کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من
شعاری که رجوی سالیان زیاد برای ادعای استقلالش به آن افتخار می کرد. رجوی از این دست شعارها زیاد دارد و معنی آن به ظاهر این است که من مستقل هستم. اما آن چه در واقعیت وجود داشت کاسه لیسی بود. یک روز به صدام خدمت می کرد و یک روز به اسرائیل و آمریکا و جدیداً هم آل سعود.من به شخصه در طول مدت به اصطلاح مبارزه رجوی، چیزی جز وابستگی و خدمت به اجانب ندیدم.این شعار برای ما اعضا ساده…
رابطه فرقه ی مجاهدین با عربستان
مسعود و مریم رجوی کاملاً از فقدان هوادار در داخل کشور آگاهند و می دانند یک درصد هم نباید روی مردم داخل کشور حساب کنند و اینجاست که ماهیت آن ها آشکار می شود و بارز است هدف آن ها آزادی مردم داخل کشور نیست و تنها به صرف کسب قدرت این همه سال جنایت ها و خیانت های بیشمار کردند و چون مردم برای آن ها مهم نیستند هر روز با یک دشمن ملت و کشور دست دوستی می دهند.
مادرم ازدنیا رفت ولی مسئولیت سنگینی بردوشم گذاشت که باید انجام دهم
مدت دوروزنزد او بودم. مسئولین مجاهدین درکمپ به شدت حرکات وحرف زدن ما را با هم زیرنظرداشتند ولی دریک لحظه ازغفلت مسئولین کمپ استفاده کرده وبه فریدون گفتم بیا با هم برگردیم ایران. او گریه کرد وگفت اینها نمی گذارند که من با تو بیایم پس تو برو واینجا نمان.درنهایت بعد ازدوروز با چشمانی گریان به ایران بازگشتم.
شعار نه شرقی ونه غربی، ادامه ی سیاست برقراری موازنه بود.
اگر انواع کودتاها درایران تدارک دیده نمیشد، اگر تروریزم باند رجوی وارد صحنه نمی شد ومهمتر از آن اینکه اگر جنگ عراق برعلیه ایران تحمیل نمی شد، هیچکس نمیتواندادعا کند که اوضاع بشکلی درمی آمد که درحال حاضر درایران وجود دارد! با نبودن این حوادث، شعارهای انقلاب به اندازه ی زیادی محقق میشد واگر ایده آل هم از آب درنمی آمد، لااقل وضع فعلی ایران ازجمیع جهات بارها بهتر ازاین میشد!
چرا فرقه رجوی جمعبندی ۳۵ سال حضور در عراق را بیرون نمی دهد
نسل ما بهای سنگینی از بابت این فرقه پرداخت کرد ضربات جبران ناپذیری که این فرقه به نسل ما و مردم ما زد بی تردید در طول تاریخ یکصد ساله ایران بی سابقه است و البته درس بزرگ تاریخی است که باید همیشه انرا به یاد داشته باشیم تجربه ای بزرگ برای نسل های اینده که به دام فرقه هائی همچون فرقه رجوی نیافتند. نباید فریب ظاهر این فرقه را خورد همه چیز این فرقه بر …
رابطه مجاهدین و اسرائیل علنی می شود
عربستان که چندماهی است به صورت کاملا علنی تزریق پولهای کلان به جریان های تروریستی و رسانه ای ضد ایرانی را به نمایش درآورده است، در حال تجمیع جریان هایی است که تا پیش از این در ظاهر هیچ سنخیتی با یکدیگر نداشتند. همکاری مستمر و قدم به قدم عناصر مسیحیت تبشیری با محوریت سعید عابدینی و جریان های تروریستی معارض سوری یک پیام شفاف را …
انتقال به آلبانی، پیروزی برای چه کسی؟
در حالیکه مریم رجوی خروج فرقه اش از سرزمین همسایه ایران را” پتکی که بر سر ملاها فرودمی آید” می خواند، مصطفی سعدون روزنامه نگار المانیتور معتقد است که جمهوری اسلامی ایران پیروز این میدان بوده است واز دولت عراق انتقاد می کند که از این ماجرا بهره های لازم را نبرده است. او می نویسد:” البته، خروج مجاهدین خلق از عراق، پس از سی سال حضور، تهدیدی که علیه نظام ایران وجود داشت را حذف کرد، چرا که نزدیکی مجاهدین خلق به مواضع ایران در عراق نمی توانست برای تهران آسان باشد.”
فرازی از کتاب یک نفر، یک روز و سی سال – قسمت دوم
یافته های اخیر مشخص می سازد که تنبیه برای مخالفت با سیاست های سازمان مجاهدین خلق از فشار برای اقرار کتبی به عدم وفاداری تا زندانی کردن در محل های مخصوص در اردوگاه اشرف را شامل می شود. اعضای سابق در خصوص شکنجه و حبس انفرادی طولانی مدت به عنوان تنبیه برای عدم وفاداری گزارش کرده اند. برای جلوگیری از خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق از اردوگاه اشرف، تقریبا تمامی افراد سازمان مجبور بودند تا مدارک هویتی خود را برای «حفظ و نگهداری» به سازمان تحویل دهند. سازمان مجاهدین خلق حالا ادعا می کند که این مدارک تا زمانی که در جریان بمباران نیروهای ائتلاف از بین رفتند، به خوبی نگهداری شده بودند.
شکست سیاسی و خروج از عراق را پیروزی قلمداد کردن!!!
فرقه رجوی همواره تلاش نمود هر شکست و فضاحتی را برای خود تبدیل به پیروزی کند و به قول معروف کم نیاورد.فرق این بار با شکست های دیگر این است که باید دست از خیلی از چیزهای دیگر بکشند و شعاری که 30 سال است تکرار می کنند را دیگر لق لق زبان نکنند.مبارزه مسلحانه و تب شعارهای داغ آن و آنچه که دینامیز و نیرو دهنده بود به گل نشست و به خاک نشست، باید از مریم قجر پرسید چرا سکوت کرده اید؟ آن اهداف بلند مدت چه شد؟ آن سرنگونی که شما با هزار کلک و بهانه دستاویز قرار داده بودید همچون حبابی بر سر خودتان ترکید.
دیدار صمیمانه نزدیک از روستا و منزل خانواده محمد جواد نوروزی
چند مدتی بود نگران پدربودم. نگران ازصحت وسلامتی ایشان. لذا برخود واجب دیدم حضورا خدمت برسم وخبرخوش انتفال محمد جواد به آلبانی را هم به ایشان بدهم. زودی خودم را به زادگاهش روستای دافچاه ازتوابع رشت رساندم. روستای دافچاه ازدید مردمان آنجا به کارخانه برنجکوبی حاجی نوروزی و نماینده پیشکسوت شورای محل شناخته میشود. البته کارخانه را دو سالی بود که فروخته بودند وبواسطه کهولت سن خودشان را بازنشست ازهرگونه فعالیت کرده بودند.
تیرانا دپوی ابدی مجاهدین
وزارت خارجه امریکا با هزینه کردن 10 میلیون دلار این فرقه ضد انسان را در محلی در تیرانا دپو نمود. روزی رجوی افتخار میکرد که سازمان سیا امریکا به تنها سازمانی که نتوانسته دسترسی پیدا کند مجاهدین بوده. اما اینک مجاهدین در تمامیت در اختیار سیا هستند و اینگونه آنها را در اختیار گرفته اند فقط با هزینه 10 میلیون دلار.
فرقه ی رجوی، براحتی آب خوردن دروغ میگوید!
وقتی نیت اصلی تمامی شرکت کنندگان درجهاد ضد مردمی برعلیه سوریه، برای تغییر رژیم دراین کشور وتکه پاره کردن آن درراستای راحت تر کردن توسعه طلبی های اسرائیل است، هرآتش بس دیگری هم تشکیل شود، سرنوشت دردناک دو آتش بس قبلی را خواهد یافت وگناه کشته شدن مردم عادی سوریه به گردن کسانی خواهد بود که این جنگ را برعلیه موجودیت سوریه برپا کرده وتنور آنرا داغ نگه داشته اند!!

