رجوی در باتلاق طرح تفکیک فرقه ای
آیا انسانهایی با میانگین سنی بالای 50 سال را که در تمام 30 سال گذشته تحت فشارهای خرد کننده جریانی مغزشویی فرقه ای رجوی بوده اند، و بیماریهای متعددی را تجربه می کنند را می توان به عنوان نیروی در سایه در نظر گرفت؟ بنابراین فرقه تروریستی رجوی که با طرح مناسبات فرقه ای خود انسانها را به ماشین تبدیل کرده است، با چه معیاری نظر پراکنی می کند؟
خانم مریم قجر و رهائی در فرهنگ وی
از نظر مریم قجر و مسعود خان بزرگ رهائی و آزادی از دید جنسیتی یعنی اینکه هر کس چقدر در منجلاب فرقه فرو رفته و سرسپرده تر می باشد و بیشتر از مریم و مسعود تعریف و تمجید می کند.آیا این همان رهائی است که می گوئید؟ بلکه ذوب شدن افراد و رهائی آنها را در انتخاب اعتقادات خود به شما می دانید.در عالم واقع با خرافات و تلقین طوری وانمود می کنید شما افراد معمولی نیستید و ادامه زندگی دیگر خارج از مناسبات برایتان مشکل است. اگر شما اینقدر با اطمینان صحبت می کنید از این زنان ومردان رها شده پس چرا اجازه دیدار با خانواده هایشان را نمی دهید و یا در مناسبات انقدر ضابطه برای رابطه ها تعیین نمیکردید
مجاهدین، شادی روباه و دمش؟!!
گروه تروریستی رجوی که براساس هزاران برگ سند و پرونده ی متقن بزرگترین ناقض حقوق بشراست به منبع مورد استناد گزارش های احمد شهید تبدیل شده است! وجای تعجب نیست که ابقای احمد شهید موجب شادی وهیجان فوق العاده سران این گروه تروریستی شده است که این روزها سرازپا نمی شناسند! بنابراین می توان گفت که احمد شهید با هیچ اصل ومنطقی شایستگی احراز سمت گزارشگرویژه سازمان ملل درامورایران را ندارد وارتباط تنگاتنگ وی با گروه تروریستی رجوی مصداق همان ضرب المثل روباه ودمش معروف است! امید است که سازمان ملل به این مهم توجه کرده ودرراستای بازگرداندن اعتبار به جایگاه خود چهره کاملا بی طرف وغیروابسته ایی را جایگزین احمد شهید کند
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده حشمت الله کاربخش از اسیران دربند فرقه رجوی
آقای کاربخش به شرح مختصری ازسفری که به همراه دیگر خانواده های اسیران به عراق برای حضور دراطراف کمپ لیبرتی دراسفندماه گذشته داشت پرداخت و گفت: ما بیش از 120 خانواده بودیم که دراطراف لیبرتی برای گرفتن اجازه ملاقات با عزیزان اسیرمان به مدت چند روزمتوالی جمع شده بودیم.اما واقعا دریغ از وجود یک ذره انسانیت دررهبران وفرماندهان مجاهدین که به هرنحوی سنگ اندازی کردند تا ما نتوانیم عزیزانمان را ببینیم،آنها حتی به افراد نگهبان ونفراتی را که جلوی ما خانواده ها آوردند دستورداده بودند تا صورت هایشان را بپوشانند!
۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان
باری بهر جهت بعد از گذشت چهل و چهار سال ما اکنون شاهد هزار و یک خیانت دیگر وی هستیم،اما اینبار نه تنها در حق نفرات ویارانش،که در حق مردم وکشورش.اکنون اوج و وسعت خیانتهای رجوی و باند فاسدش چنان بر هموطنان آشکار و مسجل شده است که خیانت او به بنیانگذاران سازمان را کاملأ تحت الشعاع خود قرار داده است.اما سرنوشت امروزی او و ترس و وحشتی که از مرگ دارد حداقل چهارده سال است که اینبار بطور شبانه روزی گریبانش را گرفته و رهایش نمیکند،مرگی که یک روزبرای همیشه با خفت تمام گریبان او را خواهد گرفت.
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با آقای جلال جلالی در شهرستان مسجد سلیمان
رهبران این گروهها وبخصوص رجوی بعنوان رهبرسازمان مجاهدین امثال برادر مرا اول با شعارهای دروغین فریب وجذب خودشان کردند وبعد هم بیهوده آنها را به کشتن دادند. اما درمورد خودم باید بگویم که متاسفانه من هم بدلیل جوی که رجوی ازسال 60 به بعد در کشور ایجاد کرده بود تصمیم گرفتم ازایران خارج شوم این بود که درسال 64 و بدون حتی هیچگونه محدویتی با پرواز مستقیم به کشور آلمان رفته و همانجا ساکن شدم.بعد ازرفتن به آلمان سعی کردم بدور ازمسائل سیاسی برای رسیدن به یک زندگی خوب و راحت تلاش کنم که واقعا سختی های زیادی هم برای بدست آوردن آن کشیدم.
متئو رنزی برای هشدارهای رجوی، تره هم خرد نکرد!
اگر واقعا نویسندگان این نامه ها، زندانیان سیاسی وآنهم ازنوع رجوی گونه هایش هستند، باید دراین مورد به جمهوری اسلامی مدال صلح نوبل داد که چنین امکاناتی برای نوچه های یک فرد مستبد، جاسوس و برانداز فراهم کرده است تا بتوانند چنین نامه های تند وتیزی را به خارج بفرستند و سریعا هم در رسانه های رجوی منعکس گردد!!
بازی کثیف تبلیغاتی فرقه رجوی تحت عنوان نامه نگاری زندانیان
تمام این نامه ها و نامه های دیگری که به اسم زندانیان در سایت های فرقه انتشار می یابد جعلی و کذب بوده و توسط خود فرقه و با این اهداف تولید می شوند که اولا از اینگونه تولیدات خود سوء استفاده سیاسی و تبلیغاتی بنمایند و ثانیا به خیال خود کاری کند که جمهوری اسلامی با کسانی که فرقه ادعای نوشتن نامه توسط آنها را دارد برخورد نماید. سپس فرقه این برخورد را دست آویز تبلیغات خود قرار داده و بگوید ببینید ما در داخل ایران نیرو داریم. ببینید حرف ما درست است و جمهوری اسلامی زندانیان را آزار می دهد و….
محمود نیشابوری رجویست، نام خالی وجعلی را باماهیت قضیه عوضی گرفته!
درهرصورت، الهام دهنده ی باند رجوی درانتشار اینگونه مقالات، درراستای این اصل روانشناسانه است که بموجب این اصل، گروه های فرقوی هرحادثه ی نیک وبد را بحساب پیروزی خود میگذارند و تا فرقه ی رجوی وجود دارد، شاهد این نوع تحلیل ها خواهیم بود وما نیز بنوبه ی خود مردم راازماهیت این نوع نوشته ها وصاحبانشان مطلع خواهیم کرد!
از مزدور قلم به دست صافی الیاسری”دلداده” رجوی بیشتر بدانیم
الیاسری به مجرد مشاهده من درصحن دادگاههای عراقی شدیدا شوکه شد وغافل ازاینکه من دیگرجداشده ازسازمان جهنمی رجوی هستم ودارم به اتقاق خانواده داغدیده مقتول نوروزی به دست رجویها فعالیت میکنم ؛ شروع به دادن گزارش کارکرد وگفت” سید علی. گمان نمی کردم شما را دراینجا ببینم. اصلا نیازی نبود شما با وجود خطراتی که میتواند متوجه شما باشد ازاشرف به بغداد ودادگاه بیایید!
علت متهم کردن ایران ازطرف باند رجوی!
اخیرا، این فرقه ی ننگین آرام وقرار ندارد که ثابت کند که ایران عامل حملات 11سپتامبر 2001 بوده وباید که بیشتر تحریم شود واگر دست داد، مورد حمله ی نظامی قرار گیرد!! این تشبثات خبیثانه، علاوه براینکه تشکیل پرونده ی جنایی علیه مردم ایران را در ذات خود دارد، تلاش مضاعفی است که عربستان را هم که اینک به یار غار رجوی – به عبارت بهتر، ارباب اصلی رجوی- تبدیل شده، از زیر ضربات واتهامات خارج کند.
رجوی در طول 50 سال یک مورد پیروزی یا تحلیل درست نداشته است
رجوی وعده سرنگونی 6 ماهه رژیم ایران را داد وتعداد زیادی از گروه ها و احزاب سیاسی مخالف دولت حاکم را به سمت خود کشاند اما به محض شناخت و رو شدن دست رجوی برای آنها در همان سرفصل یکی پس از دیگری از رجوی فاصله گرفتند و تا سال های اخیر نوبت به شخصیت ها و افراد مستقل پیوسته به شورای پوشالی رجوی هم رسید و درنتیجه شورای دست ساز رجوی هم عملا خالی شد و روی صندلی های خالی آن در تصاویر و فیلم های ساختگی مشتی مجاهد ورشکسته و پیر و سالمند با سابقه ده ها نوع مریضی ازجمله آلزایمر حاد قرار می دهند.رجوی در این رابطه هم باخت.

