بمب و ترور در فرقه رجوی و ارتباط میان بشکه های نفتی رژیم صدام
عمده فعالیت این فرقه در خلال جنگ هشت ساله را میتوان اعزام گروه هایی برای انجام عملیات های ترور و خرابکاری، به ویژه ترور رزمندگان و فرماندهان نظامی در داخل ایران، جاسوسی از تحرکات نظامی ایران، انجام تبلیغات مسموم از طریق رادیوی اختصاصی این گروه در عراق و نیز شایعه سازی برای تحت الشعاع قرار دادن حمایت های مردمی از جبهه ها دانست.
رجوی ها بخاطر پول یک عضو خود را به زندان فرستادند
فرقه رجوی که بدلیل اعمال تروریستی و همچنین مزدوری برای صدام و جاسوسی برای اسرائیل و عربستان مورد تنفر مردم ایران، حتی مخالفان دولت می باشد، برای مجالس دور هم نشینی فرقه در اروپا، با هزینه های گزاف که به هیچ وجه قابل قیاس با مقدار مورد نیاز برای آزاد کردن عضو فرقه در عراق نمی باشد، تورهای پاریس گردی، آلمان گردی و… را بصورت مجانی راه انداخته و با این ترفند دانشجویان کشورهای اروپای شرقی که وضع مالی خوبی ندارند را به عنوان سیاهی لشکر به برنامه های خود می برند.
رجوی حیات خود را در گرو به کشتن دادن اعضا می بیند
شب 19 فروردین به ما آماده باش دادند آن شب در میدان لاله یکان ما تجمع کرد و آماده مقابله با نیروهای عراقی شدیم اول صبح ستون عراقی ها را دیدیم که به سمت ما می آمدند ما هم به دستور مسئولین آماده درگیری شدیم در همین اثناء نفرات یک یکان را فرماندهان بالا به موقعیتی که نیروهای عراقی به سمت ما می آمدند فرستادند تا جلوی شان را بگیرند در آن محل بین ما با نیروهای عراقی درگیری بالا گرفت ما صدای شلیک را می شنیدیم فرماندهان فرقه با بلندگو به دروغ اعلام می کردند صدایی که می شنوید صدای گلوله مشقی است نه جنگی، برای این که به نیروهایشان روحیه بدهند و در مقابل آنها بایستند و مقاومت کنند!!
رجوی ها نمی توانند از اعمال تروریستی و جاسوسی برای بیگانگان دل بکنند
هر چند آمریکایی ها مدتی بعد در یک بازی کثیف سیاسی و البته بعد از تخلیه ذلت بار پادگان اشرف، نام فرقه را از لیست سیاه خارج کردند. اما نکته ای که در آن زمان توسط بسیاری از کارشناسان و همچنین جدا شدگان فرقه رجوی ها مورد تاکید قرار گرفت این بود که ماهیت فرقه رجوی تروریستی است و وضعیت موجود رجوی ها را مجبور کرده تا ظاهر خود را رنگ و لعاب دیگری بزنند و هرگاه شرایط مهیا شود آنها بار دیگر ماهیت تروریستی خود را بارز خواهند نمود.
آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان، واقعیت ها را بگوئید – قسمت پایانی
تا مدتها مسئولین فرقه این نامه و حرف وی را مانند چکش بر سر افراد می کوبیدند که مگر چه کمتر از او دارید که او اینکه انقلاب خواهر مریم!! را گرفته است ولی شما درک درستی از انقلاب ندارید و…. اکنون سئوال از شما این خانم و دخترش که اینکه صد دل عاشق انقلاب طلاق مریم شدند و جوانی خود را در آن یافتند کجا هستند؟ چرا دیگر از تعریف و تمجید از مریم قجر خبری نیست. چرا سعی دارید با ردیف کردن یک مشت دروغ به دیگران برسانید که این به اصطلاح مقاومت از حمایت زیادی برخوردار است البته این حمایت را از مدل دانشجویان اوکرائینی و لهستانی و چک که با دادن پول و تفریح در آلمان و فرانسه و… به مراسم خود می آورید یادمان نرفته است البته این گونه حمایت ها هم لایق خود مریم قجر می باشد.
آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان، واقعیت ها را بگوئید – قسمت اول
بهتر است اینقدر دم از مبارزه و آزادی از مدل رجوی نزنید چرا که اصلا مبارزین آن دوران که با هیتلر می جنگیدند با شما قابل مقایسه نیست. آنان حاضر بودند جان خود را از دست بدهند ولی رجوی تنها کاری که می کرد این بود که از صحنه جنگ به دور باشد و حتی در بمبارانها عراق به گفته خود مریم قجر از عراق خارج شده بود تا مبادا وی بدون شوهر شود حالا این فرد شباهتی به مبارزین دوران فاشیسم هیتلری دارد که از زن و خانواده خود جدا شده و جان در این راه می گذاشتند؟
تناقض گوئی مریم قجر در قالب اطلاعیه به اصطلاح شورای ملی مقاومت ایران در بحث هسته ای
این توافق ضربه بزرگی بر سران فرقه تروریستی رجوی بود و اکنون می توان شاهد ریزش نیرو در این جریان باشیم سالیان با این مسئله که حکومت ایران زیر بار مذاکرات هسته ای نمی آید فریبکاری می نمود اکنون برای اینکه خودش را از این گرداب نجات دهد به سوی سناتورهای از دور خارج شده آمریکایی متوسل می شود تا شاید بتواند در مدت زمانی مشخص که باید توافق نهایی امضا شود کاری از پیش ببرد.
درد دل چند اعضای نگون بخت فرقه در لیبرتی
یکی از بچه ها که بسیار داغ کرده بود عنوان کرد رجوی از ابتدا می دانست نمی تواند به سرنگونی دست یابد به همین خاطر همه را سر کار گذاشت و از این طریق به زندگی شاهانه ای که آرزو داشت رسید و اگر این کار را نمی کرد کسی تحویلش نمی گرفت و باید مانند رهبر سایر گروهها به شکست اعتراف می کرد که در گذشته هم وی باعث خیانت شده و عامل اصلی کشته شدن رهبران اولیه سازمان وی بوده است.
خوشرقصی مریم قجر برای شیوخ مرتجع منطقه بخاطر کشتار مردم یمن
اگر قدری به کارکرد فرقه رجوی نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که آنان در سرسپردگی به اربابان خود ید طولایی دارند از جمله می توان به دوران حکومت صدام معدوم اشاره کرد زمانی که وی کشور کویت را به اشغال خود در آورد سران فرقه سکوت کرده و علنا از این کار حمایت کردند ولی بعد از مرگ وی رجوی ها نیاز به ارباب دیگری در منطقه داشتند و آن کشوری به نام عربستان بود و بعدا مشخص شد که در سفر رجوی به مکه این هماهنگی انجام شده است.
حمله عربستان و کشتار مردم یمن”خنده را بر لب های مریم قجر باز گشود”!!
در دنیای انقلابی ندیدم”کسی تا این حد از روی کینه” هر گونه تحول و یا تغییری در منطقه را اگر چه به نفع مردم همان کشور هم باشد را به ایران نسبت داده و خواهان براندازیش شود رهبران فرقه رجوی با سوء استفاده از شعار صدور انقلاب اسلامی حاضر شدند به صورت علنی از وهابی و داعش هم حمایت و پشتبانی کنند و در این رابطه باصطلاح پاچه ایران را بگیرند.
بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی – قسمت پایانی
در سال هایی که من در اشرف بودم شاهد بودم خانواده ای از سازمان جدا شده بود. شوهر اهل لرستان بود با خانواده به فرقه پیوسته بودند مرد خانواده به همراه بچه از سازمان جدا شد اما زنش نیامد و در تشکیلات ماند این داستان به بعد از انقلاب مریم قجر بر می گردد وقتی آن مرد پیگیر زنش شد زنش به او گفت من دیگر به تو تعلق ندارم مال مسعود هستم این فاکت گواه این است زن را راحتر می شود استثمار کرد رجوی هم به همین دلیل روی این موضوع انگشت گذاشت. در مقایسه زنهای اروپائی وابسته نیستند صاحب اراده و اختیار هستند” خوب یا بد”خودشان انتخاب می کنند اما در درون فرقه به او دیکته می کنندچه بکند و چه نکند. چرا ما باید اجازه بدهیم یک آدم همه خواسته ها و اندیشه های ما را بدزد؟ اگر آزادی وجود داشت آیا رجوی قادر بود اعضای فرقه را استثمار کند؟ مطمئنا نمی توانست.
بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی – قسمت اول
آقای مجید محمدی در پاسخ اظهار داشت: زن ها در سطح پایین بودند، رجوی با زرنگی به این نتیجه رسید که زنان می توانند در درون مناسبات خط رجوی را بهتر پیش ببرند آنها مطیع ترند شاخص انقلاب مریم قجر همین بود که زنان مسئله حل کن و راه بازکن هستند زیرا در طول تاریخ آنها تحت ستم بوده اند به همین جهت انگیزه آنها در رابطه با سرنگونی حکومت ایران بیشتر است، البته هدف فرقه آزادی زنان نبود هدف بندگی و بردگی بود تا از آنها به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفش استفاده کند.