انقلاب ایدئولوژیک؛ ۴۱ سال وعده، آخرش عصا و واکر

قرار بود ایران آزاد شود؛ اما انقلابیون دیروز، امروز برای راه رفتن به عصا نیاز دارند! انقلاب‌های بزرگ دنیا، از لنین تا هوشی مین، دست‌کم هدفی سیاسی داشتند؛ اما در سازمان مجاهدین خلق، بعد از ۴۱ سال هنوز انقلاب ایدئولوژیک ادامه دارد. انقلابی که با طلاق همسر یکی از نزدیکان مسعود رجوی و ازدواج با […]

قرار بود ایران آزاد شود؛ اما انقلابیون دیروز، امروز برای راه رفتن به عصا نیاز دارند!
انقلاب‌های بزرگ دنیا، از لنین تا هوشی مین، دست‌کم هدفی سیاسی داشتند؛ اما در سازمان مجاهدین خلق، بعد از ۴۱ سال هنوز انقلاب ایدئولوژیک ادامه دارد. انقلابی که با طلاق همسر یکی از نزدیکان مسعود رجوی و ازدواج با او گره خورد، سپس به طلاق‌های اجباری اعضا و جدایی خانواده‌ها و فرزندان کشیده شد.
قرار بود جمهوری اسلامی ایران سرنگون شود؛ حتی برایش سال هم تعیین کردند اما نتیجه چه شد؟ جمهوری اسلامی باقی ماند، سازمان از خاک وطن دورتر شد و اعضایی که روزی با امید آزادی وارد تشکیلات شده بودند، سال‌ها از عمرشان را در انتظار وعده‌های تکراری گذراندند.
رفقا! ظاهراً فقط تاریخ سرنگونی تغییر نکرد؛ تاریخ بازنشستگی انقلاب هم معلوم نیست.
مسعود رجوی زمانی از مبارزه با بورژوازی حرف می‌زد؛ اما امروز منتقدان می‌پرسند آن شعارها چه شدند و این همه تکیه بر محافل سیاسی غربی چگونه با آن ادعاها جور درمی‌آید؟ قرار بود بورژوازی آخرین دشمن باشد؛ نه اینکه مبارزه با آن هم به یکی دیگر از وعده‌های فراموش‌شده تبدیل شود.
اما تلخ‌ترین قسمت ماجرا، خانواده‌ها هستند.
دشمن اصلی در شعارها حکومت بود، ولی خانواده‌هایی که خواهان دیدار با عزیزانشان بودند، در مناسبات تشکیلاتی به دشمن تبدیل شدند. سیم خاردارهای اطراف اردوگاه کافی نبود. منتقدان از سیم خاردارهای نامرئی ذهن و عاطفه سخن گفتند؛ حصاری که عبور از آن گاهی از عبور از حصار واقعی دشوارتر است.
مگر آزادی بدون حق انتخاب، عشق و خانواده معنا دارد؟
چه‌گوارا هم انقلابی بود و زندگی عاطفی و خانوادگی داشت. پس چرا در این تشکیلات، رابطه عاطفی و زندگی خصوصی باید به مسئله‌ای تشکیلاتی تبدیل شود؟
بعد از ۴۱ سال، پرسش همچنان باقی است: دستاورد این همه شعار و سخنرانی چه بود؟ آیا قرار بود ایران تغییر کند یا زندگی خصوصی اعضا؟
و اما سی مهر!
امسال چه آشی برای اعضا پخته‌اند؟ باز هم وعده سرنگونی، سخنرانی‌های تکراری و شعارهای آتشین؟ یا قرار است بالاخره درباره فاصله میان وعده‌ها و نتیجه واقعی پاسخ بدهند؟
رفقا، یک سؤال ساده:
اگر هدف آزادی بود، چرا اعضایی که برای آزادی مردم آمده بودند، حالا باید بگویند: ما می‌خواستیم دست مردم را بگیریم؛ حالا یکی پیدا شود دست خودمان را بگیرد و با عصا و واکر راه ببرد!؟
حمید آتابای