نامۀ آقای مصطفی محمدی به صافی الیاسری قلم به مزد فرقۀ رجوی
شما نوشته اید با سمیه من، دختر در اسارتم، شخصا گفت و گو کرده اید، شما که می گویید روزنامه نگار و نویسنده و محقق هستید چگونه به خودتان اجازه می دهید بدون اینکه تلفن را بردارید و چند دقیقه هم مستقیم با من به عنوان پدرش و یا برادر و خواهر و یا مادر سمیه صحبت کنید. چرا فقط با یک طرف قضیه صحبت کرده اید و از این رو یک طرفه قضاوت کرده اید؟.
گروه تروریستی مجاهدین در سال۹۴، باندرجوی درماندهتر از همیشه!
آنچه که در این میان گفتنی است اینکه سازمانی که روزی به خانواده های مجاهدین بعنوان حامیان خود در داخل کشور نگاه میکرد حال در اثر وطن فروشی رهبران این گروه، سازمان به جایی رسیده است که خانواده اعضای خود را دشمن اصلی این گروه محسوب میکند. ضمن اینکه خانواده ها نیز از اینکه عضوی از خانواده هایشان در مسیر اهداف فرقه ای و وطن فروشی های این گروه هزینه شده است شرمسارند و تلاش میکنند هرچه زودتر آنها را از چنگال رهبران جنایت کار این گروه نجات دهند.
مسبب اصلی حمله تروریستی ۱۹ فروردین چه کسی بود؟
در سال نود خورشیدی رجوی با تحریک گروههای تروریستی در عراق و با شعار بیا بیا موجب کشته و مجروح شدن شمار زیادی از نیروهای نگونبخت سازمان شد و رجوی انرا پیروزی نامید و گفت فتح المبین بوده است و همان فروغ جاویدان این یکی فروغ اشرف بوده است و خلاصه کسی که بیشتر از گروههای تروریستی که این حمله را انجام داده بودند خوشحال بود مسعود رجوی بود
نگاهی کوتاه به تفسیر جاهلانه ی گماشته ی رجوی، ناصر آبادانی!
نخود هرآش، ازجمله القاب درستی است که به باند رجوی داده شده است! این باند مفلس، هرجا که آفتابی میبیند، رخت خیس خود را پهن کرده و هربازاری را که ملاحظه کند، کالای بنجل ایدئولوژیک خود را عرضه میدارد وتوجهی هم ندارد که درعرض نزدیک به 4دهه ی اخیر، این کالا خریداری نداشته و وبال گردن سازنده اش بوده همیشه!
بازهم دروغ پردازی جاهلانه، فرقه رجوی
در روز سیزدهم فروردین 1395، دو نفر موتور سوار اقدام به تیراندازی به سوی نمازگزاران اهل تسنن در حال خروج از مسجد قبا در شهرستان خاش می کنند که متاسفانه در این عملیات تروریستی یکی از هموطنان بلوچ مان بنام آقای عزیز کرد تمندانی به شهادت می رسند. اما جالب اینجاست سایت های مجاهدین که همواره در صدد تفرقه افکنی بین مردم و نظام هستند و اتهام زنی هاشان به نظام تمام شدنی نیست این بار هم به استناد منابع غیر موثقشان این عملیات تروریستی را کار عوامل نظام عنوان کردند.
مجاهدین خلق، پدرخوانده ی بمب گذاران انتحاری
پس از انقلاب ایران، هنگامی که مجاهدین با حکومت نوپای جمهوری اسلامی درافتادند، بمب گذاران انتحاری این گروه صد ها تن از افراد دولتی و غیردولتی و نظامی و غیرنظامی ایرانی را به قتل رساندند. در آن زمان از این بمب گذاران انتحاری در نشریه ی مجاهدین با درج عکس و نام هایشان تجلیل می شد و با عنوان” شهید انتحاری” از آن ها یاد می شد. بیش از دو دهه پس از آن وقایع، در سال 2003، مجاهدین خلق تاریخ خود را به شیوه ای هولناک تر در اروپا تکرار کردند: خودسوزی.
نامه خدیجه (رقیه) خدائی به پسرش سید مرتضی اکبری نسب در کمپ آلبانی
نمیدانم کدام سلوک و مذهبی میخواهد و میتواند یک انسان چنین خوش بین و رئوف را تغییر دهد کدام منطق قبول میکند که مادری سی سال از دیدار فرزندش محروم باشد و این چه باری از زندگی، و مشکلات زمین بر میدارد و منفعت چنین کاری کجاست!؟
آقای محمود احمدی مگر مجبورید این قدر دروغ سر هم کنید؟
شما که به مانند ارباب تان رجوی جنایت کار درس حقه بازی را به خوبی یاد گرفتید حداقل قدری کمتر دروغ می گفتید تا کسی باورش شود. این فرد در جای دیگری برای کاسه لیسی بیشتر نزد مریم قجر این زن داعشی و تکفیری می گوید که در سال 64 انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک. مادر، در خواهر مریم رجوی!! همان چهرهیی را که در سال 50 در رجوی یافته بود، در خواهر مریم دید. آخر دروغ که حناق نمی آورد!
دگردیسی رجوی از نوع میمون وار
اکنون هم در تلویزیون خود سعی دارند با حرکات میمون وار دست به هر کاری بزنند و با پخش فیلم های سینمایی زمان شاه خودشان را همگام با دیگر رسانه ها نشان دهند ولی خوب می دانیم که این کار دوامی نخواهد داشت چرا که ماهیت فرقه رجوی اجازه این کار را به دستگاه تبلیغاتی نمی دهد و شاهد هستیم که همین فیلم ها را هم با سانسور و قیچی کردن آن به خورد نفرات می دهند.
برخلاف وعده های رجوی ها، افزایش قدرت سوریه، دلیل عمده ی کاهش نیرو ازطرف روسیه است!
مگر درهمان روزاول، پوتین نگفته بود که حضور ما درسوریه موقتی است وبا مشاهده ی توان ارتش سوریه درتامین امنیتی که بشود بموجب آن انتخاباتی در سوریه برقرار کرد، این کشور را ترک خواهد کرد ومگر نحوه ی استقرار پایگاه های روسیه که متحرک بود، نشان نمیداد که روسیه برای مدت معینی درآنجا حضور خواهد داشت؟!
ترانه سرایان فرقه رجوی به فکر ترانه های جدید باشند!
شاید زمانی هیچ کس فکر نمیکرد که بچه های سازمان بتوانند از اشرف رهایی یابند٬ اما دیدیم که شد! شعار سرنگونی دیگر جمع شده و به سرفرازی بسنده کرده اند. اکنون به سرآیندگان ترانه های سازمان پیشنهاد دارم ورژن جدید ترانه از دجله و فرات تا سد کارون را به از دجله و فرات تا رودخانه های آلبانی و فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی تغییر دهند تا لااقل شکل و محتوا باهم جور شود!
مرتضی بهشتی برای مخالفتش با فرقه بدلیل جذب برادرش، مورد شکنجه قرار می گرفت
با دیدن میلاد من و همه نیروها شوکه شده بودیم چون خیلی کم سن و سال و بچه بود اما فرقه به صغیر و کبیر رحم نمیکرد او هم مانند دیگر افراد تحت فشارهای تشکیلاتی و عقیدتی قرار گرفته بود و ملاحظه سن او را نمیکردند، به یاد دارم در برابر فشارها مستمر گریه و قهر و گوشه گیری مینمود. همچنین به خاطر دارم حتی رحیم برای مخالفتش با فرقه بدلیل جذب میلاد، مورد شکنجه قرار گرفت و پای او را شکاندند و مدتها در گچ بود و با عصا راه میرفت و همین عدم توان حرکت و قطع رابطه اش با میلاد برادرش نتوانست در سال 83 از فرقه جدا و به کمپ تیف (جدا شده ها)بیاید.

