جنایات سران فرقه رجوی در 6 و 7 مرداد 1388
6 و 7 مرداد سال 1388 در اشرف زندانی که معروف به زندان آزادی بود، اما مخوف ترین اسارتگاه انسان ها در عراق، چه اتفاقی افتاد و چرا ؟ شاید باعث تعجب خواننده عزیز باشد، اما نکات خلاصه ای که میخواهم بگویم قطره ای است در قبال دریای جنایات مسعود و مریم رجوی . پس […]
پیام مهم انجمن نجات آلبانی در کنفرانس اخیر در تیرانا
خاطره خوبی نیست ولی برای فهم داستان مجبورم گذری بزنم به دورانی که کار داخله میکردم و برای منحرف کردن جوانان برای جذب کانون شورشی کار میکردم. یادم می آید داشتیم درگروهی دورهمی با اسم و عکس مستعار با مردم درباره مشکلات نفت و بنزین و کار و فقر و…. حرف های دیکته شده را […]
حمام خونی که مسعود رجوی به راه انداخت
طی ۳۵ سالی که گذشت هیچ وقت اینقدر به دروغ گویی سازمان مجاهدین خلق ایمان نیاورده بودم. هیچ حد و مرزی ندارند فقط دروغ دروغ دروغ … مخصوصاً در رابطه با ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ قتل عامها ، کشت و کشتارها و بقول گوبلز هر چقدر دروغهای بزرگی بگوئید برای انسان های ساده و زود […]
به مناسبت درگذشت محسن حسن کاویار در اسارتگاه مانز رجوی
نامه خانواده ها را که رو به مقامات آلبانی نوشته شده مرور می کردم. از این میان نامه ای توجهم را جلب کرد. اسم روی نامه را که دیدم قلبم فشرده شد، نفسم به شماره افتاد و دوباره تمام خاطرات تلخ جلو چشمانم رژه رفتند. نویسنده نامه طاهره حسن کاویار بود خواهر محسن… خبر فوت […]
مسعود رجوی بهتر است به جای جنگ طلبی، راه ارتباط خانواده ها را باز کند
چند روز پیش یک سیاهه منتسب به مسعود رجوی را خواندم. چیزی که از درکش عاجز ماندم این بود که این همه جنگ طلبی و این همه مختصات دادن به هر جا و هر کس برای چیست و چرا؟ تلاش کردم کامل بخوانم و همچنین مروری بکنم که سازمان مجاهدین خلق و سایرین در خصوص […]
انتقاد یا سرکوب
با پیدایش جامعه بشری و پیشرفت تکامل اجتماعی، انسان مستمرا برای ایجاد تغییرات مثبت درزندگی خودش راه انتقاد را در پیش گرفت، چه انتقاد از خودش چه انتقاد از بیرون . در انتقاد از خود ضعف های خودش را شناسایی کرده و برای برطرف کردن آنها راه حل را جستجو کرده و پیدا میکند. در […]
روایت حمید محمد آتابای از نماز عید فطر در تشکیلات مجاهدین خلق
نیمه شب بود داشتیم با علی آقای رحیمی برای صبحانه روز عید فطر حلیم بار میگذاشتیم، هر کاری میکردیم گندم بجای اینکه باز بشه و آماده کوبیدن ، بدتر تیره تر و محکم تر میشد … از آنجائیکه قرار بود برای نماز عید بروم، ساعت دو خسته از نپختن حلیم رفتم برای استراحت ، ساعت […]
خاطرات حمید آتابای از شرایط حاکم بر تشکیلات رجوی در ماه رمضان
به مدت 35 سال اگر چه که بدون وقفه و بدون اینکه تعللی بکنم روزه گرفتم، حتی در شرایط خونریزی معده ام در سال 1391 که باز هم کوتاه نیامدم . ولی این عبادت بزرگ همیشه برایم یک درد هم بغیر از درد جسمانی به همراه داشت و بخصوص در همان ماه مبارک رمضان 1391. […]
جنایتهای سران سازمان مجاهدین خلق در 19 فروردین 1390 از زبان حمید محمد آتابای
بعد از درگیری های از پیش آماده سران سازمان ضد انسانی مجاهدین که تماما از روی نقشه بوده و برای از بین بردن عناصر ناراضی و همچنین مظلوم نمایی بیشتر برای جلب حمایتهای اروپایی و آمریکایی انجام میشد، در نوزدهم فرودین 1390 بدنبال برخی تحرکات ارتش عراق ، سران فرقه ضاله رجوی بر آن شدند […]
یادداشت حمید آتابای به بهانه عید نوروز 1403
سالیان درازی به اندازه عمرانسان، وقتی که با فرقه سازمان مجاهدین بودم از نیمه اسفندماه یک حالت احساس عجیب عزا، در بین همه بچه ها شکل میگرفت. بجای اینکه به فکر عید نوروز و بهار و زیبایی های آن پس از زمستانی سرد و جانسوز درعراق باشیم ، روزهای آینده که باید برای بیگاری طاقت […]
مروری کوتاه بر سندی تاریخی از آدم فروشی مسعود رجوی
روی برگه رسمی و تائید شده زمان های گذشته در ایران مسعود رجوی معرفی شده، طبق این سند که امضای بالاترین مقام امنیتی دوران سلطنت طلب ها بوده افشاگری ای شده تاریخی! حالا سازمان مجاهدین خلق به خاطر خانواده و ارتباط با خانواده و همچنین انسان هایی که انتخاب کردند تا آزادانه زندگی کنند و […]
فرافکنی بلاهت بار یا واقعیت های بیان نشده
اگرچه همه روزه و لحظه مره تمام تلاشم بر فراموشی گذشته سیاه و دردناک خود در اشرف بوده و هست، اما از روزی که شنیدم در سوئد فیلمی بنام کودکان اشرفی بنمایش در آمده، من آشنایی با امیر یغمایی یا بقیه عزیزان نداشتم اما یاد زینب حسین نژاد افتادم دختر غلام. سال 68 غلام در تاسیسات […]