آغاز فصل مرگ
ضمن آنکه انحرافاتی همچون خودارضایی و همجنسگرایی از بارزترین بحرانهای منتج از انقلاب ایدئولوژیک میباشد که وقت و انرژی فراوانی را از رهبری و کنترلکنندگان مجاهدین برای مهار آن به هدر داده است (خود کرده را تدبیر چیست؟). انحرافات موصوف در سالهای پایانی دههی هفتاد گسترش زیادی داشت که بهدلیل شکایت فراوان نیروهای میلیشیا، کنترلکنندگان مجاهدین مجبور به برخورد با آن شدند و حتی رهبری مجاهدین در چندین نوبت جهت مهار آن با نیروها برخورد کرده و نشستهای متعددی پیرامون آن برگزار نمود. همچنین جداسازی قرارگاه زنان از قرارگاه مردان در همین راستا بوده است.
انحلال کمپ تیف و انتقال جداشدگان به شهرک ماوی
طی چهار سال گذشته کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد کوشیده است امکان انتقال جداشدگان مجاهدین خلق از عراق و پناهندگی آنان به کشورهای غربی را فراهم آورد اما به نظر می رسد هنوز موافقت این کشورها برای پذیرفتن مجاهدین جداشده جلب نشده باشد. طی همین مدت، ایران تنها کشوری بوده که حاضر شده جداشدگان از مجاهدین خلق را بپذیرد و آن گونه که دفتر مطبوعاتی ائتلاف تحت فرماندهی آمریکا در عراق به بی بی سی اطلاع داده، طی چهار سال گذشته 380 تن از جداشدگان از مجاهدین به خواست خود به ایران بازگشته اند.
ترور امپریالیستی
نمونهی مجاهدین خلق نمایانگر نفوذ امپریالیستی همیشهحاضر غرب در تعریف”دگر بودن”، بهواسطهی مالکیت زبان، است. با توجه به اینکه ایالات متحده با کمک متحد خود بریتانیا”جنگ علیه ترور” را بهراه انداخت – جنگی که تا به امروز به کشته شدن بیش از یک میلیون نفر انجامیده است – نفاق کاملاً آشکار است. در همین حال”لرد کوربت” عضو مجلس اعیان حزب کارگر،”گوردون براون” بههمراه”باب فیلنر” – این دو حامی سازمان تروریستی مجاهدین خلق هستند – به یک ایدهی مشترک رسیدهاند. از نظر آنان، گفتوگو با ایران، بیش از هرچیز خطر ِ حمایت از”تروریسم بینالمللی” را بههمراه خواهد داشت.
آغاز فصل مرگ؟!
زیبا دانشور(فائزه) هم مرد.ایراندیدبان، بیست و یکم می 2008زیبا دانشور (فانزه) عضو شورای رهبری گروه تروریستی مجاهدین و یكی از اعضای فعال و مؤثر باند رجوی در كشورهای اسكاندیناوی بر اثر سرطان مُرد. مرگ و میر اعضای مجاهدین كه مدتی است آغاز شده، عموماً بهدلیل كهولت سن و ابتلای این افراد به سرطان میباشد. آمارها […]
انحلال کمپ تیف و انتقال جداشدگان از گروه رجوی به شهرک ماوی
برگرفته از انقلاب اسلامی در هجرت شماره 697 در 3 مه 2008 برابر 14 اردیبهشت 1387، بنا بر گزارش جداشده گان از گروه رجوی، کمپ تحت حفاظت نیروهای آمریکایی، تیپف، منحل و افراد جدا شده از این گروه که بین 76-79 نفر بوده اند به شهرک ماویواقع در استان دهوک در کردستان عراق منتقل شد […]
خاطرات محمود هاشمی – قسمت چهارم
از آن روز در پذیرش جنب وجوش زیادی دیده می شد و همه چیز به قول معروف بشماره سه شده بود. هر ساعت کلاس و آموزش داشتیم. من در کلاس اید ئولوژی معمولا شرکت نمی کردم و می گفتم اعتقاد ندارم و می دانستم با این کارها بچه ها را شستشوی مغزی میکنند. مثلا در آخر همه صحبت ها ی امام حسین به مسعود ومریم ختم می شد. حتی مورد بسیار مهم در همان نشست شب قدر یک آخوند بنام جلال گنجه ای با چاپلوسی خطاب به مریم کرد گفت: تو کارهایی را انجاه داده ای که حضرت فاطمه نتوانسته انجام بدهد و بعد به مسعود گفت: حتی شما با این کارها دست حضرت علی را از پشت بسته اید واز این جور مزخرفات. به همین خاطر واقعا بدم می امد ودر ماه محرم وقتی که دسته ها عزاداری راه می انداختند سر نوحه ها وصل می شد به مربم مثلا با انقلاب مریم با انقلاب مسعود نهضت حسینی ادامه دارد
خاطرات محمود هاشمی (قسمت چهارم)
انجمن نجات – دفتر تبریز- آذربایجان شرقیداخل سازمان:همان هفته اول شروع کلاسهای تاریخچه سازمان بود و اواخر همان هفته عصر بود که گفتند نشست رهبری است و گفته شد لباس های سبز خود را بپوشید. شب به محل بر گزاری نشست سالن اجتماعات رفتیم ( اواخر آبان 81 ) ما را به ترتیب وارد محل […]
کند و کاو
وقتی اجازه تماس را نمی دهند چگونه میخواهند خلقی اسیر را ازاد کنند چگونه این افراد را بایستی از خانواده و علائق سنتی دور کرد و در یک محیط بسته زندانی کرد و خورشید و ماه این اتاق تاریک را مسعود رجوی قرار داد و او را تکرار کرد و از ذهن و دید او دید و شنید و بایستی این لحظات ر ا به یاد اورد. و اگر مادرت را به یاد اوردی این از لحظات زشت تو است و ضد انقلابی گری است و انرا باید نکوهید و طرد کرد زیرا در اینجا مادر تو جای رهبری را در ذهنت تنگ میکند شما مثل این را در چه فرهنگی دیده اید!
خاطرات محمود هاشمی – قسمت سوم
یکی از بچه ها بنام بابک که چند ماه از من آمده بود سر تیم من شده بود تا مثلا در انقلاب کمکم کند تا زودتر انقلاب کنم. بغل آشپز خانه نشسته بودیم خواستم نقشه ام را عملی کنم چند فحش به مناسبات و مسئولین دادم، بابک از پشت سیلی محکمی به گوش من زد و به داخل انبار در سالن غذا خوری دوید من هم دنبا لش کردم چند نفر که حاضر بودند مرا گرفتند و نگذاشتند دستم به بابک برسد از طرف دیگر بابک پشت خسرو مسئول صنفی انبار سالن غذا خوری پناه گرفته بود چون نتوانستم به او برسم لباس فرم را پاره کردم وبا زیر پیراهن به طرف آسایشگاه با داد و فریاد حرکت کردم و هدفم جلب توجه مسئولین بود.
نمایندگان پارلمان عراق خواستار اخراج مجاهدین شدند
مردم عراق تلاش میکنند تا هر سال در مبارزه با تروریسم جلوتر از سال قبل باشند و این ملت شجاع میداند که برای مبارزه با تروریستها هزینههای زیادی را باید بپردازد. تاکنون بیش از 18 میلیون نفر از مردم عراق خواهان اخراج مجاهدین از عراق شدهاند ضمن اینکه هفته گذشته نیز گروهی از اساتید دانشگاههای عراق با صدور بیانیهای بر درخواست فوق تاکید کردند.
آموزش دوباره کلاسهای نظامی و رفتن به قرار گاه زنان
برای اولین بار بود که بعد از چند ماه ما این همه دختر جوان می دیدیم. بعضی وقتها که زیر چشمی نگاه می کردم چشمم به چشم یکی از آنها می افتاد که داشت یواشکی مار ا دید می زد. هیچ کس جرئت نمی کرد علنی نگاه کند. تر س از گزارش نوشتن ودر نشست ها فحش خوردن اجازه رفتار عادی را نمی داد. خبرنگارها آمدند همه برایشان دست زدند. الان که در کانادا هستم خنده ام می گیره. کجا برا ی خبر نگارها دست می زنن. ما ها ی آدم ندیده در زندان اشرف بایستی برای خبرنگارانی که احتمالان مجاهدین و یا عراق پول سفرشان را داده بود دست می زدیم. دوباره شروع به بازکردن پیچها کردیم.
تحریف و انعکاس واژگونه یک خبر ورزشی در سایت مجاهدین
سایت سازمان مجاهدین با انتشار خبری تحت عنوان” تظاهرات ضد حکومتى دهها هزار جوان خشمگین، از استادیوم آزادى تا نقاط مختلف تهران بزرگ” مدعی شده است که در جریان بازی لیگ برتر فوتبال باشگاه های ایران در استادیوم آزادی ده ها هزار تن از تماشاگران فوتبال دست به تظاهرات ضد حکومتی زده و دامنه آن را به اکثر نواحی مسکونی شهری گسترش داده اند.

