سی خرداد و واقعیتی که رجوی آنرا ندید
در آن زمان تصور وی این بود که جمهوری اسلامی با از دست دادن مهمترین مقامات خود در عرض چند ماه سرنگون خواهد شد و از این رو دست به انفجار هفت تیر و بعد از آن انفجارهایی همچون هشتم شهریور زد. اما برخلاف انتظار رجوی علیرغم شهادت شخصیت هایی بزرگی همچون بهشتی، رجایی، باهنر و… که هر یک وزنه های قابل ملاحظه ای در کشور و نظام بودند نه تنها نظام سرنگون نشد بلکه مردم با عزم بیشتری به میدان آمدند.
پاسخگوی اصلی سی خرداد ۶۰ کسی نیست جز رجوی
. وقتی مسیر یک جریان سیاسی از نقطهای به یکباره از مسیر اصلی جدا و منحرف میشود و درمقابل مسیر اصلی قرار میگیرد، الزاما قوانین خاص دیگری را بر خودش میخرد. رفتن رجوی به فرانسه و بعد رفتن او به عراق، هم داستان شدن او با صدام، مگر نه در ادامه همان مسیری است که از سی خرداد منحرف گردید. سقوط دیکتاتوری صدام، بمباران و خلع سلاح و تغییر حکومت در عراق و بعد این همه دربدری و آوارگی و این همه سختی و رنجی که برای نیروها به وجود آمد. و نهایتا وضعیتی که الان در لیبرتی با آن مواجه هستیم.
مجاهدین و عملیات مشترک در کشتن مرزبانان مهران
رجوی مست و متوهم به شوق آمد حال که توانسته به کمک صدام مهران را سه روز تصرف کند پس خواهد توانست قدم بعدی تصرف تهران باشد! لذا درهمان صحنه شعار امروز مهران فردا تهران را سرداد و توهم شوق تسخیر تهران وی را به جنون رساند و درعملیات مرصاد دست به خودزنی زد و به عبارتی دیگر نیروهای مغزشویی شده واغفال شده را به قربانگاه فرستاد که پرداختنش فرصتی دیگر نیاز دارد.
دامن پوشیدن رجوی مقابل امپریالیست ها
سازمانی که سابقه زیادی در جنایت و خیانت علیه مردم ایران و عراق دارد اکنون سعی دارد با پز دموکراسی خودش را مبرا از همه این خیانت ها بداند تا در مقابل غرب یک وجهه مدرن غرب پسند، دموکراتیک و مدافع حقوق بشر نیز به خود می گیرد. سئوال این است زمانی سازمان از شعار مبارزه با امپریالیسم شروع کرده بود اکنون نام سازمان خود را به عنوان لابی در آمریکا به ثبت می رساند و مدعی می شود در پی ترویج سیاستی برای آمریکا در قبال ایران است که مبتنی بر حقوق بشر، عدم اشاعه هستهای و ترویج دمکراسی است!! حال باید قضاوت کرد که رجوی برای خوش خدمتی به غرب بعد از خلع سلاح دامن پوشیده و سعی می کند باز هم با فریبکاری به خیانت های خود ادامه دهد
پیدایش وفرجام یک سازمان – به مناسبت ۴خرداد
رجوی و سازمان که بدلیل انحراف و تغییر ایدئولوژی و بدنبال آن کشتار و تصفیه حسابهای خونین داخلی در میان مردم محبوبیت وپایگاه اجتماعی خود را از دست رفته میدیدند سیاست نفاق و دوگانگی را دردستور کار قرار دادند.در بعد ایدئولوژی علیرغم اینکه هیچ اعتقادی به اصول وباورهای عقیدتی دکتر شریعتی؛ وامام خمینی نداشتند صحبت از مثلث شریعتی – مجاهدین – آیت الله خمینی میکردند ودر اذهان عمومی چنین وانمود می نمودند که آنها همچنان به ایدئولوژی اسلامی اعتقاد دارند وبا برگزاری مراسم مذهبی بخصوص در ماه مبارک رمضان وعاشورا تلاش کردند خود را به عنوان یک سازمان مذهبی در باورهای مردم جا بیندازند
شیفتگان جنگ و ترور (قتل و کشتار از ایران تا عراق و امروز در سوریه)
رهبران فرقه تروریستی مجاهدین خلق مدعی اند که از سال ۲۰۰۳ به این سو سلاح را بر زمین گذاشته و دست از حملات تروریستی شان برداشته اند. اما شواهد چیز دیگری می گوید. چند روز پیش روزنامه”زودویچ زوریخ” آلمان در گزارشی فاش کرد که دهها تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق وارد سوریه شده و در درگیریهای این کشور مشارکت دارند. علاقه مفرط به سلاح و ورود به خشونت های تروریستی به یک مولفه اساسی در بین عوامل فرقه تروریستی مجاهدین خلق تبدیل شده است. اساسا شکل گیری این گروه با هدف مبارزات مسلحانه بوده است. بعد از گذشت دهه ها هنوز هم که هنوز است عوامل این فرقه معتقد به ترور و خشونت برای دست یابی به اهداف شان هستند.
مزدورانی که ادعای استقلال و شرافت می کنند!
موضوع خیانت به کشور به همکاری با صدام حسین ختم نشد. رهبران فرقه وقتی از پیروزی صدام حسین در جنگ علیه ایران ناامید شدند، وقتی دیدند که اراضی اشغال شده از خاک ایران یکی پس از دیگری از دست دشمن بعثی پس گرفته می شود و در نهایت طرفین به صلح رضایت دادند خود دست به کار شد. این بار مسعود رجوی رئیس فرقه طرح حمله و تهاجم نظامی مستقیم به خاک ایران را ریخت.
فرو رفتن کشتی نجات رجوی در باتلاق
بعد از سرنگونی صدام دیکتاتور، رجوی بادکنکی بیش نبود و تمام رویاهای رجوی بر باد رفت در این رابطه ضربات سنگینی خورد. دو ضربه سنگینی که خورد یکی خلع سلاح توسط نیروهای ائتلاف و دیگری تعطیلی پادگان اشرف که نام او را پایتخت مجاهدین گذاشته بود و کشتی نجات رجوی دونصف شد و در بحرانها در باتلاق فرو رفت و ناخدای کشتی چند سال است که خودش را در سوراخ موش مخفی کرده و از سوراخ بیرون نمی آید.
دانیل لریسون: مجاهدین قصد داشتند حکومت دست نشانده صدام شوند
«دانیل لریسون» با انتشار مقاله ای در مجله «امریکن کانسروتیو» انتقاداتی را به مقالهی هفته گذشته وبسایت «کریستین ساینس مانیتور» راجع به دفتر مجاهدین در واشنگتن وارد کرد.لریسون در ادامه نوشت: در این مقاله اشارهای به این موضوع نشده که حذف نام مجاهدین خلق از فهرست تروریستی آمریکا بیشتر در قالب یک بده بستان بود برای اینکه اعضای این گروه کمپ اشرف را تخلیه کنند.
باقی ماندن ۱۰۰ نفر از مجاهدین در عراق و بررسی پرونده آنها
وزیر دادگستری عراق گفت: در حال حاضر تنها 100 نفر از گروه مجاهدین در عراق حضور دارند که پرونده آنها در حال بررسی است. حسن الشمری وزیر دادگستری عراق در دیدار با سیدمرتضی بختیاری وزیر دادگستری ایران درباره برخورد دولت عراق با گروه مجاهدین اظهار کرد: دولت عراق دیدگاه خاصی نسبت به این گروه دارد و همانطور که میدانید صدام از این گروه برای سرکوب انتفاضه عراق استفاده کرد.
رجوی ها به مزدوری برای صدام اعتراف می کنند
با توجه به شکست های پی در پی و نزدیک شدن زمان از هم پاشی تشکیلات فرقه ای در عراق، رجوی ها گیج شده و برای ایجاد راه گریز , ناخواسته اسنادی از وابستگی و مزدوری خود به صدام دیکتاتور را رو می کنند.آنها برای آنکه اثبات کنند زمین های کشاورزی مردم عراق را برای ایجاد پادگان اشرف غصب نکرده اند چنین نوشتند: « مجاهدین قرارگاه اشرف را که تا سال ۱۹۸۶ در اختیار وزارت دفاع عراق بود رسما از دولت این کشور تحویل گرفتند »
چطور عراقی ها با ما مجاهدین خلق دشمن شدند – قسمت اول
به شیوه ی رعب آمیزی در داخل عراق تردد می کردیم به نحوی که مردم بترسند و جرات نزدیک شدن به ستون های نظامی ما را پیدا کنند. مثلا روی خود روها (وانت های نظامی) تیربار نصب می کردیم و نفر مسلح پشت آن می نشست و در هر ستون یکی دو تا از این خود رو ها همراه ما بود. به علاوه ی اینکه همه ی افراد در ترددات مسلح بودند. همه کلاشینکف و بعضی کلت و کلاشینکف داشتند. ضمنا خود رو ها همه بیسیم و کد تماس و کد رمز داشتند و از این طریق با هم در ارتباط بودیم.