یکصدوبیست و پنجمین قسمت گفتگوی سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران
“مجاهدین از صدر تا ذیل وقتی پای بحث و حرف های منطقی مطرح باشد، حتما حرفی ندارند که فحاشی می کنند. انسان وقتی حرف و سندی نداشته باشد به جای دیالوگ مونولوگ یا تک گویی می کند. و این همانی می شود که رسانه هایشان دنبال می کنند.”
یکصدوبیست و چهارمین جلسه گفتگوی سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران
یکصدوبیست و چهارمین جلسه گفتگوی سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران به ادامه مباحث مربوط به انقلاب ایدئولوژیک و نقش علی زرکش و همچنین پی آمدهای عملیات موسوم به فروغ جاویدان اختصاص داشت. شاهسوندی در بخش اول این گفتگو به بررسی و پی آمدهای ناشی از عملیات فروغ جاویدان پرداخت و اظهار داشت مجاهدین به هیچ وجه حاضر نیستند نقش خودشان را در پی آمدهای عملیات فروغ بازخوانی و تحلیل کنند
چرا سازمان برای ادامه مبارزه قادر به ماندن در کشور نبود
البته نتیجه گیریهای بسیار سخت بود اما در طی دوران سیاسی صد ساله اخیر هیچ حزب یا گروه سیاسی را نیافتم که برای آنچه که خود اعتقاد به انجام آن دارد اقدام به ترک مملکت کرده باشد. سوال این است چرا سازمان برای ادامه مبارزه ای که خود آنرا برحق میپنداشت نماند؟ سازمان میگوید شرایط سیاسی و نظامی 30 خرداد 60 بر ما تحمیل شد
30 خرداد 1360 سرآغاز رسمی خشونت و ترور
هزاران کودک بی گناه در این دوران از والدین خویش جدا گشتند و در کشورهای مختلف بی سرپرست رها گردیدند و مورد انواع سوء استفاده ها قرار گرفتند. همچنین به کارنامه سیاه این فرقه، جاسوسی و همکاری با دشمنان میهن را نیز باید اضافه نمود. مسئولین فرقه در این دوران هیچ حد و مرزی را برسمیت نشناختند. در کارنامه روزانه دور دوم عملیاتهای ترویستی فرقه مجاهدین جنایات بسیاری نهفته است
مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت سوم
سایت قلم در نظر دارد ضمن ارج گذاری برای تلاش فعالین سیاسی و حقوق بشری، بخشی را نیز برای بیان خاطرات، تجربیات و طرح دیدگاه های فعالین سیاسی ایران و همچنین نجات یافتگان و قربانیان سازمان مجاهدین خلق، تهیه و راه اندازی کند تا محققین و پژوهشگران و همچنین اعضای جدا شده بتوانند برای کارهای تحقیقاتی و پژوهشی خود به آن مراجعه نمایند
رهبری نوین در انقلاب ایدئولوژیک بخش دوم
در بخش نخست مقاله اشاره کردیم به دلیل اینکه در انقلاب ایدئولوژیک یکی از اصول اولیه تشکیلاتی یعنی رهبری شورایی یا سانترالیزم دمکراتیک نفی و زیر پا گذاشته شده بود، شمار زیادی از اعضای سازمان پس از انتقادات بی نتیجه در این رابطه ناگزیر از سازمان جدا شدند. این اقدام هیچ مغایرتی با اصول تشکیلاتی پذیرفته شده در سازمان مجاهدین نداشت.
سازمان مجاهدین خلق – پیدایی تا فرجام
این کتاب سه جلدی اولین تحقیق جامع، مستند و تحلیلی درباره تاریخچه چهل ساله سازمان مجاهدین خلق و حاصل ۵سال تلاش گروهی از پژوهشگران تاریخ معاصر و علوم سیاسی در مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی میباشد. بسیاری از اسناد و تصاویر این کتاب برای اولین بار ارائه و منتشر شده است.
چهل سال انحراف
در شهریور ماه سال جاری مطلبی تحت عنوان” چهار دهه انحراف” در سایت کانون آوا منتشر شد که دارای نکات جالبی بود و اکنون مایلم از زوایای دیگری نیز به این موضوع انحراف برخورد نمایم وقتی به انحرافات سازمان مجاهدین در طی چهل سال گذشته نگاه می کنیم به چند مورد واضح و آشکار می رسیم که می توان به سه مجموع زیر اشاره کرد: اگر در بدو تاسیس این فرقه ملی گرایی ــ اسلام گرایی و چپ گرایی مبنای اصلی ایدئولوژی آنان بود اکنون بعد از گذشت سالها از آن انگیزه ها جز دیکتاتوری رجوی چیزی باقی نمانده. ملی گرایی آنان با استقرارشان در عراق و اقدام نظامی علیه هم میهنان خود از خاک دشمنی که در حال جنگ با کشور ایران بودرنگ باخت.
قصه گروه مجاهدین خلق
این گروه درسال 1965م توسط گروهی از دانشجویان طبقهی متوسط ایران با مرکزیت افرادی همچون محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان تشکیل شد. این گروه در آغاز با رژیم شاهنشاهی پهلوی مخالفت میورزید و بعد از گذشت چند سال از تشکیل، اصول و ایدئولوژی تندروانهای را که از فلسفهی مارکسیسم و اسلام برخاسته بود پیش گرفت. قبل از اینکه این گروه دست به حملهی مسلحانه علیه رژیم شاه بزند، سرویس جاسوسی سابق ایران (ساواک) طی یک عملیات، تعداد زیادی از رهبران این گروه و حدود نود درصد از عناصر آن را بازداشت کرد. تمامی رهبران این سازمان بهاستثنای یکی از آنان دستگیر شدند و تنها ده درصد از اعضای این سازمان توانستند از این عملیات جان سالم در ببرند و مخفی شوند. قبل از انقلاب اسلامی ایران و بهطور مشخص در ژانویه سال 1979، سرویس ساواک چند تن از اعضای این سازمان از جمله مسعود رجوی را آزاد کرد.
انقلاب ایران، پارادوکس تاریخی رهبری سازمان مجاهدین
این روزها مصادف با سالگردانقلاب سال 1357 ایران است. مجاهدین کماکان اصرار دارند در این خصوص موضع داشته باشند. اما مشگل اینجاست که این موضع گیری به حقیقت نقش واقعی سازمان مجاهدین خلق در این انقلاب نمی پردازد. از منظر مجاهدین حقیقت همان چیزی است که آنها می گویند و بر اساس یک قاعده فرصت طلبانه مدام هم مشمول زمان و مکان می شود. آنها مدعی هستند وقتی از زندان آزاد شده اند در مقابل یک عمل انجام شده که همان پیروزی انقلاب بوده قرار گرفته اند و در عین حال مدعی هستند رهبری انقلاب سال 57 که از اساس آنها مالک آن بوده اند توسط روحانیت سرقت شده است
ایران، مجاهدین و آزادی
ماشین تبلیغاتی امریکا که از جنگ کنونی به خوبی روغن کاری شده برای جنگ احتمالی علیه ایران شتاب گرفته است. در حالی که ناوهای جنگی و هواپیماهای حامل جنگ افزارهای هسته ای به انتظار شومشان در خلیج فارس ادامه می دهند، رسانه ها، جنگ خودشان را راه انداخته اند. آن ها از شیوه ی ممتاز خویش که همانا دیو صفت نشان دادن عرب ها به عنوان ضد سامی ها و ضد زن های تروریست بهره می برند. حکومت امریکا در پشت پرده ها با گروهی همکاری می کند که آن را تروریست شناخته است – گروهی که آن ها از آن به عنوان برهانی برای اثبات روابط صدام با سازمان های تروریستی یاد کردند.
سیخرداد 60، بیبرنامگی نواندیشان دینی
از اینکه ما را در کتابخانه بزرگ و تحقیقاتی خود پذیرفتید تا به ریشهیابی فاجعه 30 خرداد 60 بپردازیم، خوشحالیم. مدتی است نشریه چشمانداز ایران به ریشهیابی این فاجعه ـ بهعنوان یکی از بحرانهای معاصر ایران که این رویداد شکلی قهرآمیز و مسلحانه یافت ـ پرداخته است. هدف ما ریشهیابی این فاجعه است تا در این راستا خشونت جای خود را به گفتوگو داده و از تکرار آن جلوگیری کنیم و قصد ما مقصرتراشی نیست. این ریشهیابی شامل حوادثی چون کردستان و کوی دانشگاه (18 تیر1378) میشود. این کار تاکنون موثر بوده، چرا که افراطیون دوطرف تا حدودی متعادل شدهاند.