مجاهدین خلق وسراب آلترناتیو
آیا فراموش کرده اند که مریم رجوی در سال 1996 حتی جهت درمان پزشکی، اجازه اقامت در انگستان را نیافت و بسرعت پس از اخراج و جواب کردن دولت مردان فرانسوی مجبور به ترک خاک این کشور به سوی عراق شد؟
چرا این بار مهدی ابریشمچی را برای افشاگری اتمی به میدان فرستادند
بنا به گزارشات درونی از اوور وبه گفته یک عضو نزدیک به شورا گفته میشود که علت برگزار کردن کنفرانس مطبوعاتی توسط مهدی ابریشمچی این بار به دلیل این بوده است که مهدی ابریشمچی را فرار مریم رجوی وچند عضو باندش از جمله سید المحدثین از فرانسه میدانند.
عشق ورابطه عاطفی و حنیف جه ربطی به شمادارد
آنجا برای ناهار دورهم نشستیم و به صحبت در باره مسائل سیاسی ایران و جهان پرداختیم. بحثها و تحلیلهای همه، در مورد مسائل مختلف یکسان بود و هرکس دلیل و فاکتی میآورد. رفتارها و منش ها مثل هم بود. من در آن میان احساس میکردم همه را دوست دارم.
چرا رجوی برای ایرانیان و پناهندگان مقیم خارج خط و نشان می کشد
دوم اینکه در چنین شرایطی اگر کسی قصد خروج داشت مسلما زن و فرزند و بستگان خودش را تحت تاثیر می گذاشت و آنها هم به همراه او می رفتند در چنین فضای رجوی برای جلوگیری از ریزش احتمالی نیرو بحث طلاق را مطرح کرد و در وحله اول همه زن و مردها را سه طلاقه کرد حتی برای ماهائیکه زن و فرزندانمان در داخل کشور بودند چنین مطرح می کردندکه شما هم باید زن و فرزندان خود را از ذهن بدور کنید و در واقع آنان را سه طلاقه کنید.
فرار از محاکمه با تاکتیک فرار به جلو – اعتراف به کردکشی
قابل ذکر است که در اولین واکنش آقای رجوی در جواب سؤالی در خصوص سرکوب کردهای عراقی، او گفت ما نمی خواستیم آنها را سرکوب کنیم آنها راه ما را برای حمله به رژیم ایران بسته بودند و ما هم مجبور به برداشتن آنها از سر راه خود شدیم، این اعتراف نسنجیده بعدها از سیستم و استراتژی رجوی ها حذف شد.
وقتی که رهبری مجاهدین از روی پیسی آرزوی قهرمان جهان شدن دارد
البته این قهرمانی های «مداوم» و شیرینی دادن وعکس رهبری هوا کردن این هم در یک مسابقه بی اهمیت از نظر بین المللی وحتی در سطح آلمان واز یک نفر که بایستی بیش از چهل سال داشته باشد یک قهرمان جهان ساختن نشان دهنده آرزوها وپیسی رهبری مجاهدین است که به هرمساله کوچکی دست آویزی میشود تا بتواند خود را مطرح کند!
به مانند تمامی فرقه ها
بهتر بود رهبرعقیدتی مجاهدین شخصا به میدان می آمدند و اعلام می فرمودند که” من بجای همه” و نه اینکه جانشین ایشان 3500 نفر را بجای یک نفر به دادگاه معرفی نمایند! ؛… این هم به مانند تمامی فرقه ها کلیشه ای و نخ نما شده است.
قهرمانی دیگر برای سازمان پر افتخار مجاهدین خلق
هاشم در دفاع از خود گفت: اتهام خود را قبول دارم، چرا که از دوران بچگى دچار بیمارى روحى بودم و مرتب از قرص هاى آرام بخش استفاده مى کردم. انگیزه اى براى قتل اعضاى خانواده ام نداشتم و از دادگاه مى خواهم هرچه زودتر مرا مجازات کند
نکات تحریف و سانسور شده در گزارش به خاک ایران بخش 3 و 4
در موضوع عفو رجوی نیز کماکان مجاهدین بدون هیچ توضیحی در خصوص اسناد به جا مانده از انعطاف و در نهایت ضعف او در بازجویی هایش، فعالیت های کاظم رجوی در اروپا را دلیل اعدام نشدن او توجیه می کنند.
مجاهدین، کماکان بر مدار مرزبندی و خط سرخ
جابرزاده در واقع گیر و مشکل اصلی مجاهدین را در این می داند که تردد آزادانه به ایران در واقع ناقض هجمه تبلیغاتی مجاهدین حول این معنی است که در ایران چیزی به نام امنیت اجتماعی و سیاسی وجود ندارد. به معنای دیگر وقتی پناهنده سیاسی بتواند به این سهولت به ایران تردد کند موضوعیت پناهندگی که فقدان امنیت جانی و اجتماعی و سیاسی است از اساس بی پایه خواهد بود.”
دست آوردهای واقعی شورا کدامند
ابقای نام فرقه در لیست تروریستی وزارت خارجه ی امریکا و این بار تأیید فرقه ای عمل کردن آن ها به اضافه ی قرار گرفتن نام شورای به اصطلاح ملی مقاومت در کنار نام فرقه در لیست تروریستی به دلیل بازوی اجرایی بودن شورا برای فرقه ی رجوی و شورایی که منفک از آن ها نیست.
سالگرد افتخارات رجوی
خانم صدیقه ی حسینی و بقیه ی اعضایی که نامشان در بیانیه ی کذایی آمده چه چیزی در چنته دارند تا بر بقیه عرضه نمایند؟؟ بی شک گذاشتن مراسم در اشرف تنها و تنها وسیله ای است که فرقه به واسطه ی آن می تواند سرگرمی ایجاد نموده و ذهن های پریشان را به سمتی دیگر ببرد البته برای ساعاتی چند و خب رجوی به همین چند ساعت نیاز مند است تا بتواند با کف زدن و سوت زدنشان دل سیمرغ خود را شاد و برای جفنگ گویی های بعدی هندوانه ای زیر بغل وی گذارد