قهرمانی دیگر برای سازمان پر افتخار مجاهدین خلق

کاووسی فر، به جرائم مختلف و از جمله قتل اعدام شد. کاووسی فر را بجای این که به دست دکتر و روانپزشک بسپارند اعدام کردند. کاووسی فر در تمام زندگی اش اصلا ربطی بین خود و فرقه رجوی ندیده بود. کاووسی فر اگر رجوی را می دید مطمئنا نمی شناختش.

 

کاووسی فر به جرم قتل و… اعدام و در منتهای درماندگی رجوی ها و کمبود خونی که زیر سایه صدام حسین به آن عادت کرده بودند به "قهرمان مبارزه در مجاهدین خلق" تبدیل شد.

 

راستی اگر کاووسی فر زنده می ماند، خانم رجوی حاضر بود به "شام" و "نهار" دعوتش کند؟

 

راستی اگر کاووسی فر زنده بود، خانم رجوی وی را بعنوان عضو "سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران" می پذیرفت؟

 

راستی اگر کاووسی فر زنده بود رجوی جرئت می کرد عکس او را این چنین در سایت آبرو باخته اش منعکس کند؟ لبخند پیروزی!!

 

راستی تبدیل شدن کاووسی فر به "قهرمان مجاهدین" نشان از خوی درنده و مالیخولیایی تروریست های رجوی ندارد؟

 

راستی گریه و زاری رجوی ها در کوریدور های دادگاههای اروپایی که مخفیانه پیغام می دهد "ما تروریسم و خشونت را نفی کرده و معتقد به مبارزه صلح آمیز شده ایم" با "قهرمان شدن کاووسی فر پس از مرگ" همخوانی دارد؟

 

مرده خوار (آن هم از این نوعش) به معنی واقعی کلمه!!

قریب سی سال است که رژیم جمهوری اسلامی از صدقه سر فرقه رجوی حاضر به قبول هیچ گروه و سازمان دیگری بعنوان آپوزیسیون خود نیست. "اگر من را نمی خواهید باشد، رجوی و صدامیان خواهند آمد".

 

و قریب سی سال است که فرقه رجوی از صدقه سر اعدام های رژیم جمهوری اسلامی "بانک خون رجوی را فربه تر می کند".

 

بنظر می رسد قهرمانی دیگر برای رجوی در راه است. هدیه ای دیگر از دستگاه اعدام رژیم جمهوری اسلامی به فرقه ضد ایرانی رجوی.

 

… هاشم در دفاع از خود گفت: اتهام خود را قبول دارم، چرا که از دوران بچگى دچار بیمارى روحى بودم و مرتب از قرص هاى آرام بخش استفاده مى کردم. انگیزه اى براى قتل اعضاى خانواده ام نداشتم و از دادگاه مى خواهم هرچه زودتر مرا مجازات کند…

 

آیا هاشم هم باید به سرنوشت تلخ کاووسی فر و عکسی در صفحه اول سایت مزدوران ضد بشر و جنایتکارانی چون رجوی بدل شود؟

 

مطلب زیر از وبلاگ حیدریم! گرفته شده.

 

هاشم – ساله از تبار افغانستان و بدون گذرنامه – متهم به ارتکاب فقره قتل عمدى از جمله کودک بى گناه (خواهر زاده ها)، خواهر، برادر و شوهرخواهرش است که به بار قصاص – اعدام – محکوم شد.

هاشم در دفاع از خود گفت: اتهام خود را قبول دارم، چرا که از دوران بچگى دچار بیمارى روحى بودم و مرتب از قرص هاى آرام بخش استفاده مى کردم. انگیزه اى براى قتل اعضاى خانواده ام نداشتم و از دادگاه مى خواهم هرچه زودتر مرا مجازات کند. روز حادثه وقتى وارد خانه شدم، ابتدا برادرم، رضا را با ضربه هاى پتک به قتل رساندم، همان موقع خواهرم سررسید و خودش را روى جنازه برادرم انداخت. ناگهان با پتک ضربه اى به سرش کوبیدم که او نیز همانجا کشته شد. سپس به سراغ دامادمان غلام رفتم، او در اتاق خوابیده بود، ضربه پتک هم به او زدم، اما ضربه ها کارى نبود، همان موقع او با من درگیر شد تا این که هنگام درگیرى از پاى درآمد. سرانجام نیز خواهرزاده ساله و ساله ام را با ضربات پتک کشتم. بدین ترتیب پس از قتل اعضاى خانواده ام و سرقت اشیاى با ارزش، فرار کردم.البته نقشه قتل آنان را از یک هفته پیش طراحى کرده بودم، اما دنبال فرصت بودم. هیچ دفاعى ندارم، فقط منتظرم که زودتر اعدام شوم.در زندان دچار عذاب وجدان زیادی شدم چندبار خواستم خود کشی کنم ولی دیدم گناهی بر گناهانم اضافه می شود، منصرف شدم هیأت قضایى دادگاه پس از ساعت جلسه مشورتى به اتفاق آرا، متهم افغانى را به اتهام مباشرت در فقره قتل عمد به بار قصاص نفس – اعدام – و به اتهام سرقت اموال مقتولان نیز او را به سال حبس و ضربه شلاق محکوم کردند.

دستاورد این قتلها: از دست دادن خواهر،برادر،خواهر زاده و… و عذاب وجدان / بدست نیاوردن اموال سرقت شده / بی آبرویی و بدنامی تا ابد / عذاب آخرت (و به احتمال زیاد،انعکاس عکس در سایت رجوی!!)

 

 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.