عملکرد سازمان

اسارت در زندان صدام و در راه خدمت به میهن، یکی از نقاط قوت ماست

در چند مدت گذشته که شکایات و اعتراضاتی علیه رجوی و تشکیلات سرکوبگرش انجام گرفت، شاهد آن بودیم که فرقه رجوی و اَعوان و اَنصارش چگونه افسار پاره کرده و به هذیان گویی افتاده اند.

برخی از جداشدگانی که علیه مریم رجوی و سازمان جنایتکارش افشاگری کرده و لب به سخن گشودند، زیر آماج تهمت ها و افتراعات و توهین ها از طرف فرقه تبهکار رجوی قرار گرفتند. اما در این بین مشاهده کردیم که دستگاه تبلیغاتی و سخنگویان هزل سازمان رجوی که صدایشان همانند شغالان می ماند، از واژه «اسیر و اسیران درهم شکسته» بسیار اسم برده و خواستند با این واژه ضربه به کسانی وارد کنند که روزگاری تحت اسارت دشمن بعثی بودند و از بد روزگار به نزد فرقه رجوی رفته بودند و بعدها نیز از این باند آدم کش جدا شده و پی زندگی شخصی خود رفته بودند .

بکار گیری واژه اسیران درهم شکسته در دیدگاه ارتجاعی و پلید رجوی و افکار و اندیشه های کهنه آنان دو نوع کارکرد دارد:
۱- اول این که می خواهند از ضرباتی که در این مدت از طرف جدا شدگانی که زمانی در اسارت عراقی ها بودند و هم اکنون علیه رجوی دست به افشاگری می زنند بکاهند، و در خیال باطل خودشان با به کارگیری این واژه، زهرشان را به طرف مقابل بریزند. گویا که وقتی به طرف می گویی که تو زمانی اسیر جنگی بودی از شخصیت او به شدت کاسته شده و ضربه به تمام تار و پودش وارد می نمایند! گویی که گفتن کلمه اسیر جنگی، به مثابه پرتاب کردن طرف مقابل از بالای کوه به ته دره می باشد. انگاری که وقتی می گویی تو اسیر جنگی بودی، طرف مقابل باید اقدام به خودکشی کرده و از زندگی سیر شود و قِص عَلی ذلک! این نوع کارکرد خاصیت تشکیلاتی دارد، چه کسانی که همین الان در تشکیلات رجوی به سر می برند و چه کسانی که زمانی در داخل تشکیلات رجوی بودند.

۲- کارکرد دوم برای افراد بیرون تشکیلات می باشد، به ویژه برای هواداران فرقه رجوی که خودشان را در دام رجوی انداخته و آنان نیز به نوعی درگیر خواسته های شیطانی رجوی شده اند. این افراد با شنیدن واژه اسیران درهم شکسته باید این گونه فکر کنند که افراد افشاگر علیه رجوی کسانی هستند که به لحاظ روحی و جسمی آسیب های جدی دیده اند و اکنون با ضربه زدن به رجوی و سازمان تروریستی اش قصد دارند که خودشان را تخلیه کرده و از شدت آسیب های وارده بر پیکرشان در دوران اسارت بکاهند. این، آن روی سکه ای است که در دو محور خلاصه می شود.

اما دوستان، هدف اصلی از این مزخرفات رجوی ساخته پوشاندن حقایقی است که توسط جدا شده ها بیان می گردد، قصد دارند این حقایق را کم رنگ کرده و از ارزش واقعی آن بکاهند.
بعد از مصاحبه هایی که تعدادی از جدا شده ها در برنامه تلویزیونی مردم تی وی انجام دادند و عمدتا در کشور آلبانی مستقر هستند، سازمان رجوی به شدت دچار گیجی و تنگی نفس گردید.

زیرا اغلب آن جدا شده ها کسانی بودند که زمانی در اسارت نیروهای عراقی در دوارن جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بودند. رجوی به خاطر اینکه زهرش را به بدن این انسان های شریف تزریق کند لاجرم از این واژه های به ظاهر تلخ استفاده می کند، در صورتی که دوران اسارت در دست دشمن یکی از بالاترین افتخارات محسوب می شود. کما اینکه هر کسی که بعد از اتمام جنگ به کشور بازگشت با افتخار از آنها استقبال شد و بعدها هم مورد احترام شدید مردم محل زندگیشان قرار گرفتند و رسیدگی های ویژه ای برای آنان از طرف دولت در نظر گرفته شد تا از بیماری ها و ضربه هایی که توسط دشمن بر جسمشان وارد شده بود مداوا گردند.
در دوران اتمام جنگ تحمیلی و دفاع مقدس متاسفانه برخی از اسرا تحت تبلیغات مسموم رجوی قرار گرفته و بر اساس برخی داده های نادرست تصمیم گرفتند که از اردوگاه اسرا خارج شده و به نزد فرقه رجوی بروند و در نزد آنان بمانند تا هر موقع که خواستند به اروپا و یا هر جای دیگری بروند.

در تمام دورانی که این افراد در تشکیلات مخرب رجوی بودند هر از چند گاهی این زخم ( اسیران درهم شکسته ) سر باز می کرد و موجب برخی مسائل در تشکیلات رجوی می شد که جمع و جور کردنش برای گردانندگان تشکیلات بسیار سخت می شد و با مشکلات زیادی همراه می گشت .

عمدتا به کارگیری واژه اسیران درهم شکسته باعث خشم افرادی می گشت که از اردوگاه اسرای جنگی به فرقه رجوی پیوسته بودند، زیرا افراد پیوسته به فرقه رجوی انتظار نداشتند در قِبال این به ظاهر حُسن نیّتی که داشته اند اینگونه مورد خطاب قرار بگیرند و تحقیر بشوند.
من شخصا در طی سالیانی که در میان اعضای فرقه بودم به خاطر سابقه اسارتی که داشتم با برخی عناصر بالای سازمان رجوی درگیر می شدم که باعث کنتاکت شدید می شد و تا مرز درگیری فیزیکی پیش می رفت.
حتی یک بار در یکی از نشست های عمومی مسعود رجوی که یکی از دستمال به دست های سازمان در حال خود شیرینی بود از این واژه در پشت میکروفون استفاده کرد که من بلافاصله بلند شدم و با صدای بلند اعتراض کردم و همه را تحت تاثیر واکنش خودم کردم.
بعدا مشاهده می کردیم که از مسئولین بالا می آمدند و برای رفع و رجوع دلخوری پیش آمده اقدام به دلداری کرده و تلاش می نمودند که این واژه اساسا غلط است و نباید به کار گرفته می شد، تلویحا معذرت خواهی می کردند.

اما پایه از پای بسط ویران بود، از آنجائیکه اولین کسی که این واژه را به کار برد شخص مسعود رجوی بود. او در یکی از نشست های عمومی در ابتدای دهه هفتاد این واژه را به کار برد. بعد از آن دیگر باب شده و سر زبان عناصر فرقه افتاده بود و چندین بار خودم شاهد به کارگیری آن بودم که همانطور که عرض کردم شخصا اعتراض شدیدکرده و تا مرز درگیری فیزیکی می رفتم.
از آن به بعد که رجوی ملعون این واژه را به کار برد به دهان برخی افراد سازمان افتاد که گویا کسانی که از اردوگاه های اسرای جنگی عراق به نزد فرقه رجوی آمده اند همانند برده گانی بودند که از آفریقا به اروپا منتقل شده و از آنان باید بیگاری تا حد مرگ گرفته می شد.
بعدها چرخانندگان تشکیلات رجوی متوجه شدند که این واژه به شدت بر مناسبات و تشکیلات رجوی آسیب می زند و باید جلوی آن را گرفت ولی دیگر کار از کار گذشته و این واژه به قسمت تبلیغات مسموم دستگاه رجوی هم رسوخ کرده و از آن استفاده می نمودند. در تلویزیون، در سایت ها و درنوشته هایشان و برخی سخنرانی ها و موضع گیری ها .

چنانچه در ابتدای عرایضم گفتم بعد از افشاگری هایی که برخی جداشدگان انجام دادند، دستگاه تبلیغاتی رجوی به صحنه آمد و به زعم خودش با به کارگیری این واژه تلاش کرد که از شدت افشاگری های انجام شده بکاهد. لذا با به کارگیری واژه اسیران در هم شکسته خواستند که خود را تسکین دهند. غافل از اینکه گویا این واژه، سوپاپ اطمینان فرقه رجوی بوده و تخلیه فشار انجام می دهد، و یا به مثابه پادزهر عمل می کند.
طبعا بعد از مدتی باز متوجه شدند که نباید از این واژه استفاده می کردند، زیرا آنقدری که باعث آسیب رسیدن به تشکیلات رجوی می شود، به جدا شدگان آسیب نمی زند، حتی در یکی از برنامه های تلویزیونی چند نفر از افرادی که سابقا در اسارت گاه های عراق بودند را به صحنه آورده و با اجرای یک برنامه کهنه و آبرو باخته تلاش کردند که افتضاحات خود را ماست مالی کرده و از بین ببرند.
ولی دیگر دیر شده بود و موجی از مطالب و مقالات و موضعگیری ها به راه افتاد، آنقدر که این موضوع تبدیل به یک موضوع جهانی گشت. پای یکی از معروف ترین شبکه های تلویزیونی جهان به میان کشیده شد، تلویزیون بین المللی بی بی سی جهانی!
یکی از برنامه های ویژه و گزارشاتی که بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت مصاحبه غلامعلی میرزایی بود که با بخش فارسی تلویزیون بی بی سی انجام گرفته بود. میرزائی به بخش بسیار بزرگی از محدودیت های موجود در داخل سازمان تروریستی رجوی اشاره کرد. او نشان داد که دنیای بیرون وقعی به حرف های مزخرف رجوی و دستگاه دروغ پراکنی وی نمی گذارد و دنبال حقایق گم گشته است.

ملاحظه دوستانه! دوستان و تمام کسانی که روزگاری در اردوگاه اسرای جنگی بودید و بعد به فرقه رجوی پیوستید، باید بدانید که دوران اسارت یکی از برگ های زرین زندگی مان بوده و باعث غرور و افتخار است زیرا به خاطر وطن خود و مردم عزیز کشورمان دردهای دوران اسارت را به جان خریدیم. هر چند بعدا به بیراهه کشیده شده و فریب خوردیم ولی این از ارزش آن دوران طلایی مان کم نمی کند. همانطور که مردم ایران به آزادگان خود ارج نهادند و قدردانی کردند. اسم با افتخار آزادگان را بر کسانی نهادند که در مقابل یورش وحشیانه و مغول گونه صدام حسین دیکتاتور ایستادگی کرده و مقاومت نمودند. پس رجوی و هفت پدر جد رجوی هم نمی تواند از این ارزش بکاهد.
رجوی و همه دستگاه تروریستی آنان چون توان حذف فیزیکی مخالفین خود را ندارند دست به ترور شخصیت می زنند، تمام تلاششان این است که مثبت ما را منفی جلوه بدهند، تمام هم و غمشان این است که نقطه قوت ما را ضعف تلقی کنند و به همگان همین را ثابت کنند. اگر من و ما ساکت بنشینیم و موضع مشخصی در این خصوص نداشته باشیم شایدکه صحنه آن طور که آنان می خواهند پیش برود. هر چند که حتما کسانی هستند که اجازه این بی شرافتی را به رجوی و دستگاه تبلیغاتی او نخواهند داد زیرا زدن بانک هر انسان با شَرف و با شخصیت توسط باند جنایتکار رجوی یکی از حربه های دزدان سر گردنه رجوی می باشد و اگر حواسمان نباشد آنان از غافلگیری ما سوء استفاده کرده و به اهداف کثیفشان می رسند.
یادداشت از: بخشعلی علیزاده

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا