پنجشنبه, ۲۱ خرداد , ۱۴۰۵
بی آبرویی، محصولی که مریم قجر از حضور در کنگره کسب کرد 22 اردیبهشت 1394

بی آبرویی، محصولی که مریم قجر از حضور در کنگره کسب کرد

حضور فرمایشی مریم قجر در این برنامه موجب شد تا خیلی از مقامات و شخصیت های آمریکایی، بر علیه رجوی ها موضع گیری کنند. دانیل بنجامین مسئول پیشین دایره ضد تروریسم در وزارت امور خارجه آمریکا که قبلا مدعی بود به خاطر مسائل انسان‌دوستانه و نگرانی نسبت به سرنوشت اعضای باقیمانده فرقه در عراق در خارج کردن نام فرقه از لیست سیاه وزارت امورخارجه آمریکا نقشی مهم ایفا کرده است، در ایمیلی به سایت خبری ال مانیتور نوشت”هیچ کس نمی‌تواند به طور جدی این موضوع را نادیده بگیرد که دست مجاهدین به خون آمریکاییان زیادی آلوده است.

من به رهایی فرزندم از فرقه رجوی اعتقاد دارم 22 اردیبهشت 1394

من به رهایی فرزندم از فرقه رجوی اعتقاد دارم

خانم توکلی که چندین بار برای ملاقات به اشرف رفته بود عنوان نمود مانع اصلی خود رجوی پلید می باشد که نمی گذارد با فرزندم ملاقاتی داشته باشم. من که یک مادر پیر هستم رجوی چه ترسی از من دارد؟ برای چه از ملاقات یک مادر با فرزندش هراس دارد؟ چیزهایی که در بیرون اشرف دیدم و توهین هایی که به دستور رهبران فرقه به ما شده برایم روشن شد که آنان جز مرگ عزیزانمان چیز دیگری نمی خواهند. به همین خاطر باید گفت که رجوی فردی پلید می باشد که با ریختن خون عزیزانمان به حیات خود ادامه می دهد.

سپاسگزاری ابریشمچی از لطف صدام 22 اردیبهشت 1394

سپاسگزاری ابریشمچی از لطف صدام

مهدی ابریشمچی از ما خواست به مجاهدین بپیوندیم به تعبیر رجوی ما شدیم برادران زندانی خارج کشور مجاهدین!! مهدی گفت سازمان چند ماه دیگر ایران را فتح خواهد کرد و حتی زودتر از تبادل اسراء به ایران خواهیم رفت!! او ما را بر سر میز انتخاب قرار داد برخی از ما وسوسه شدیم تا از جهنمی که نظامیان بعثی برایمان درست کرده اند نجات پیدا کنیم باید اعتراف کنم در آن لحظات در اوج ناآگاهی کامل من و تعدادی از اسرا تصمیم گرفتیم به سازمان وصل شویم. مهدی ابریشمچی در حین سخنرانی به شکلی زیرکانه چنان فضای ذهنی برای ما ساخت گوئی انسانهای آزادی هستیم

اگر مجید شریف واقفی زنده بود، مسعود رجوی را تمکین نمی کرد 22 اردیبهشت 1394

اگر مجید شریف واقفی زنده بود، مسعود رجوی را تمکین نمی کرد

مجید شریف واقفی همان طوری که زیر بار هژمونی و اتوریته تقی شهرام نرفته بود اگر زنده بود هرگز از مسعود رجوی تمکین نمی کرد. زیرا مسعود رجوی عین تقی شهرام فکر می کند، رجوی خودش را در راس” قطبی” می بیند فکر می کند دارای استعداد و نبوغی است که بقیه میلیونها سال با او فاصله دارند خودش را نیروی بالنده می خواند و در دنیای توهم خویش اعتقاد دارد کشف عظیمی را نائل آمده است

خواهرم را راضی به جدا شدن از فرقه می کنم 19 اردیبهشت 1394

خواهرم را راضی به جدا شدن از فرقه می کنم

با آقای احمد رضائی برادر صدیقه که در تشکیلات رجوی اسیر می باشد گپ و گفتگو خودمانی داشتیم وی با آن چهره بشاش و خندانش عنوان نمود که من خواهان این هستم که ملاقاتی با خواهرم داشته باشم این خواسته ای که حتی همه زندانیان از آن بهره می برند ولی در فرقه رجوی این حق از افراد گرفته شده است. وی عنوان نمود وقتی در سال 82 به ملاقات خواهرم صدیقه رفتم از وضعیت زندگی شان و نحوه برخورد و اینکه نمی توانم با خواهرم به تنهایی صحبت کنم دریافتم که رهبری فرقه جز شعار و عوام فریبی چیزی برای دیگران و اعضای خود نداشته است.

خدا رجوی را لعنت کند که عامل بدبختی خانواده ما شده است 19 اردیبهشت 1394

خدا رجوی را لعنت کند که عامل بدبختی خانواده ما شده است

وقتی برایش توضیح دادم که رجوی جنایتکار خانواده را کانون فساد می نامد و عنوان می کند خانواده ها مزدور می باشند با ناراحتی گفت که مزدور خودشان هستند که با صدامیان همکاری کردند و اکنون در ایران جایی ندارند. آیا من مادر پیر که به زور راه می روم می توانم تهدیدی برای آنها باشم که به او توضیح داده شد که شما خطرناکترین دشمن برای سران فرقه می باشید چون آنها سعی دارند که عاطفه فرزندی را از بین ببرند.

در وجود رجوی ها عاطفه انسانی اصلا وجود ندارد 17 اردیبهشت 1394

در وجود رجوی ها عاطفه انسانی اصلا وجود ندارد

وی که از خانواده های فعال استان می باشد مطرح نمود که اکنون بعد از چند سال آیا امکان ملاقات آنان در لیبرتی فراهم شده است و اگر این مسئله حل شود مطمئنا کار سران فرقه تمام شده باید فرض کرد. به او توضیح داده شد که با کارشکنی سران فرقه کار انتقال افراد به کشور ثالث هم به سختی انجام می گیرد و اگر این شرایط فراهم شود او اولین نفری خواهد بود که برای ملاقات با برادر اسیرش خواهد رفت.

چرا رجوی فریبکار از ما خانواده ها می ترسد؟ 17 اردیبهشت 1394

چرا رجوی فریبکار از ما خانواده ها می ترسد؟

سال 82 برادر دیگرم به ملاقات مصطفی به اشرف رفت و چیزهایی که تعریف می کرد برایم قابل قبول نبود که بعد از سالیان وقتی برادرش را دیده چند نفر همراه او بودند که مبادا رابطه عاطفی بین آنها برقرار شود و او هم ترس داشت که بعد از رفتنش او را در تشکیلات زیر ضرب برده که چرا در برخورد با برادرت آنگونه که ما گفتیم رعایت نکرده است.

فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت پایانی 16 اردیبهشت 1394

فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت پایانی

سران فرقه اوایل، حضور خانواده ها را از ما مخفی می کردند. بعد به ما القاء کردند که ایران نفرات خودش را تحت عنوان خانواده برای دستگیری و بردن ما به ایران جلوی درب کمپ جمع کرده! وقتی هم که خانواده ها برای رساندن صدای امیدبخش خود به ما، بلندگو گذاشتند، سران فرقه بلافاصله علاوه بر گذاشتن بلندگو در مواضع نگهبانی نزدیک سیاج، در محوطه محل استقرار هر مقر هم به تعداد زیاد بلندگو گذاشتند که از صبح تا شب بطور لحظه مره ترانه های فرقه را پخش می‌کردند حتی بعضا شب ها موقع خواب هم بلندگوها را روشن می کردند.

فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت سوم 15 اردیبهشت 1394

فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت سوم

به گفته جدا شدگان، بعد از آمدن خانواده ها به پشت درب اشرف برای انجام ملاقات، به دستور رجوی ها تمامی اعضای می بایست دوره های آموزش پرتاب قلاب سنگ، سنگ انداختن با تیر و کمان و نحوه کار با فلاخن های برقی که جهت پرتاب ده ها سنگ به صورت هم زمان به سمت خانواده ها طراحی شده بود را می گذراندند و توانایی کامل استفاده از این ابزارها را علیه خانواده ها کسب می نمودند!!

فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت دوم 14 اردیبهشت 1394

فرمان رجوی برای جنگ نظامی و روانی علیه خانواده ها – قسمت دوم

رجوی ها در ابتدا فکر می کردند موضوع حضور خانواده در پشت درب اشرف و درخواست َآنها برای انجام ملاقات بیشتر از چند روز طول نخواهد کشید و اگر خانواده ها را معطل کنند موضوع تمام شده و آنها برخواهند گشت. رجوی ها در این مرحله در اطلاعیه های شورا، افراد مراجعه کننده را «خانواده» ذکر نموده و قصد داشتند با ریاکاری، از یک سو مانع از دیدار و ملاقات خانواده‌ها با اعضا بشوند و از سوی دیگر گناه عدم انجام ملاقات را به گردن دیگران بیاندازند تا از این طریق هم افراد خود را در حصار فیزیکی حفظ نموده و هم یک موضوع تبلیغاتی بدست بیاورند.

نامه سرگشاده خانواده های مازندران به دبیرکل سازمان ملل متحد و نماینده ویژه حقوق بشر 10 اردیبهشت 1394

نامه سرگشاده خانواده های مازندران به دبیرکل سازمان ملل متحد و نماینده ویژه حقوق بشر

اکنون چیزی که ما را نگران کرده سران فرقه در تبلیغات شان عنوان می کنند تعدادی از خانواده ها برای ملاقات به کمپ لیبرتی رفتند البته این کار که سالیان ما به دنبال آن بودیم خبر بسیار خوشحال کننده ای می باشد ولی چیزی که ما را بسیار نگران کرده است نمونه همین تبلیغات کور سران فرقه در مورد ملاقات می باشد که قبلا شاهد بودیم که چگونه تعدادی از اعضای فرقه به دستور رجوی کشته شدند.

blank
blank
blank