بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی – قسمت پایانی
در سال هایی که من در اشرف بودم شاهد بودم خانواده ای از سازمان جدا شده بود. شوهر اهل لرستان بود با خانواده به فرقه پیوسته بودند مرد خانواده به همراه بچه از سازمان جدا شد اما زنش نیامد و در تشکیلات ماند این داستان به بعد از انقلاب مریم قجر بر می گردد وقتی آن مرد پیگیر زنش شد زنش به او گفت من دیگر به تو تعلق ندارم مال مسعود هستم این فاکت گواه این است زن را راحتر می شود استثمار کرد رجوی هم به همین دلیل روی این موضوع انگشت گذاشت. در مقایسه زنهای اروپائی وابسته نیستند صاحب اراده و اختیار هستند” خوب یا بد”خودشان انتخاب می کنند اما در درون فرقه به او دیکته می کنندچه بکند و چه نکند. چرا ما باید اجازه بدهیم یک آدم همه خواسته ها و اندیشه های ما را بدزد؟ اگر آزادی وجود داشت آیا رجوی قادر بود اعضای فرقه را استثمار کند؟ مطمئنا نمی توانست.
بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی – قسمت اول
آقای مجید محمدی در پاسخ اظهار داشت: زن ها در سطح پایین بودند، رجوی با زرنگی به این نتیجه رسید که زنان می توانند در درون مناسبات خط رجوی را بهتر پیش ببرند آنها مطیع ترند شاخص انقلاب مریم قجر همین بود که زنان مسئله حل کن و راه بازکن هستند زیرا در طول تاریخ آنها تحت ستم بوده اند به همین جهت انگیزه آنها در رابطه با سرنگونی حکومت ایران بیشتر است، البته هدف فرقه آزادی زنان نبود هدف بندگی و بردگی بود تا از آنها به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفش استفاده کند.
خانم مریم قجر، سناتور رابرت منندز شما هم تو زرد از آب در آمد
آنان افرادی هستند که وقتی به دوران بازنشستگی رسیده و کیسه و جیب گشاد مریم قجر را می بینند به یکباره دلشان برای مردم ایران سوخته و به دنبال پول بیشتری می باشند و چه کسی بهتر از مریم قجر مادر خوانده تروریسم.
همزبانی نتانیاهو در کنگره آمریکا با رهبران فرقه رجوی ها
نمونه های فراوان از موضعگیری های رهبران فرقه در این رابطه وجود دارد که مجال بحث ما نمی گنجد، اما با همه این تلاش ها که رهبران فرقه بر علیه مردم ایران روا داشتند جز خوش خدمتی به اسرائیل غاصب و غرب پیام دیگری نداشت. با وجود این که رهبران فرقه هزینه هنگفتی را در ارتباط با بحث اتمی متحمل شدند، اما شاهد هستیم که هیچ نتیجه ای نگرفته و جز رسوائی، آن هم در ضدیت با منافع مردم ایران بار دیگری برایشان نداشت.
تلاش بیهوده فرقه رجوی، به مناسبت روز جهانی زن
رهبران فرقه از هر امکانی برای رسیدن به هدف خویش استفاده می کنند به همین جهت از زنان ابزاری استفاده می کنند برخوردی که مریم قجر با”زنان”نمود نشان می دهد آنها تحت استثمار مضاعف هستند، به دستور مریم قجر چند صد تن از زنان را مورد عمل جراحی و عقیم سازی قرار دادند تا وی بتواند با پوش ایدئولوژیکی راحت تر زنان را به عقد مسعود رهبر فرقه در بیاورد شاید فهم این مطلب برای خیلی ها سنگین باشد اما واقعیتی است که با زنان فرقه برخورد شده است.
دروغ و دروغگوئی، تنها صدایی که از فرقه رجوی شنیده می شود
رجوی ها برای اینکه بار عاطفی را زیاد کنند پای فرزند یکی از اعدام شدگان را هم به این مطلب باز کرده و نوشتند:”ﺣﺎﻣﺪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻇﻬﺮ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﺩ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﻣﻬﻨﺎ.” * فراموش نکنید اینها تبلیغات مقامات ایران و مسئولین زندان نیست، اینها مطالبی است که سایتهای فرقه رجوی درباره زندان های ایران درج کرده اند و خودشان نوشته اند که زندانی هر روز با خانواده اش در تماس است، ولی باز در اوج دریدگی مدعی هستند که در ایران آزادی نیست!!
در اوج فراخوانی نیرویی رجوی ها، فقط صد ایرانی در برنامه فرقه شرکت کردند
از رجوی ها که تخصص دارند، شکست را پیروزی، مزدوری را استقلال طلبی، ترور و جنایت را عملیات انقلابی و جاسوسی را افشاگری بنامند و از سوی دیگر حضور میلیونی مردم ایران در صحنههای مختلف همچون راهپیمایی 22 بهمن را به حضور کمتر از 10 هزار نفر تقلیل بدهند!! انتظاری غیر از این نبوده و نیست. کسانی که بیش از سی سال است بدلیل ماهیت خود از سوی ایرانیان طرد شده در ایران حضور ندارند و اگر به لطف ارباب قدیم شان صدام و اربابان جدیدشان نتایاهو و دستگاه های امنیتی غربی و عربی نبود از تاریخ نیز برای همیشه محو شده بودند.
برای توصیف رجوی های پلید باید کلمات جدید آفرید
نتانیاهو یا همان قصاب کودکان فلسطینی، در وحشت از قدرت ایران، بعد از سخنرانی در جمع لابی اسرائیل درون آمریکا (آیپک)، در کنگره آمریکا نیز سخنرانی نمود و به خوبی نشان داد که حرفی برای گفتن ندارد الا وحشت از قدرت ایران و تلاش می کند با نشر اکاذیب به ترویج «ایران هراسی» بپردازد…
بحران سازی فرقه رجوی
با شروع جنگ مسلحانه، رهبری فرقه با برآورد غلطی که از اوضاع سیاسی داشت فکر می کرد با ترورهای کور و خشونت و انفجار، بزودی نظام نو پای جمهوری اسلامی را از پا در می آورد و خودش از موضع قدرت طلبی به اصطلاح سرنوشت انقلاب را به دست می گیرد، اما چه در استراتژیک و چه در تاکتیک خط اش باطل بود و راه به جای نبرد و در نتیجه در انزوا و ترس از جان بی ارزش خویش پا به فرار گذاشته و به فرانسه پناه برد.
درگذشت آندرانیک و جار و جنجال تبلیغاتی سران فرقه رجوی
جار و جنجالی که سران فرقه در مورد وفاداری و شور و شوق وی برای به اصطلاح اشرف نشینان!! و… زیاد هم درست نیست و تا زمانی که وی زنده بود خبری از این نامه ها و پیام ها نبوده و وقتی که دستش از دنیا کوتاه شده به یک باره جاودانه فروغ هنر و محبوب مردم ایران!! نام می گیرد.
ملاقات با خانواده مرحوم ابوئی
در پی اطلاع یافتن از فوت آقای ابویی راد از خانواده های فعال انجمن نجات استان مازندران توسط چند تن از دوستان بازگشته برای عرض تسلیت به دیدار خانم ابویی به منزل شان در بابل رفتیم. وی با دیدن بچه ها بسیار خوشحال شد و تشکر نمود. ابتدا خانم ابویی مقداری از همسرش صحبت کرده و در ادامه نیز هر کدام یک از بچه ها از وضعیت فرقه رجوی و نفراتی که در لیبرتی اسیر می باشند صحبت نمودند.
انزوای پر شکوه فرقه رجوی در بین ایرانیان
آخرین موردی که انزوای پرشکوه فرقه رجوی را به نمایش گذاشت مربوط به مرگ یکی از اعضای باصطلاح شورا به نام آندرانیک آساطوریان می باشد که چند روز قبل درگذشت. با توجه به اینکه نامبرده از سال 1356 در لس آنجلس بوده و قبل از گرفتار شدن در دام رجوی ها با خوانندگان لس آنجلسی همکاری داشته است، سایت بی بی سی مطلبی در مورد وی درج کرده و در قسمتی از این مطلب به این موضوع گواهی می دهد که وی بعد از همراه شدن با فرقه تروریستی رجوی از سوی تمام ایرانیان طرد شده