تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفا یغمایی – قسمت ششم
در قسمت قبل گفته شد که امیر یغمایی در خاطراتش به دو نکته قابل توجه اشاره دارد: الف- داشتن اتاق کار در یک پایگاه بزرگ مجاهدین، واقع در منطقه “سرژی سن کریستف!” ب- تفریح و تفرّج سران مجاهدین و اعضای شورا در پارکهای جنگلی و خورد و خرید در فروشگاههای معروف پاریس! **ب: نکته بعد […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی – قسمت پنجم
زندگی در “انجمن” در این زمان، خانواده هواداری که من پیش آنها بودم، ارتباط نزدیکی با مجاهدین داشتند. مجاهدین در آن زمان یک دفتر داشتند که ما به آن “انجمن” میگفتیم. این یک خانه بزرگ سبز رنگ در موربی بود که ما بهطور مرتب آنجا میرفتیم. این خانه خیلی بزرگ و مرموز بود بهطوری که […]
از تشکیل دولت موقت تا انتشار یاوههای مستأصلانه ترامپ
چهارماه از جنایت آمریکا در تجاوز به خاک کشورمان گذشت و در این مدت، شکست چندجانبه آمریکا برای همه جهانیان آشکار شد و ایران در صدر کشورهای محبوب ملتها قرار گرفت و روسیاهی به تمامی جریانهای برانداز و ضدانقلاب ماند. همزمان با ترور سبعانه رهبر ایران به همراه نوه خردسال و خانوادهاش و نیز کشتار […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی (قسمت چهارم)
در طول سفر، تنها در انتهای عقب اتوبوس نشسته بودم و از پنجره به بیرون نگاه میکردم. بیشتر منظره بیابانی بود؛ خاک قهوهای تا جایی که چشم کار میکرد. سفر با اتوبوس نسبتاً طولانی بود و گاهی توقفهای کوتاهی داشتیم تا کودکان بتوانند بیرون بروند و هوای تازهای تنفس کنند. در یکی از این توقفها، […]
باران اشک در شامگاه خونین 7 تیر
الان صبحگاه 8 تیر است… درست 45 سال قبل -1360- در چنین لحظاتی، خبر انفجار حزب جمهوری را شنیدم. حدود 3 هفته از سفرم به تهران میگذشت. با مادر و برادر کوچکم میهمان خواهر بزرگمان بودیم که کارمند صداوسیما بود و هر روز ساعت 7 از خانه خارج میشد تا به محل کار برود. از […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی – قسمت سوم
مدرسهای در قرارگاه اشرف وقتی از بدیع زادگان به مدرسه شبانه روزی در اشرف منتقل می شدم، احساس میکردم که دلتنگی برای والدینم کاملاً مرا در بر گرفته است. دیگر نزدیک آنها نبودم و باید شش روز کامل صبر میکردم تا اتوبوس بیاید و مرا به بدیع ببرد. حتی در آن صورت هم مشخص نبود […]
مسعود و مریم رجوی و خانواده یزدان تیموریان
با شنیدن خبر درگذشت یزدان تیموریان، به یاد روزهایی افتادم که مسعود و مریم رجوی، نشستهای انقلاب ایدئولوژیک را همگانی کرده بودند تا دیگر هیچکس در تشکیلاتشان: نه خانواده داشته باشد، نه متأهل باشد، نه به فکر ازدواج باشد و نه هرگز -جز به مسعود و مریم- به کسی دیگر عشق بورزد و فکر کند. […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفا یغمایی – قسمت دوم
پرواز کودکانه به عراق من دقیقاً به یاد نمیآورم که چگونه به عراق آمدم، زیرا در آن زمان بسیار کوچک بودم، اما وقتی به آنجا رسیدم، خاطرات زیادی دارم. به طور کلی، دوران کودکیام در عراق را میتوانم دورهای خوب توصیف کنم که با احساس دلتنگی برای والدینم همراه بود. یادم میآید که مجاهدین در […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی
مقدمه امیر وفایغمایی یکی از هزاران ایرانی است که دوران کودکی، نوجوانی و گوشهای از جوانی خود را در تشکیلات مجاهدین خلق از دست داد و با حوادثی تلخ، دردناک و آسیبهای غیرقابل جبران مواجه گشت. از منظری دیگر: بخشی از زندگی امیر، بهخاطر جاهطلبی رهبران سازمان، در “کودکسربازی” طی شد و بسیاری از نزدیکترین […]
جابجایی از منجلاب رجوی به گنداب پهلوی
نگاهی به وضعیت اسفبار برخی از دستاندرکاران سابق مجاهدین که سالهاست در خارج کشور سرگردان ماندهاند، درس عبرتی برای همه کسانی است که به کشور و ملت خود پشت کردهاند و دل به بیگانه سپردهاند. پس از کودتای نافرجام 18-19 دیماه گذشته که باید آنرا بازتولید کاریکاتوری کودتای ننگین 28 مرداد 1332 برای بازگردانیدن سلطنت […]
قربانیان سیاستهای ضدایرانی مسعود و مریم رجوی
اخیراً خبر درگذشت یکی از دوستان عزیزِ رهایی یافته از اسارتگاه رجوی را شنیدم و بسیار متأسف شدم. حسن شرقی که در ایام جوانی حین دفاع از کشورش به اسارت نیروهای صدام درآمده بود، پس از 9 سال اسارت، بدون کمترین شناختی از سازمان مجاهدین، در دامی که سران این تشکیلات پهن کرده بودند گرفتار […]
نگاهی به خاطرات ژینا حسیننژاد از درون مناسبات مجاهدین خلق
در ماههای اخیر، خاطرهنویسی برخی از “کودک سربازان” رهاشده از فرقه تروریستی مجاهدین خلق، ابعاد تازهای از جنایات این تشکیلات مافیایی را به نمایش گذاشته که خواندن آن برای نسل جوان بسیار باارزش و پندآموز است. امید است که مسئولین ذیربط و سازمانهای مردمنهاد که وظایف حقوقبشری و بازسازی روانی جامعه و نسل جوان را […]