نسل انقلاب در دوزخ رجوی ها
همین نسل که در طی سالیان اسارت در پادگان اشرف در ناآگاهی مطلق با دنیای خارج به سر برده وحق برقراری تماس وهیچ رابطه ای با خانواده خود را نداشتند و توسط رجوی فقط به منظور حفظ حکومت ظالم صدام دستشان را به خون مردم عراق آلوده می کنند، مردم شمال و جنوب عراق را که شعار آزادی و سرنگونی صدام را سر دادند از دم تیغ تانک ها و زرهی های خود گذراند، و اکنون سالهاست که همچنان در پشت سیاج های قلعه الموت اشرف تحت اسارت ذهنی وعینی رجوی ها بسر می برند.
کدام اموال منقول، خانم رجوی؟
مریم رجوی که بخوبی میداند تخلیه اشرف چه بهای سنگین و گزافی بلحاظ سیاسی و تشکیلاتی برای او و فرقه روبه اضمحلالش دارد و به خوبی میداند که حفظ این نیروها در یک محیط آزاد، به قول همسر فراریش همچون نگه داشتن گلوله آتش درکف دست است با متوسل شدن به انواع حربه ها وترفندهای تبلیغاتی و صد البته مضحک چند صباح دیگرازاین ستون به آن ستون می پرد شاید فرجی حاصل شده و مانع از تخلیه اشرف و فروپاشی فرقه جهنمی اش شود.
موضوعی که برای رجوی هیچگاه اهمیت نداشته جان نیروهایش است
مسعود رجوی، تو فقط بدنبال از بین بردن زمان هستی! چون بازهم در حساب کتابهای خراب خودت حتما بروی انتخابات مجلس ایران یا انتخابات ریاست جمهوری امریکا یا همین موضوعاتی که 40 ساله خودت و اینهمه آدم را سرکار گذاشتی حساب باز کرده ای. اما باور بفرما که ایندفعه خیلی فرق داره. واقعیت اینست که برق واقعیت اینبار آنچنان چشمانت را زده که هیچ چیز را نمیتوانی که ببینی و کما کان در دنیای خیال و رویاهای پوشالی خودت سیر میکنی!
مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه – قسمت اول
تحمیل سلاح و زبان گلوله به حاکمیت و شروع عملیات کور ترور و ایجاد درگیری در نقاط مختلف کشور توسط مجاهدین و گروههایی مانند ؛ حزب دموکرات، کومله،… از یک سو و جنگ تحمیلی و لزوم حفظ وحدت ملی در مقابل تجاوز بیگانه، همچنین بی تجربگی برخی مسئولین از سوی دیگر، هیچ زمینه ای برای تعامل و گفتمان باقی نگذاشت و باعث شد فضای باز سیاسی موجود در کشور ناخواسته با محدودیت هایی مواجه شده و فعالیت هایی را هم که میشد در چارچوب قانون آنرا پیش برد تقریبا سخت و غیر ممکن گردد.
چرا پناهندگی دسته جمعی اسیران اشرف؟
کسانی که به گفته شخص رجوی «نوک پیکان تکامل» هستند و «گوهران بی بدیل» هستند و «گلهای سرسبد جامعه» هستند و «مبارزان راه آزادی» هستند و هزاران برچسبهای بی محتوا و بی مسما، چرا نمی توانند خود مصاحبه کنند؟ چرا نمی توانند خود به تنهایی با نمایندگان سازمان ملل مصاحبه کنند و خودشان وضعیت خودشان را مشخص کنند و بایستی حتما مسئولین این سازمان برایشان تصمیم بگیرند و بروند برایشان مصاحبه کنند و برایشان پناهندگی بگیرند؟!!!
سوزش چند ساله رجوی از افشاگری جداشده ها!
دار و دسته رجوی یک روز این سوزش جانگداز را با فرافکنی و تهمت بیان می کنند، روز دیگر رجوی با همپالگیها و جیره خوارانش با صدور اطلاعیه شیاد خانه شورای دست ساز رجوی سوزش خودش را به نمایش می گذارد و روزی مریم قجر در شوهایی که راه می اندازد، جنایتکاران جنگی امریکاییها را با پرداخت 40 هزار دلار از امریکا به پاریس می آورد تا بگوید در مدتی که آنها کنترل اشرف را داشتند فقط چند نفر خواهان جدایی بودند!
بهانه های بی پایان فرقۀ رجوی
تنها سران بی ارادۀ فرقه و سرکرده فاسد آنان می باشد که همچنان پس از 8 سال سواستفاده از جان و زندگی افرادی که در کمپ تحت تسلط خویش در آورده اند، از آخرین فرصت هم که پیش آمده، همچنان با حقه بازی تمام، تنها و تنها برای مطامع خویش می خواهند -بطور مشمئز کننده ای- سوء استفاده کنند. سوء استفاده برای هرچه بیشتر مطرح شدن… برای برنامه های تبلیغاتی دیوانه وار… برای بازی دادن… برای کش دادن ماجرا…
کنفرانس قاهره – بازتاب وحشت مجاهدین از پیشبرد قانونی انتقال ساکنین اشرف به لیبرتی
اگر از یادآوری سوابق همکاری اطلاعاتی مجاهدین با رژیم مبارک بگذریم اینبار اما مجاهدین در قاهره هم حرف جدیدی برای گفتن نداشتند. مجاهدین در این کنفرانس هم تلاش کردند همان خواسته های غیر قانونی و غیر منطقی خود را از زبان برخی شخصیت های مصری به طرف حسابهای خود در اروپا و آمریکا و عراق برسانند تا شاید بتوانند در روند طبیعی انتقال ساکنین اشرف به کمپ لیبرتی که تحت نظارت ملل متحد و کمیساریای عالی پناهندگان پیش برده میشود اخلال ایجاد کنند.
دیدار در شهرک آزادی با خانواده علی بابا
این پدر و مادر چه گناهی دارند که باید اینقدر چشم انتظار فرزندشان در نزد شما باشند. مگر فرزند او به شما و گروه شما چه کرده که حتی برای ملاقات اجازه نمی دهید. این کمترین خواسته را شما آقای رجوی، شما از این پدران و مادران سلب نمودید و می دانید که علی بابا و… اگر با خانواده ملاقات کند دیگر مال شما نیست و به همین خاطر به این پدران و مادران مارک مزدوری زدید و این مادر مزدور نیست بلکه چشم انتظار است
شیطنت های رجوی را حذف کنیم
یک هفته پیش برنامه تلویزیونی سیمای ضد آزادی مجاهدین را با پخش قسمت هایی از پیام مسعود رجوی بتاریخ 16/10/90 دیدم. سعی کردم آن حرف اصلی را که حتما او میخواهد پنهان نماید را بفهمم. بعد از اندک مدتی غصه ای حزن آلود وجودم را گرفت چرا که هرچه گشتم تا شمه ای از اقدامات ابتدایی را از سازمان برای تدارکات انتقال نفرات برای شروع ریل مصاحبه با نمایندگان کمیساریای عالی پناهندگان و صلیب سرخ، نیافتم.
اگر کوهها بجنبند”اشرف” زجا نخواهد جنبید!
همگان دیدیم که کوهها نجنبیدند، اما اشرف جنبید. آیا باز هم می خواهی سر خودت شیره مالیده و مثل کبک سرت را در برف فرو کرده و فکر کنی هیچ خبری نیست! مردک! تو را چه به سیاست و رهبری.از اول هم کرسی رهبری را به ناحق و با بزدلی در زندان شاه و فرار از اعدام و لباس زن پوشیدن و به خارج رفتن، غصب کرده بودی! و سالها در اشرف با تمام مفت خوری از خون بچه های پاک ایران زمین ارتزاق کردی و زن پرستی کردی.
حرمسرای” مسعود رجوی” به خرابه تبدیل شد!؟
زمانی بوده که” مسعود رجوی” غرق در رویای دروغینش، زنانی بی دفاع را در سالنهایی سربسته به رقص و پایکوبی و اثبات باصطلاح وفاداریشان به رهبر، وا می داشته است، اما حالا چه؟ آیا باز می تواند دست به اعمال کثیف گذشته خود بزند،مسلماً که نه، امروز در حالی شاهد فروپاشی”اشرف” و حرمسراهای مسعود هستیم که اختناق حاکمیت او ترک برداشته و فرو ریخته است و بزودی شاهد رسوائی بیش از پیش او در جهان خواهیم بود