وضعیت فرقه مجاهدین

آیا نشانی از مجاهد و خصلت های حمیده او وجود دارد؟

یکی از مزد بگیران مجاهدین ادعا دارد که مجاهد عنصر با ارزشی است که سالیان متمادی در راه مبارزه برای وطنش با حفظ آرمانش در چارچوب های بحق و درست خود، سر موضع اش ایستاد و با فداکاری و جان فشانیهایش از پای ننشست و اکنون نامش در تاریخ ایران و بر تارک جهان میدرخشد.

اما ارزش چیست و اگر مبارزه برای مام میهن است، چرا مجاهدین خلق 41 سال اخیر کاری بر خلاف آن انجام داده اند. آنها با دست زدن به تروریزمی که در تاریخ ایران بی سابقه است موجب مرگ هزاران و بلکه دهها هزار نفر شده و سنگ های بزرگی در مسیر بهار آزادی که در صورت تداوم این بهار فرخنده بعد از انقلاب بهمن 1357 کشور ما شکوفاتر میشد و مشکلات طوری نمیشد که اینک وجود دارد و از این روست که اساس چنین ادعایی از پای بست ویران است. بنابراین اگر به ثبت شدن در تاریخی در مورد باند رجوی وجود داشته باشد با عناوینی مثل جنایت و خیانت مزین خواهد شد.

پیوستن تان به دشمن متخاصم چی؟ چیزی جز ننگ و بی شرفی را برای رجوی و شماها بعنوان عمله او در بر خواهد داشت؟ آیا نقض سیستماتیک حقوق دموکراتیک در” سازمان مجاهدین خلق ” میتواند او را در تاریخ ایران و جهان بدرخشاند؟

صحبت از این شده که مجاهدین به تحقق آزادی و عدالت اجتماعی در ایران- و آنهم از هزاران کیلومتر فاصله – مشغول اند و این درحالی است که ذره ای از آزادی را از اعضای خود دریغ میورزند و دشمن خونین عدالت اجتماعی محسوب میشوند. چرا که فرد یا جریانی که به کاسه لیس حقیر نظام سلطه گر جهانی تبدیل شده – نظامی که حداکثر منافع نامشروع ده درصدی های بالای جامعه ی آمریکا را تامین میکند – عملا در صف دشمنان عدالت اجتماعی قرار دارد. او درباره خالص بودن و یاوه گو نبودن مجاهدین خلق و به فکر مردم بودن این تشکیلات جهنمی صحبت میکند که ذره ای حقیقت ندارد. آخر این خلوص در برابر کسی جز رجوی خود شیفته و خائن واقعیت ندارد.

هر حرف و نوشته این باند یا یاوه گویی است و یا تحریک هرچه بیشتر دشمنان ایران که هر نوع تروریزم اقتصادی و خرابکاری را در مورد ایران بکار ببرد تا مردم را دچار درماندگی کرده و امپریالیزمی که از نظر خیال خام آنها بر ما مسلط میشود ، تکه استخوانی را از این خوان یغما به جلوی او بیاندازد.

کجای این کار رعایت رفاه حال مردم ایران است عمو؟
گفته شده که کار “مجاهدین خلق” محیر العقول است و این نمیتواند اتفاق بیافتد مگر آنکه خواست و اراده خداوندی پشت سر آن باشد. آیا فسیلی کردن اعضای تشکیلات و سلب کامل مالکیت از آنها یک کار ایزدی شمرده میشود؟

این ادعای سخیف زمانی مطرح میشود که رهبری این جریان فاسق از جدایی دین و دولت صحبت کرده ولی در عمل از مذهب بنفع امیال سیاسی پلید خود سوء استفاده کرده و نشان میدهد که چقدر دروغگو و عوامفریب است!

میگویند که مجاهد خلق از بدو تأسیس سازمان مجاهدین خلق تاکنون همه آن ارزش ها را در خود حفظ کرده و…
قضیه بر عکس است و ما استحاله سازمان مجاهدین قبل ازانقلاب را که جامعه بی طبقه ی توحیدی و استقلال کشور را به شعار اصلی خود تبدیل کرده بود و مقایسه آن با حال فعلی این جرثومه جنایت و خیانت بخوبی دیده و درک میکنیم.

عملکرد این جریان بشدت ضد ملی در همکاری با تحکیم جوامع طبقاتی و نفی استقلال تمامی کشورهای جهان در تضاد آنتاگونیستی (آشتی ناپذیر) با شعارهای قبل ازانقلاب 1357 سازمان است وشما که این حقیقت بزرگ را نفی میکنید، تبهکار تشریف دارید. این مرید رجوی در جای دیگری باند رجوی (مجاهدین استحاله یافته) را بعنوان یکی ازعوامل تغییر در دنیا معرفی کرده که این کار او چیزی جز سبب خنده خواننده نمیشود و اگر بشود حرفی درباره این ادعا مطرح کرد، بطور خلاصه میتوان گفت که باید سراغ سعدی شیرین سخن رفته و کم و کیف قضیه را از او پرسید و مسلما چیزی جز اینکه (عاقلان دانند) از شیخ اجل شنیده نخواهد شد!

وحید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا