ماه رمضان در فرقه رجوی چگونه بود؟
یکی از شگردهای رجوی در مقابله با مسئله روزه خواری و روزه نگرفتن افراد این بود که در جریان جنگ اول کویت فرمان داده بود به دلیل بودن باصطلاح رزمندگان در جنگ با اکراد روزه ماه رمضان سال 70 را ملغی کرده و وعده به جا آوردن قضای آن را در دی ماه همان سال یعنی در کوتاهترین ماه سال به جا بیاورند و این نوعی مقابله با روزه نگرفتن افراد بود.
اعلام رسمی سناتور منندز مبنی بر جاسوسی فرقه رجوی برای آمریکایی ها
پروژه بردن شهروندان خارجی به برنامه های فرقه و جازدن آنها بعنوان شهروند ایرانی که آنقدر افشا شد تا سرانجام رجوی ها مجبور به اعتراف گردیدند، و یا پروژه مامور خواندن خانواده ها که آنقدر افشا گردید که فرقه مجبور شد اعتراف کند مراجعه کنندگان اقوام درجه یک اعضای گرفتار هستند. این بار نیز افشاگری ها آن قدر دست رجوی ها را رو و چهره آنها را سیاه کرده بود که آنها دیگر نمیتوانستند مزدوری و جاسوسی خود را بپوشانند و ناگزیر از اعتراف به آن گردیدند.
رجوی مدافع مرگ می باشد نه زندگی، آقای طوسی بخش!!
ما از نفراتی که فرقه جدا شدند بطور مثال آقای رضا رجب زاده کاملا به وضعیت مسئله داری شما اشراف داریم که چگونه برای دیدن فرزندانت لحظه شماری می کنی. گفتن جمله سرنگونی وظیفه نسل ماست این حرفها به شما نمی خورد چرا که وقتی فرزندانت با نفرات جدا شده در باره وضعیت شما حرف می زدند برایشان کاملا روشن شد که اگر ملاقاتی در کار باشد حتما شما آنها را انتخاب خواهید کرد و در ثانی به همسر خود بسیار بدهکار می باشید که در نبود شما این گونه فرزندان خوب به این جامعه تحویل داده است و باعث سربلندی مادرشان شدند.
مصاحبه اجباری اعضای گرفتار مشکلی از فرقه رجوی ها حل نخواهد کرد
اخیرا مطلع شدیم که فرقه رجوی و فرماندهانش اقدام به راه اندازی خیمه شب بازی جدیدی به نام «پرونده» در تلویزیون خود نموده و در یک اقدام ضد انسانی فرزندان ما را به جلوی دوربین آوردند تا بر علیه ما یعنی اقوام درجه اول خود به فحاشی بپردازند. این روش دنباله همان اقدامات ضد انسانی وادار کردن اعضا به سنگ پرانی علیه خانواده ها در جلوی درب اشرف است که موجب جراحت شدید برخی از خانواده ها و منجمله آقای شعبان شعبان پور یکی از خانواده های استان مازندران گردید که خبر و تصاویر آن در اینترنت وسیعا انعکاس یافت.
سیاست رجوی در قبال جنگ داخلی سوریه
مسئولین فرقه حتی توی مناسبات درونی خویش و همچنین در بحث های داخلی به وجود ارتش به اصطلاح آزادی سوریه می بالند و بدان افتخار می کنند که گویا ارتش آزادیبخش سوریه با الگو برداری از اسم ارتش آزادیبخش سازمان!! تشکیل شده، به دنبال استراتژی فرا مرزی رجوی در منطقه اکنون پایگاه ویکیلیکس در تازهترین سند افشاگرانه خود نوشت: اعضای گروهک مجاهدین در سال 2011 وارد سوریه شدند تا با کشتار مردم و معارضان دولت سوریه مسولیت این قتلها را بر عهده سپاه پاسداران بگذارند.
رجوی ها سعی دارند نفرات خود را در مقابل خانواده هایشان قرار دهند
اینها گوشه ای از فریبکاری و حقه بازی سران فرقه می باشد که سعی دارند با درج این گونه مطالب افراد را مجبور به ماندن در تشکیلات کنند و شناختی که از پرویز حیدر زاده دارم وی اهل این نوشتن ها نیست و اگر سران فرقه می خواهند با پر کردن سایت هایشان اینگونه نشان دهند که همه افراد علیه خانواد های خود موضعگیری کردند بهتر نبود افراد را برای نیم ساعت هم شده نزد خانواده ها می آورده و آنان این حرف ها را به خانواده خود می گفتند.
پیام تسلیت انجمن نجات مرکز مازندران به خانواده محترم آق اتابای
انجمن نجات مرکز مازندران با آرزوی رهایی تمام اسرای گرفتار در فرقه رجوی ضمن طلب آمرزش برای این پدر رنج کشیده و مهربان ؛ مصیبت وارده را به آقای محمد آق آتابای و خانواده محترمشان تسلیت عرض نموده و برایشان از خدای متعال صبر جمیل آرزومند است.
مشترکات فرقه رجوی و گروه تکفیری داعش – قسمت پایانی
اما جدیدترین اقدام سرکرده فرقه رجوی در دیدار با «محمد آل الشیخ»، سفیر عربستان سعودی در پاریس می باشد که از آمادگی این گروه تروریستی در کمک و همکاری با عربستان در تجاوزاتش علیه ملت یمن خبر داد. مریم رجوی در این دیدار تاکید کرد که عربستان هرگاه از مجاهدین خلق درخواست کمک کند، این سازمان آماده اجرای درخواستهای این کشور فورا و بدون ذرهای تردید است.
خانواده از نگاه فرقه رجوی
علاوه بر ایزولاسیون جغرافیایی و ایدئولوژیکی، اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق قویاً به لحاظ اجتماعی و عاطفی نیز، حتی در درون مراکز زندگی و تجمع خود، ایزوله هستند. بستگان و همسران سابق در مقرهای مختلف مستقر میشوند و اجازهی دیدار با یکدیگر را ندارند. برقراری ارتباط با دوستان و خانواده در سازمان ممنوع بوده و جزو جرائم محسوب می شد و تنبیهاتی در بر داشت که این تنبیهات از نوشتن گزارش کتبی و یا برگزاری نشست و محاکمه فرد خاطی و یا به زندانی کردن شخص می انجامید.
رجوی با فشار به اعضا، خانواده آنها را تحت شکنجه روانی قرار می دهد
این محور به خوبی برملا می کند که جلوگیری رجوی از انجام ملاقات نه به دیدگاه و تفکر سیاسی خانواده ها مربوط است و نه به نوع آمدن آن ها به اشرف یا لیبرتی، بلکه موضوع این است که رجوی ها مخالف خانواده هستند چرا که وجود خانواده را برابر با نابودی تشکیلات میدانند. از همین رو هم هست که آن ها به خانواده هایی که سال هاست در خارج ایران زندگی می کنند و با جمهوری اسلامی هم مشکل دارند نیز اجازه ملاقات نمی دهند. ضابطه فوق مربوط به قبل از سرنگونی صدام است.
واکنش هیستریک فرقه را بنگرید!!
واکنش فرقه در این رابطه بسیار جالب است که بدانید، برای اولین بار فرقه رجوی خانواده ها را در برنامه پرونده سیمای به اصطلاح آزادی آورده که قبلا این برنامه اختصاص به جداشده ها داشت، باید بگویم هدف گیری خانواده ها بسیار عالی بود نشان می دهد تیر آنها به هدف خورده که مجبور شدند از سر درماندگی به این اراجیف دست بزنند که حتی افراد لیبرتی هم به آن باور ندارند، به دلیل این که فرقه این بار بی شکاف عنوان کرد آنهائی که به جهت ملاقات آمدند جزء اعضای اطلاعات ایران و بعلاوه عناصر سپاه قدس می باشند
آیا رجوی ها خانواده اش را هم مزدور می نامد؟
سئوال من این است ترس مسئولین فرقه از ملاقات چند دقیقه ای من با پدرم چیست؟ این کار نشان از این دارد که تشکیلات رجوی ها بسیار سست تر از آن است که فکرش را می کردم و با انجام یک ملاقات بین پدر و پسر این گونه به لرزش در می آید و هر لحظه همانند سابق امکان ریزشش وجود دارد. باید بگویم علیرغم همه تبلیغات کذایی فرقه من به همراه برادرم این کار را ادامه خواهیم داد تا پدرمان را از تشکیلات فرقه رها سازیم و مانند دیگر بچه ها سایه پدرمان را روی سرمان حس کنیم و این دور نیست.