد. زیرا مسعود رجوی عین تقی شهرام فکر می کند، رجوی خودش را در راس” قطبی” می بیند فکر می کند دارای استعداد و نبوغی است که بقیه میلیونها سال با او فاصله دارند خودش را نیروی بالنده می خواند و در دنیای توهم خویش اعتقاد دارد کشف عظیمی را نائل آمده است
خواهرم را راضی به جدا شدن از فرقه می کنم
با آقای احمد رضائی برادر صدیقه که در تشکیلات رجوی اسیر می باشد گپ و گفتگو خودمانی داشتیم وی با آن چهره بشاش و خندانش عنوان نمود که من خواهان این هستم که ملاقاتی با خواهرم داشته باشم این خواسته ای که حتی همه زندانیان از آن بهره می برند ولی در فرقه رجوی این حق از افراد گرفته شده است. وی عنوان نمود وقتی در سال 82 به ملاقات خواهرم صدیقه رفتم از وضعیت زندگی شان و نحوه برخورد و اینکه نمی توانم با خواهرم به تنهایی صحبت کنم دریافتم که رهبری فرقه جز شعار و عوام فریبی چیزی برای دیگران و اعضای خود نداشته است.
خدا رجوی را لعنت کند که عامل بدبختی خانواده ما شده است
وقتی برایش توضیح دادم که رجوی جنایتکار خانواده را کانون فساد می نامد و عنوان می کند خانواده ها مزدور می باشند با ناراحتی گفت که مزدور خودشان هستند که با صدامیان همکاری کردند و اکنون در ایران جایی ندارند. آیا من مادر پیر که به زور راه می روم می توانم تهدیدی برای آنها باشم که به او توضیح داده شد که شما خطرناکترین دشمن برای سران فرقه می باشید چون آنها سعی دارند که عاطفه فرزندی را از بین ببرند.
در وجود رجوی ها عاطفه انسانی اصلا وجود ندارد
وی که از خانواده های فعال استان می باشد مطرح نمود که اکنون بعد از چند سال آیا امکان ملاقات آنان در لیبرتی فراهم شده است و اگر این مسئله حل شود مطمئنا کار سران فرقه تمام شده باید فرض کرد. به او توضیح داده شد که با کارشکنی سران فرقه کار انتقال افراد به کشور ثالث هم به سختی انجام می گیرد و اگر این شرایط فراهم شود او اولین نفری خواهد بود که برای ملاقات با برادر اسیرش خواهد رفت.
چرا رجوی فریبکار از ما خانواده ها می ترسد؟
سال 82 برادر دیگرم به ملاقات مصطفی به اشرف رفت و چیزهایی که تعریف می کرد برایم قابل قبول نبود که بعد از سالیان وقتی برادرش را دیده چند نفر همراه او بودند که مبادا رابطه عاطفی بین آنها برقرار شود و او هم ترس داشت که بعد از رفتنش او را در تشکیلات زیر ضرب برده که چرا در برخورد با برادرت آنگونه که ما گفتیم رعایت نکرده است.
فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت پایانی
سران فرقه اوایل، حضور خانواده ها را از ما مخفی می کردند. بعد به ما القاء کردند که ایران نفرات خودش را تحت عنوان خانواده برای دستگیری و بردن ما به ایران جلوی درب کمپ جمع کرده! وقتی هم که خانواده ها برای رساندن صدای امیدبخش خود به ما، بلندگو گذاشتند، سران فرقه بلافاصله علاوه بر گذاشتن بلندگو در مواضع نگهبانی نزدیک سیاج، در محوطه محل استقرار هر مقر هم به تعداد زیاد بلندگو گذاشتند که از صبح تا شب بطور لحظه مره ترانه های فرقه را پخش میکردند حتی بعضا شب ها موقع خواب هم بلندگوها را روشن می کردند.
فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت سوم
به گفته جدا شدگان، بعد از آمدن خانواده ها به پشت درب اشرف برای انجام ملاقات، به دستور رجوی ها تمامی اعضای می بایست دوره های آموزش پرتاب قلاب سنگ، سنگ انداختن با تیر و کمان و نحوه کار با فلاخن های برقی که جهت پرتاب ده ها سنگ به صورت هم زمان به سمت خانواده ها طراحی شده بود را می گذراندند و توانایی کامل استفاده از این ابزارها را علیه خانواده ها کسب می نمودند!!
فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت دوم
رجوی ها در ابتدا فکر می کردند موضوع حضور خانواده در پشت درب اشرف و درخواست َآنها برای انجام ملاقات بیشتر از چند روز طول نخواهد کشید و اگر خانواده ها را معطل کنند موضوع تمام شده و آنها برخواهند گشت. رجوی ها در این مرحله در اطلاعیه های شورا، افراد مراجعه کننده را «خانواده» ذکر نموده و قصد داشتند با ریاکاری، از یک سو مانع از دیدار و ملاقات خانوادهها با اعضا بشوند و از سوی دیگر گناه عدم انجام ملاقات را به گردن دیگران بیاندازند تا از این طریق هم افراد خود را در حصار فیزیکی حفظ نموده و هم یک موضوع تبلیغاتی بدست بیاورند.
نامه سرگشاده خانواده های مازندران به دبیرکل سازمان ملل متحد و نماینده ویژه حقوق بشر
اکنون چیزی که ما را نگران کرده سران فرقه در تبلیغات شان عنوان می کنند تعدادی از خانواده ها برای ملاقات به کمپ لیبرتی رفتند البته این کار که سالیان ما به دنبال آن بودیم خبر بسیار خوشحال کننده ای می باشد ولی چیزی که ما را بسیار نگران کرده است نمونه همین تبلیغات کور سران فرقه در مورد ملاقات می باشد که قبلا شاهد بودیم که چگونه تعدادی از اعضای فرقه به دستور رجوی کشته شدند.
زوزه های رجوی پس از اعزام گروه دوم به کشور آلبانی
آقای رجوی اینها محصول انقلاب مریم هستند که هنوز به آلبانی نرسیدند مرز شان را از فرقه جدا کرده اند؟ به یاد داریم در هر نشستی هر دم و ساعتی بی مناسبت و با مناسبت از انقلاب مریم می گفتید و همواره به عنوان اکسیر زمان یاد می کردید می بینیم انقلاب خود ساخته و بی بوته رجوی شرعه شرعه شده دیری نخواهید پائید تا تار و پودش توسط همین جداشدگان در هم بریزد.
فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت اول
رجوی ها کینه زیادی از خانواده ها داشتند و در هر فرصت به این افراد درد کشیده چنگ می انداختند. در چند هفته اخیر بار دیگر فرصت را غنیمت شمرده و دوباره بر علیه خانواده ها شروع به لجن پراکنی کرده اند و چند اطلاعیه صادر و در سایت های خود مقالات زیادی علیه خانواده ها درج نمودند. علاوه بر این به انتشار مجدد پیام رجوی بر علیه خانواده ها نمودند. رجوی این پیام را در زمستان 1388 و در واکنش به درخواست خانواده ها برای ملاقات داده بود.
رجوی قاتل کارگران، اکنون مدعی حقوق آنان می باشد
حال هر چند که سران فرقه می خواهند به مناسبت های مختلف اطلاعیه داده و نعره پیروزی سر دهند. یادمان نرفته که در سالهای 60 به بعد همین کارگران توسط عوامل ترور رجوی به جرم مذهبی بودن و داشتن ریش و… به شهادت می رسیدند حالا دم زدن از حقوق کارگران بسیار مضحک می باشد. اگر نظر همین کارگران را می خواهید بدانید که اگر دستشان به شما برسد چیزی از نام و نشان شما باقی نخواهد ماند.