آثار فروپاشی مجاهدین خلق از عراق تا اورسوراواز
در این میان سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن سرآمد افتضاح همه گروه ها و احزاب سیاسی وابسته به غرب در خارج از کشور است.گروهی که به روشنی آفتاب در شراکت با دشمنان رنگارنگ مردم ایران،اسلحه به دست گرفت،از مردم کشت،جاسوسی نموده و اطلاعات جنگی به دشمن فروخت،بمب گذاری کرد،دانشمند هسته ای ترور نمود،تا آنجا که توانست فریب و نیرنگ بکار بست و دست آخر از سال ها پیش بعنوان کارگران یا کارمندان معروف ترین و مهم ترین سازمان های جاسوسی غرب بکار گرفته شد.
کاسه گدائی در دست مقاومت
در روز 14 ژانویه دراورسورواز خانم رجوی سفره رنگین بزرگی را برای بیش از هزار تن به قول خودشان از منتخبان و شهرداران و اهالی(وال دواز) چیده بود تا با این خرجهای کلان همان سیاستی را دنبال کند که در قبال تعدادی از سیاستمداران از کار افتاده امریکائی انجام می داد، با این تفاوت که این بار نه برای خروج از لیست سیاه تروریستی بلکه برای برسمیت شناختن مثلآ مقاومت و مجاهدین، برای همین منظور هم در میان مهمانان کاسه بر دست براه افتاده تا در مقابل آن همه خرجی که کرده به جمع آوری بله بپردازد.
نقدی بر سفر و گزارش وکلای اشرفی!
البته این قضیه چیز تازه ای نیست و سران فرقه از همان ابتدای سقوط صدام برای فریب دادن اعضای بی خبر از همه جای خود در اشرف مدعی شدند که خواهر مریم برای همه وکیل گرفته تا کارهای قانونی آنان را برای خروج از عراق ردیف کنند. هنگام مصاحبه با وزارت خارجه آمریکا نیز به هرکدام از نفرات یک اسم می دادند و می گفتند که این اسم وکیل تو است و اگر آمریکاییها می خواستند شما را سین جیم کنند بگویید ما جواب نمی دهیم و اگر مشکلی هست با وکیل ما تماس بگیرید!
واکنش برخی از تحلیلگران سیاسی دربارهی خارج شدن از لیست گروههای تروریستی
توجه داشته باشید که توجهیات انساندوستانهی دولت اوباما برای خارج کردن سازمان از لیست، حرف بسیار کمی دربارهی فعالیت آتی این گروه در آمریکا و این که چگونه فعالیت و مبارزهشان در تقابل با حکومت ایران در آمریکا تشویق و مدیریت میشود، دارد. این ابهام به خودی خود منبعی از تنش میشود و مورد استفاده تندروهای داخل ایران قرار میگیرد تا تمام کوششها را برای مبارزه جهت رفرم سیاسی از داخل و در خارج کشور از مشروعیت بیندازد
شبکه های اجتماعی و تاخت و تاز بی حاصل مجاهدین
مجاهدین تنها اعتبار و مشروعیت خود را نه در حمایت های واقعی مردم، بلکه در لابلای گزارشات سازمان های اطلاعاتی غربی از جمله گزارش اخیر پنتاگون و حامیان استیجاری شان جستجو میکنند و مجموعه این عوامل باعث شده است مجاهدین با فریبکاری تمام به شبکه های اجتماعی از جمله فیسبوک و البته با نام های مستعار و حتی بدون هویت روی آورده و در صدد انقلابی فیسبوکی در ایران باشند؟
رجوی به گفته خودش” به امپریالیسم” برای ترور شخصیت جدا شده ها متوسل شده است
به رجوی توصیه می کنیم که در پناهگاهش اگر یک گرمی از وجدانش باقی مانده را قاضی بگیرد و از سرنوشت اربابش صدام و سرهنگ قذافی درس بگیرد و حداقل اموالی که باقیمانده است را بجای خرج کردن برای سورچرانیهای آنچنانی مریم رجوی و رشوه دادن به این و آن خرج حداقل حقوق انسانی اعضای باقیمانده خودش بکند، به سی سال بازی با جان و مال و ناموس همه گلهای سر سبد مبارزاتی مردم ایران خاتمه بدهد
منبع اسرائیلی: موساد و مجاهدین خلق رابطه بسیار گرمی دارند
پایگاه خبری”دیلیمیل” نیز در ماه فوریه سال گذشته از این موضوع پرده برمیدارد که اسراییل تروریستها را آموزش میدهد تا دانشمندان هستهای ایران را ترور کنند. بنا به گزارش این پایگاه خبری، مقامات آمریکایی تایید کردهاند که اسراییل آموزش و تامین سرمایه معاندان جمهوری اسلامی ایران را برعهده دارد تا دانشمندان هستهای این کشور را ترور کنند. پایگاه انگلیسی در ادامه باز به نقل از افراد داخل کاخ سفید اذعان میکند که موساد و”گروه تروریستی مجاهدین” رابطه بسیار گرمی با هم دارند.
مجاهدین خلق ایران یا مجاهدین سی آی ای(سیا)؟
فرقه مجاهدین ضد خلق تبدیل به تشکیلات جاسوسی آمریکا شد. تشکیلات ضد ایرانی فرقه تمامی تلاش خویش را کرد و میکند که امپریالیزم جهانخوار بمب بر سر مردم ایران بریزد.رجوی ناراحت است و از عصبانیت و خشم در خود میپیچد که چرا جنگنده بمب افکنها و موشک های آمریکائی ایران را با خاک یکسان نمیکنند و چرا ارتش آمریکا ایرانی های بیگناه را به خاک و خون نمیکشد؟!
شکایت رجوی به پنتاگون و اهمیت جداشدگان
اسناد این فرضیه که طی سالیان گذشته به اثبات رسیده و در جنگ تمام عیار رهبری سازمان با جداشدگان و با هزینه گزاف مورد مصرف قرار گرفته، به وفور در همه جا پیداست.بعبارتی اصلی ترین و حاد ترین معضل درون تشکیلاتی مجاهدین طی حداقل ۲۰ سال گذشته،حضور و فعالیت چشمگیر جداشدگان از سازمان در خارج از ایران است.جداشدگانی که بر محیط پیرامون اهداف رجوی همچون سم سیانورعمل نموده و مانع از کلاه برداری و شیادی او در زمین غرب شده اند.
رد گم کردن هایی بیشتر در کارخانه دروغ و دغل فرقه رجوی
شاید هم این مجاهدین خلق هستند که معتقدند با این کارها می توانند گردن خود را در واشنگتن نجات دهند. البته شکی نباید کرد که مسعود رجوی اکنون در حالتی مالیخولیایی بسر می برد. وی معتقد است که روشهای فرقه ای”تولید اختلال در فعالیت ذهن” و کلیشه های دیگرش بر مردم بیرون فرقه هم کارگر خواهد بود. و البته وی در زوکر هم استعداد و تشابه فکری قابل توجهی دیده است که توانسته تا این حد در ذهن علیلش امیدهای واهی را جایگزین تجربه تلخ گذشته اش کند.
چرا شعار حفظ اشرف و حال تن دادن به لیبرتی؟
چرا!! سران مجاهدین همه ی این مسائل را می دانستند ولی آگاهانه درعراق ماندند چون مرده نیروها بهتر از زنده ماندن آنها و جدایی شان از تشکیلات رجوی بود پس به کشتن دادن نیروهای مجاهد و قربانی کردنشان یک هدف برای سران و رهبری مجاهدین شد؟ سران مجاهدین جای اینکه جوابگوی این سوال باشند که چرا نیروهای رده پایین تشکیلاتی را در عراق و جلوی تیغ و تیر عراقی ها قرار داده اند؟
خانم مریم عضدانلو، ایران سوریه نیست
اما مهمترین چیزی که این خانم در این سورچرانی که راه انداخته بودند در خواست کرده اینکه این فرقه را همانند اپوزیسیون سوریه به رسمیت بشناسید که دیگر واقعا خیلی مضحک و خنده دار هست ؛ چون از یک طرف می گویند تجربه سوریه این است که یک اپوزیسیون آلترناتیو ندارد و از طرف دیگردر یک خیال بافی ابلهانه خود را آلتر ناتیو می پندارند وخواستار به رسمیت شناخته شدن مثل اپوزیسیون سوریه می شوند