فرقه رجوی سر بر آستان بیت العدل!
سرنوشت و ماهیت به شدت مشابه دو فرقه بهاییت و رجوی، به ویژه اعتقادات بدعت آمیز و ضد شیعی این دو فرقه، باعث شده تا در این دوران نیز علیه ایران به اتحاد برسند.بر پایه اطلاعات به دست آمده، چندی است که عوامل فرقه رجوی به تعدادی از سرشاخه های فرقه بهاییت وصل شده و به پیشبرد طرح ها و برنامه های ضدایرانی که مهمترین آن تشویق آمریکا و اسرائیل به حمله نظامی به ایران و تحریم همه جانبه و شدید مردم ایران است، با هماهنگی یکدیگر مشغولند.
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی – قسمت سیزدهم
احمد رازانی گفت که غم دختر و پسرش لحظه ای او را آرام نمی گذارد و گفت که آنها را به بهانه دیدار من در اینجا اسیر کردند و اول پسرم را به بهانه دیدار گول زدند و بعد با سوء استفاده از پسرم دخترم را هم گول زدند و هر دو را به اینجا کشاندند. از من خواهش کرد که نکند حماقت کرده و دختر و پسرم را به اردوگاه بکشانم که به او اطمینان خاطر دادم که نه نمی کنم.
احمد رازانی هم رفت!!
احمدعلی بخاطر بی مهری هایی که سازمان علیه او انجام داده بود بشدت با سازمان زاویه داشت و در تشکیلات همیشه بعنوان حلقه ضعیف و کسی که همیشه باید تحت مراقبت باشد شناخته میشد. ملاقاتهای او با فرزندانش ابتدا خیلی محدود و سپس کاملا قطع شده بود… آنچه سازمان در تشکیلات اعلام کرده است این است که احمدعلی در آشپزخانه خود را به دار آویخته و کشته است. علت آن را نیز سروصدای خانواده هایی که در جلوی درب اشرف طلب فرزندان خود را از سازمان دارند عنوان کرده. واقعا چه بهانه مضحکی!!!
حقوق بشر به سبک رجوی
از زمان سقوط صدام حسین و خلع سلاح مجاهدین توسط نیروهای امریکایی و پس از آن ناپدید شدن مسعود رجوی ـ به عنوان رهبر گروه تروریستی که نزد صدام حسین پناه گرفته بود ـ اعضای مجاهدین در فضایی از وحشت و رعب دائمی نگه داشته شده اند. اعضا از همه دنیا هراس دارند ذهن آن ها چنان در حصار ترس و واهمه گرفتار است که حتی از خانواده های خود بیم دارند.
نمایش مسخره پناهندگی رجوی دجال!
رجوی در اوج بیشرمی خودش و نفراتش را پناهنده به امام حسین معرفی میکرد. او به خانواده های مراجعت کننده در زمان صدام برای ملاقات می گفت چنین کسی در اینجا نیست و حالا همان مردان و زنان پیر و درمانده را عوامل دولت ایران خطاب کرده و ملاقات با آنان را گناهی نابخشودنی دانسته و از آن اقدام ممانعت بعمل می آورد.
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت سوم
ما قصدمان فقط دیدار عزیزانمان در اشرف بود ولی متاسفانه رهبران سازمان از فهم و شعور و خردمندی نصیبی نبرده اند آنها عاطفه ها را در بچه ها کشته اند علیرغم این مسائل اگر برادر من می توانست دو دقیقه با من صحبت کند صد در صد یقین داشتم که برادرم ایوب هرگز در بیابان اشرف نخواهد ماند. من همینجا اعلام می کنم اگر برادرم ایوب فقط چند دقیقه با من اجازه ملاقات داشته باشد و با هم صحبت کنیم در اشرف نخواهد ماند.
پیوستن و گسستن از سازمان مجاهدین خلق
سازمان روی پاشنه آشیل آدمها و روی نقاط ضعف آنها انگشت میگذارد و میداند که آدمها نیاز به محبت دارند و از این درب وارد میشود. البته با نفرات بسته به احوال و اوضاع آنها برخورد میکند ولی در برخورد اولیه با همه با این سلاح وارد میشود.در این پروسه چند ماهه در آلمان تشکیلات مسعود رجوی آنچنان بر روح و پیکر من مسلط شده بود که کم کم جای خانواده را در قلب من میگرفت به نحوی که پدرم که خدا او را رحمت کند و امیدوارم مرا ببخشد برای آمدن به آلمان بلیط گرفته بود و میخواست با من دیداری داشته باشد که من به او گفتم من عازم عراق هستم و بلیط خود را پس بدهد.
سران مجاهدین سهمیه داروی ضروری اعضای ناراضی اشرف را قطع کردند
بعد از نشست های اخیر در پادگان اشرف و همزمان با از هم پاشیده شدن شیرازه تشکیلاتی و نافرمانی اعضا، به دستور مریم رجوی هرگونه رسیدگی صنفی، بهداشتی و پزشکی به بعد از نشستهای مفصل برای اعضای ناراضی موکول شده و در این میان ناراضیانی که باید بطور مدام تحت کنترل پزشکی بوده و یا قرص مصرف میکنند هم شامل این تحریمهای سازمان شده و از تحویل قرص و الزامات پزشکی به آنان ممانعت بعمل آورده و یا با دردسرهای زیاد و با تاخیر تحویل آنان میشود.
چه کسی به فریاد خانواده های رنج دیده و عزیزان به گروگان گرفته شده آنان خواهد رسید؟
فرزندان ما فقط چند صد متر با ما فاصله دارند. آیا نمیشود فقط به نزدیکی این حصارها بیایند تا بتوانیم روی آنها را بعد از سالیان ببینیم؟ سیم های خاردار و حصارها به ترتیبی طراحی شده است که کسی نتواند از داخل اشرف به بیرون فرار کند و نه اینکه کسی نتواند از بیرون به داخل آن برود. این نشان میدهد که اشرف یک زندان بدون ملاقات است.
احمد رازانی از اعضای فرقه رجوی در داخل پادگان اشرف به قتل رسید
یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق مستقر در پادگان اشرف در عراق بنام احمد رازانی در سحرگاه پنج شنبه 18/11/2010 توسط عناصر فرقه رجوی به قتل رسیده است. جنازه مقتول توسط چند تن از اعضای سازمان به بهداری درب خروجی پادگان منتقل گردیده و اعلام نموده اند که نامبرده خودش را بوسیله طناب در آشپزخانه حلق آویز کرده است. پزشک عراقی بیمارستان پس از معاینه اولیه اعلام داشته است که سبب فوت وی نمی توانسته خودکشی باشد
تعریف عواطف انسانی در سازمان مجاهدین و سرگذشت ملاقات خانواده ها
یکی از پایه های اساسی و برجسته سازمان مجاهدین، دور نگه داشتن و سرکوب عواطف انسانی در کسانی بوده که با هدف آزادی موطن به این سازمان پیوسته بودند و در نهایت قربانی اهداف فرقه ای گشتند. علیرغم میل باطنی، تحت اجبار و در شرایط اسارت، مجبور به پذیرش تعهداتی گشتند که طی سالیان گذر عمر در سازمان مجاهدین، پرداخت غرامت سنگینی را برایشان رقم زد.
حمایت از فراخوان بنیاد سحر برای نجات جان بیماران اشرف
واقعیت این است که رهبری فرقه برای سلامتی افراد سازمان هیچ ارزشی قائل نیست و برای سران فرقه حتی عضو شورای رهبری نیز کوچکترین اهمیتی ندارد و به غیر از پیشبرد اهداف سیاسی و ایجاد هیاهو برای فرار از بن بستی که در آن گرفتار هستند مسئله دیگری در ذهن ندارند و افراد را جزو اموال خود می دانند و هر طور که بخواهند مصرف کنند. چون طرح مسئله فرستادن مترجم و پرستار بسیار مضحک و خنده دار است چون هر کس که بیمارستان می رود همه این امکانات وجود دارد.