نامه ای عاشقانه به عمو اصغر
عموجان نمیدانم موفق به خواندن نامه من میشوی یا نه ولی من دوست دارم برایت بنویسم برایت از دلتنگی هایم بنویسم از بی قراری هایم از چشم انتظار بودن هایم از گوش به زنگ بودن هایم از پیگیری هایم در سایت های مختلف که شاید بتوانم عکسی و خبری از تو پیدا کنم نمیدانم این جدایی و فاصله تا به کی ادامه دارد و چه موقع خاتمه پیدا میکند و همچنان ما چشم انتظارت هستیم و خواهیم بود که به لطف خدا هرچه زودتر این جدایی تمام شود و حسرت عمو داشتن و به آغوش کشیدنش برایم کشته شود
معنی چرخش اساسی ازنظر باند رجوی!
جمع کردن مردم ایران با باند رجوی که” مقاومت” یکی ازاسامی والقاب پرشمار آنست، مانند اجتماع نقیضین است و محال می نماید. بارها دیده وشنیده اید که مردم غمی بنام باند رجوی ندارند واگر کسانی در این مورد ورود می کنند، اعضای تیره بخت خانواده هایی است که فرزندانشان دردام آختاپوسی شما گرفتار شده است!!
اضافاتی بر نوشته ی سعید درنقد زری اصفهانی رجوی نشان!
دراینجا این سئوال مطرح است که چگونه وقتی منافع این باند اقتضا میکند، به رسانه ای که علیرضا نوری زاده از ارکان آن است، اینگونه سفت وسخت تمسک جسته شود ولی زمانی که همین نوری زاده –همانطور که سعید یاد آوری کرده درخط وخطوط ما نیست – حرفی ناسازگار درمورد رجوی ها مطرح میکند، اینگونه آسمان ها را بزمین میریزند!
پیام تبریک به محمد رضا آغاسی
پسرم محمد رضا آغاسی خبر آزادیت از کمپ لیبرتی و رفتنت به آلبانی را شنیدم. بسیار خوشحال شدم که در راه رهایی از چنگالهای مخوف فرقه رجوی اولین گام را برداشته ای. باشد که هرچه زودتر به آغوش گرم خانواده بازگردی به امید آنروز دعا می کنم و چشم انتظارت هستم.
دوستان دربند در آلبانی و لیبرتی، آلبانی آخر خط است
در آستانۀ برچیده شدن آخرین زندان رجوی ساخته در عراق یعنی کمپ لیبرتی و انتقال همه تان به کشور آلبانی خواستم شما را مخاطب قرار بدهم و پیامی برایتان بفرستم باشد تا اگر به احتمال زیاد به دستتان نرسد یا به طریقی هم از راه دست اندرکاران اندک انترنت در آن بالاهای فرقه به داخل محفلهای خصوصی تان درز نکند، حد اقل در تاریخ ملتمان و کشورمان ایران و تاریخ مجاهدانی که صادقانه در راه تحقق آرمان آزادی و استقلال برای مردم و میهنشان گام نهادند ولی خیانت رهبری آنان را به بیراهه برد و تباهشان ساخت، ثبت گردد.
نگاهی به مواضع متناقض مریم رجوی
البته رهبری سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) نیز از این قضیه بهره برداری گسترده ای کرد که نیازی به پرداختن به آن نیست. در همان بحبوحه، بناگاه خبر حمله زنجیره ای به دختران جهرم توسط یک جوان بحران دیگری را داشت رقم می زد که با دستگیر شدن او غائله فروکش کرد. این رخداد خوراک تبلیغی گسترده ای را برای رجوی فراهم نمود و همانطور که در چند خبر زیر مشاهده می شود از آن در سایت های مجاهدین به عنوان”حمله جنایتکارانه بسیجیان به شماری از زنان” نام برده شد و فرد مزبور را هم یک بسیجی معرفی کردند که از مضروب کردن زنان کم حجاب احساس آرامش می کند
دلنوشته از یک هموطن
شما در کدام مرام و مسلکی شنیده یا دیده اید که ملاقات و دیدار با خانواده حرام باشد؟ اما من دیده ام… شما در کدام مرام و مسلکی دیده اید که به مریدانش اجازه بی احترامی به والدین را بدهد؟ اما من دیده ام… شما کدام مرام و مسلکی را سراغ دارید که به پدر و مادرهای گریان و دلتنگ، فرزند ناسزا روا دارند؟ اما من دیده ام…
نامه ای از یک دوست به جواد عرب درگی
جواد جان، زندگی آن دنیای تنگ و تاریک لیبرتی و شاید روزی در آلبانی نیست و بیرون از مناسبات متحجرانه رجوی دنیای شیرینی وجود دارد که من تجربه می کنم و به عنوان یک همدم و دوست قدیمی به تو هم پیشنهاد دارم همت کنی و همچون من و دیگر دوستان به زندگی غار نشینی که رجوی برای مان ساخته بود نه بگویی و خودت را به دنیای آزاد و حقیقی بیرون برسانی.
اولین جنایت کار تاریخ خود سران فرقه رجوی هستند
حال که بحث جنایت علیه بشریت را پیش می کشید اولین کس خود رجوی و دار و دسته وی هستند که باید محاکمه شوند که دستش تا مفرق در خون بیگناهان آغشته است و مصاحبه با شیخ های مرتجع عربستانی هم نمی تواند مرهمی بر دردهای بی علاج رجوی مرحوم شده باشد.
شما رجوی ها، فقط یک صدم این انتقادات را مطرح کرده ونتایج درخشانش را ببینید!
جلوگیری ازانتقادها، کار سازمان مجاهدین سابق را به این شکل زار و رسوا کننده ای کشید وحالا هم انتظار دارند که دلسوزان دولت هم این رویه ی رجوی ساخته را پیشه کرده و تشکیلات دولتی را بشکل تشکیلات رجوی درآورند!!
مانور پوشالی فرقه رجوی
اما اگر بخواهیم از نقض حقوق بشر صحبت کنیم اولین ناقض حقوق بشر رهبران فرقه اند تشکیلات فرقه به دستور شخص رجوی در کمپ اشرف و سپس در لیبرتی و حالا هم در آلبانی چه برخوردی با اعضای خود می کنند، همواره اعضای فرقه زیر فشار تشکیلات رجوی دست و پا می زنند، اجبارات تشکیلاتی، افراد را به ستوه در آورده، نمونه اش در هیچ کجا و در هیچ جریانی سابقه ندارد
نشانه ای دیگر از انطباق کامل رفتار فرقه رجوی و داعش
خانواده ها بسیار بی تاب بودند و عنان از کف داده و فریاد میزدند و عزیزانشان را می خواندند. هرچه التماس کردند اثر نکرد. برخی بی تاب بر زمین افتاده بودند. هم زمان خانواده ها هدیه هایی را برای اسرای فرقه به آن طرف دیوارها پرتاب می کردند. اما این ابراز عاطفه باز به شدت از سوی عوامل مغزشوئی شده فرقه با پرتاب سنگ های درشت پاسخ داده شد.

