پاسخ یک پدردردمند به یاوه سراییهای رجویها
پسردلبندم رفتیم اطلاع گرفتیم ازخانواده هایی که عزیزانشان درعراق واشرف هستند.پنج بارهمراه مادرت وبارآخربا برادرت فرشاد راهی اشرف شدیم. با تنی بیمار و رنجورخودمان را به عراق ناامن درمقابل اسارتگاه اشرف رساندیم وخواستارملاقات چند دقیقه ای با عزیزان شدیم ولیکن هرباربا کارشکنی سران تشکیلات فرقه رجوی نه تنها موفق به دیدارجگرگوشه مان نشدیدم بلکه ازجانب گماشته های رجوی مورد آزارواذیت قرارگرفته ایم.
به بهانه سالروز درگذشت مرضیه خواننده (افخم السادات مرتضایی)
بعد از اینکه یک رابطه انسانی وعاطفی با وی برقرارکردم روبه من گفت: که چند برخورد که با توداشتم انگارتوبا سایر این جماعت فرق میکنی که جواب دادم اینکه نظرمحبت و لطف شما هست حال مشکلی پیش آمده؟ درجواب که خیلی نگران و متاثربود جواب داد:”اینجا غریب هستم و کسی را ندارم. ده روز است که عمل جراحی انجام دادم ولی کسی بالای سرم نیست و ماندم که چه کارکنم. ایکاش بچه هایم بالای سرم بودند.
تبریک مجدد به خانواده های دردمند و چشم انتظار گیلک
درامتداد انتقال قطره چکان اسرای لیبرتی به کشورآلبانی با سنگ اندازی وکارشکنی های سخیفانه رجویها درتاریخ 16 مهرماه گذشته فقط 20 نفرازاعضای لیبرتی نشین به تیرانا پایتخت آلبانی انتقال یافتند. ازجمله انتقال یافتگان به کشورآلبانی که دریک قدمی آزادی کامل ازسایه شوم رجویها قرارگرفتند سه تن ازبستگان خانواده های دردمند گیلک بنام های اعظم سدیدی ؛ شکرالله اقبالی و محمد مهدی نظیفی نیز موفق به انتقال به کشورآلبانی شدند.
رجویها رسول کریم دادی را علیه فرزند جداشده اش مفتضحانه سوژه کردند!
برنامه تلویزیونی پرونده اساسا علیه جداشده های فرقه رجوی فعال و به فحاشی مشغول است. دربرنامه هفته گذشته شاهد صحنه ای دردناک ازهمین سنخ ازبرنامه پرونده بودم که رجویها آقای رسول کریم دادی را علیه فرزند جداشده اش بنام مهران کریم دادی ترغیب وسوژه کردند واز وی خواستند که فرزندش را با شدید ترین الفاظ کینه توزانه مورد هجوم قراردهد وبرای اینکه پدرکم وکسری نداشته باشد ورجویها به نیت پلیدشان نائل آیند خواهرمهران را نیزبه اتفاق پدرعلیه برادرش مهران به صحنه تماما فحاشی دردناک آوردند تا مهران را که درایران به یک زندگی شرافتمندانه بدورازسایه شوم تشکیلات سیاه رجویها مشغول است آماج بسا تهمت و افترا قرار دهد.
گپ وگفتگوی صمیمی با آقای پوراحمد عضو سابق فرقه رجوی – قسمت دوم
درجریان ملاقات با خانواده ها وتاثیرات مثبتی که پذیرفته بودم دیدم که زندگی عادی خیلی خودخواهانه وخودپسندانه است وارضایم نمی کرد. آخرمن تمام عمروجوانی ام را آنچه که خود تبیینش میکردم درخدمت به مردم بود که بتوسط رجوی به انحطاط وخیانت منجرشد. حال نیزهمان پوراحمد هستم همانی که دلش همواره با توده مردم است وبدانها عشق می ورزد. ازخود چیزی ندارد وبرای خود چیزی نمی خواهد. فقط چیزی تغییرکرده است وآن اینکه به لطف خدا سره ازناسره را تشخیص دادم وخیروشررا یافتم وبصیرتی دیگرگونه را تجربه کردم. ازصف ضدخلق وضد خانواده وازصف خشونت وتروریسم فاصله گرفتم وبه صف مهرومحبت وعشق ونوعدوستی پیوستم وبه اینهمه نعمت وراه یافتگی خدای مهربانم را شاکرم.
گپ وگفتگوی صمیمی با آقای پوراحمد؛ عضو سابق فرقه رجو ی – قسمت اول
روزی بود روزگاری هرچند با انگیزه انقلابی وعدالت خواهی ومردم دوستی ولیکن خام وبی تجربه گرفتاریک جریان تروریستی ومافیای نهفته شدیم که به دروغ وکذب شعارش خدا وخلق وبرپایی جامعه بی طبقه توحیدی بود! آنقدرشعارتوخالی وبی محتوا می داد وکشک می بافت وبه دوزوکلک ودغل ودروغ متوسل می شد که انگاری تبلورونماد کعبه آمال وآرزوهای مان بود واین طوردراذهان تداعی می شد. به هرحال بسیارفرازونشیب طی کردیم وبسا سختی ها کشیدیم وچوب وچماق خوردیم وطعم شکنجه های روحی وروانی وحتی فیزیکی را دردرون خانه که خود انتخابش نموده بودیم را چشیدیم و….
دیداربا خانواده محمود دهقان دردفترانجمن نجات گیلان
ادش به خیرحاج قربان دهقان. بالابلند وخوش اندام ومشتاق دیدارفرزند اسیرش دراسارتگاه رجوی خائن. با خوشرویی وانگیزه ای قوی همواره پیامش این بود که روزی اسرای رجوی ازجمله فرزندش که روزگاری در مقابل صدام ملعون ومتجاوز سربازوجنگنده بود؛ آزاد وبه کانون خانواده هایشان بازخواهند گشت.مرحوم مغفور بی آنکه به آرزویش برسد ومحمود را درآغوش خود بگیرد طبعا با لعن ونفرین ابدی به رجوی وهمدستانش، درآغوش مرگ قرارگرفت…
خوش رقصی رجویها دردامان آل سعود
..با شهادت هزاران حجاج خانه خدا جهان درغم واندوه فرورفت وخاصه خانواده های آن قربانیان با ازدست دادن عزیزان خود عمیقا مصیبت دیده شدند، فرقه تبهکاررجوی نه تنها شادمانه سکوت پیشه کردند بل درجریان نشست های سازمان ملل ودرحاشیه آن به واسطه جمال بوحسن لابی منفوربحرینی با رابط معلوم الحال مقصودی با خریدن احمد شهید به اصطلاح گزارشگر ویژه سازمان ملل درخصوص ایران که ازمنظرایرانیان فهیم وشریف منفورو مطرود است چراغ سبز خیانتبار
سگان هار رجوی پاچه هادی شعبانی را محکم ومستمردرگاز کثیف ومسموم خود دارند!
خوب است درخصوص حداقل شناخت همکارودوست نازنینم جداشده هادی شعبانی فقط به این حقیقت اذعان کنم که ایشان درارتباط با خانواده های اعضای گرفتاردرفرقه رجوی طی 10 سال گذشته بمنظورکمک دررهایی دوستان سابق گرفتاردرقلعه الموت رجوی با وجود مشکلات ونارسایی های زندگی شخصی خود بسیارازخود وزندگی شخصی خود مایه گذاشتند وقیمت دادند که بسا تحسین برانگیزاست وانشاء الله عوضش را ازخدا گرفته وخواهند گرفت وآنچنان که شخصا درمسافرتی به مازندران شاهدش بودم ازقضا درنزد خانواده های دردمند وچشم انتظارمازندرانی بسیارعزیز و دوست داشتنی تشریف داشتند که به کوری چشم رجوی مبارکش باشد.
نامه شماری ازخانواده های ساکنان لیبرتی به دبیرکل ملل متحد
تا دیرنشده وعزیزانمان به کام مرگ وقربانگاه نرفته که مسبب اصلی اش کسی جزشخص رجوی متواری نیست به دادمان برسید وفریادرس ما باشید. حق مشروع وانکارنشدنی مان دریک کلام دیداروملاقات با عزیزانمان درکمپ لیبرتی است همین وبس. اطمینان خاطرداریم عزیزان زندانی ما با یک دیدارخانوادگی چونان سیل به جانب کانون پرمهرخانواده هایشان بازخواهند گشت وآنروزنوید اضمحلال نهایی فرقه بدنام رجوی است که دلهای ما آرام خواهد گرفت.
تبریک و شادباش به خانواده های گیلانی
خانواده های علی تولمی و بابک خلیلی که ازاسرای ربوده شده درجنگ تحمیلی بتوسط مافیای رجوی محسوب میشوند ازجمله خانواده های فعال ومرتبط با انجمن نجات گیلان بودند که پیگیر وضعیت جگرگوشه گان خود بودند و وقتی ازانتقال آندو به آلبانی خبردارشدند بسیارشادمان وخوشحال شدند وآرزوکردند که عزیزانشان حداقل دردنیای آزاد بتوانند با آنان درارتباط باشند.
راه افتخار یا خیانت!!؟
خواهرمریم ازخود الگوسازی کرد وخواهان” انقلاب” درصفوف خواهران وبرادران شد وخشمگینانه فریاد برآورد” با تحویل حلقه های ازدواج خود وبا طلاق اجباری چونان من با مسعود یکی شده وبه وحدت ایدئولوژیک برسید!!” آنگاه روبه همگان گفت نبینم که به بهانه فرزند (حایل) به استفراغ خشک شده برگردید!!؟ ولذا دست بکارشد وسیل کودکان وخردسالان ونونهالان مظلوم را روانه ناکجاآباد اروپا کرد که ازسرنوشت شماری ازآنان هنوزکه هنوزاست خبری دردست نیست.. دراین حوزه چه جنایاتی که خواهرمریم به نسل سوخته مرتکب نشده است که پرداختن بدان تراژدی دردناک نیازمند فرصتی دیگراست.