اعضاء جداشده از فرقه رجوی

فرقه رجوی بداند؛ من به حقیقت زنده ام

راستی چرا می بایست به خاطر دوست داشتن، جسور بودن و مشتاقانه زندگی کردن به انسانها لقب بریده، مزدور و خائن داد؟ آیا من حق ندارم برای سرنوشت خودم تصمیم بگیرم؟ و قاطعانه پاسخ منفی به راه و روشی بدهم که راه به ناکجا آباد می برد؟ یا به چیزی که دوستش دارم متعهد باشم و برای چند صباح از عمر باقی مانده ی خود تصمیم سرنوشت ساز بگیرم و یا خلاقیتی از خود نشان دهم؟ آیا حق انتخاب راه خویش را ندارم و باید تا آخر عمر منتظر بمانم که یک فرقه جهنمی همچون مجاهدین بقیه ی سرمایه عمرم را نیز به یغما ببرد؟
فرقه ی رجوی سالیان سال برایم دیکته کرد که باید دست روی دست گذاشت!! مطیع بود، ناسزا شنید و مستمراً با دلهره و تردید زندگی کرد و مهمتر از همه نسبت به رهبر قلابی نیز همیشه بدهکار باشم!!
وقتی زیبائی و خوبی ها بر سرنوشت من نوعی حاکم نیست و رجوی تمامی صفات زشت و مفاهیم ساخته شده را بر ذهن و ضمیرم تحمیل می کند باید به عنوان یک انسان به من حق داد که سوال کنم و زشتی روش ها و شیوه های رجوی در به بردگی کشاندن نیروها و نفرات را به تلخی یاد کنم؟ آیا طبق قانون تکامل حرکتی و هدفی برای من جایز است یا نه؟ آیا در این دنیا وقتی که هفده سال در اسارتگاه اشرف بسر بردم به اندازه سایر انسانها وقت و زمان برای انتخاب داشته ام؟
چرا باید تمامی اتفاق های ناخوشایند و افتادن در دام فرقه ی مجاهدین نصیب من شود و زمانی طولانی با یاس و نا امیدی زندگی کنم و فردی خود پرست و سادیسمی به نام مسعود رجوی برایم برنامه ریزی کند؟
در شرایط فعلی که در ایران بسر می برم و ازدواج کرده و صاحب دو فرزند خیلی قشنگ و شیرین شده ام حس می کنم علیرغم همه فرصت سوزی ها در اشرف و تشکیلات ضد انسانی مجاهدین، به عنوان یک انسان واقعی روی پای خود ایستادم، لبخند زنان، با نشاط و پرقدرت نشانه های عشق و زندگی را جدی گرفته ام.
امـا همچنان رهبران بیرحم مجاهدین دست از سر من و سایر جدا شده ها بر نمی دارند. بناگاه لقب بریده، خائن و مزدور از سوی رجوی نثار ما اعضای جدا شده می شود. ابتدا فکر می کردم مخاطب تنها من هستم به خودم می گفتم شاید اشتباهی صورت گرفته زیرا گناه و جرم که نیست آدمها مسیر زندگی شان را مشخص کنند ولی چه زود متوجه شدم مخاطبین رهبر عقیدتی مجاهدین بسیار هستند. زیرا نـود درصد افـراد فرقه ی رجوی که در اشرف گیر افتاده اند، می خواهند مسیر زندگی شان را مشخص کنند و از زندان اشرف رها شوند، یعنی بخش وسیعی از افراد اسیر در فرقه رجوی.
و حال من در یک موضع گیری صریح و برای اینکه رجوی از این به بعد کارت سوخته ای برای مارک زدن در دست نداشته باشد باید بگویم که مامور وزارت اطلاعات یا یکی از اعضای سپاه پاسداران نیستم چون 17 سال به طور تمام وقت و به صورت کاملا حرفه ای جزئی از تشکیلات طاعون زده مسعود رجوی بودم.
پس به سران فرقه رجوی و سازمان دهندگان آن باید گفت وقتی در رابطه با جدا شدگان مجاهدین و منتقدین آن از کلمه های بریده و مزدور استفاده می کنید لحنی نادرست و سخیف را به کار می گیرید، زیرا شما از واقعیت ذهنی و وجودی ما حرف نمی زنید از گذشته ما در مجاهدین؟!!
بالاخره طی سالیان طولانی ما اعضای جدا شده رده ی تشکیلاتی گرفتیم و محبوب رهبری عقیدتی جناب مسعود رجوی بودیم. حال چه شده است که این چنین خواب رجوی را بر آشفتیم؟ باید رجوی این توهم را از ذهن خود بزداید که با تهمت زدن و دشنام افراد جدا شده از نقد و افشاگری مستمر مناسبات مخوف مجاهدین دست خواهند کشید و از دور خارج می شوند این یک توهم است. چون شما سران مجاهدین بهترین دوران عمر یک نسل را به تباهی کشیده اید و یکی از آنها من هستم.
آقا و خانم رجوی اغلب انسانها از قرار گرفتن یک شخص در میز محاکمه دادگاه و یا از شنیدن حکم مجازات برای دیگری حتی در فیلم ها نیز نه تنها استقبال نمی کند بلکه ناراحت هم می شود. هر چند فرد مجرم کاری اشتباه و عملی نادرست و تبهکارانه انجام داده باشد و اعمال نادرست مجرم ممکن است منجر به مرگ یک نفر یا تجاوز به حق دیگران شود.
ولی نمی دانم چرا بیش از اندازه دوست دارم محاکمه ی شما سران و رهبران مجاهدین را در یک دادگاه بین المللی از نزدیک ببینم. زیرا اعمال تبهکارانه و غیر انسانی شما فقط موجب مرگ یک یا چند نفر نشده است، اعمال شنیع و سخیف شما محدود نبوده است بلکه جرم شما اسیر کردن انسانهای ساده دل و نابودی روح و روان آنهاست.
حال که به لطف و نظر خدای رحمان و رحیم تعدادی از افراد تحت اسارت توانستند از زندان اشرف نجات پیدا کنند صفحات پرونده مجرمانه شما همچنان در دید افکار عمومی قرار خواهد گرفت تا جائی که روزی برسد تا ما جدا شدگان و شما سران فرقه جهنمی مجاهدین رو در رو قرار گیریم و آن روز مشخص خواهد شد که ما مزدور و خائن هستیم یا شما سران فرقه جهنمی مجاهدین؟
باش تا صبح دولتش بدمد و آن تعداد اسیری که در دست دارید را به امید خدا آزاد کنیم. بی شک، روزی خواهد رسید که حقیقت خود را آشکار خواهد کرد. الیس الصبح بالقریب قادر رحمانی – عضو با سابقه و جدا شده ی ارتش آزادیبخش ملی و مجاهدین
تنظیم از آرش رضایی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا