چند میگیری گریه کنی
ماجلوی درورودی ایستاده بودیم که ناگهان روبروی ما بیرون ازسالن فردی یک چاقوی کوتاه از جیبش بیرون کشیده ودر مقابل چشمان حیرت زده ما پیراهنش را بالا زده از چپ براست روی شکمش کشید. در این مابین فرد دیگری به وی نزدیک شده و عوض کمک به وی چاقو را از دستش گرفت و بسرعت دورشد. فرد زخمی خودش را روی زمین انداخت و شروع به داد وبیداد کرد. افرادی که دوروبر وی ایستاده بودند بجای کمک فقط دورش را گرفتند وشروع به شعاردادن کردند.
گرمن آنم که باید آن باشم در کنارسنگ شیشه را نگهدارم
بایسته است دولتهای اروپایی بررسی لغو پناهندگی افرادی را که در آشوب روز 17 ژوئن در فرانسه شرکت داشتند را در کشوری که پناهنده می باشند دردستور کار قرار دهند زیرا فردا به همین بهانه عده ا ی پناهنده از کشورهای دیگر امنیت شهروندان آنها را به مخاطره خواهند انداخت.
اوج مبارزه با جمهوری اسلامی
(به امروزش نگاه نکنید، قبلا محجبه بوده) و یا اینکه میخواهید ثابت کنید که مجاهدین در ایران هوادارانی دارند؟ اگر این است که این راهش نیست چون ممکن است این اطلاعیه را باندی مثل خفاش شب به روزنامه داده باشد و نه هواداران شما، این قبیل باندها هم طعمه هایشان را با خوشرویی و تعریف به دام میکشانند،
برهان خلف و سازمان مجاهدین خلق
اتفاقا این حادثه بطرز نمادینی با این روزها و ایام که مصادف با دستگیری مریم رجوی و شماری از اعضای سازمان است تلاقی پیدا کرده است. اهمیت این تلاقی از این جهت است که یکی از اتهامات پرونده 17 ژوئن سازماندهی مجاهدین برای برخورد و حتی حذف فیزیکی اعضای مخالف و ناراضی سازمان در اروپا است. نفس این درگیری به لحاظ موقعیت مهاجم و مدافع حاکی از این معنی است که تیم آقای محمد حیاتی در این فقره در موضع مهاجم بوده است.
دلیل یاوه بودن پیام مریم رجوی
روز یک شنبه 31 اردیبهشت ماه خانم رجوی به دنبال درگذشت مرحوم بتول طالقانی همسر مرحوم آیت ا.. طالقانی پیام تسلیتی دادند و با نبش قبر تاریخ خود سعی نمودند با تخریب چهره ی دیگری وجهه ای برای فرقه رجوی کسب کنند! این عادت آن ها شده که تنها و تنها از طریق مثبت یا منفی جلوه دادن مسائل، خود را به نان و نوایی برسانند. وگرنه چه طور ایشان طی این سال ها حتی از احوال ایشان هم بی خبر بودن اما به یک باره یادشان آمد چنین کسی هم وجود داشته؟!
تواب سازی و بریده مزدور نادم در روزمبادا
در واقع اول سازمان باید جداشده ای پیدا میکرد که حاضر به همکاری باشد، بعد براش آخور میبست و چون پیدا نکرد مجبور شد که آخور را به گردن نفر خودش بیندازد و به اسم جداشده از سازمان غالبش کند و حاصل کار در کمال ناشی گری تا کنون شده آقای علی اکبر آرمیده و سایتش و چند پیام در بخش نظرات وبلاگ حسن زبل و چند ایمیل و همین.
از کوه محکم تر باش
البته تو لشگری نداری، جمعیتی کمتر از چهارهزار نفر(پیش از حمله آمریکا، رندانه به دایره ی اسرار سپرده بودی تا از خجالت قلت آنها بگریزی)، که لشگر محسوب نمی شود.! همه ی سرمایه ات نبود مگر توبره یی از مال حرام و بناحق، سهیمه قوت و روزی خلق عراق که در مزدوری صدام حسین ربودی و به پشتوانه ی آن سست عنصرانِ از یادبرده وجدان، را به مزدوری بگیری. همچنین گستاخی خارق العاده، سبکسری بعید از زن ایرانی و زهره ی فاسد دروغگویی، که همانا بدترین گناه و سخت ترین اتهام توست! به گفته ی مادری،« دروغ کلید همه ی گناهان است ».
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
رویارویی تجربیات نویسنده « روزهای تاریک بغداد »، مرا به محاکمه خویشتن در عدم شناخت ضعف های فردی فروبرد. که به سبب آن از شناخت فرقه یی چنین هولناک و شکنجه گرانش بازمانده بودم. اگرچه محمد حسین سبحانی به درست سیستم را زیر سوال می برد. سیستمی که مبارزان سیاسی و زندانیان زمان شاه را مسخ و تبدیل به زندانبان و شکنجه گر می نماید. مهدی ابریشمچی ها که به قول خودش دریکی ازمعرکه های انقلاب ایدئولوژیک درفرانسه،« جنگ ویتنام » نمی گذاشت نان سنگک از گلویش پایین برود!
نهضت ادامه دارد
اگرچه نوید برکناری قریب الوقوع نوری مالکی از نخست وزیری عراق این روزها مکررا توسط ایادی رجوی در اردوگاه اشرف شنیده می شود و این بشارت به نیروهای اشرف داده می شود که مالکی رفتنی است اما پیش گویی های سازمان نهایتاً تا همین جاست و به وضوح از آنالیز کردن اوضاع بعد از نوری مالکی عاجزند.
سوالی از رجوی آیا اکنون فهمیده ای کجا ایستاده ای
سایت مجاهد در مقاله ای تحت عنوان راز ماندگاری تلاشی مذبوحانه کرده است که رجوی را که به بنیانگذران و خلق ایران خیانت کرد و سازما ن را به یک قبیله مزد بگیر خارجی ها تبدیل کرد را ادامه جریان حنیف نژاد و دیگر شهدای 4 خرداد بداند. همانقدر رجوی در خط ایدئو لوژیک حنیف است که یزید در خط علی بود
افشای تازه ترین شیوه سربازگیری فرقه مجاهدین در اروپا
چندی قبل عزیزی با من تماس گرفت و از یکی از بستگانش در سازمان خبر گرفت و من توضیحات مفصل را به او دادم ؛ او اظهار داشت که سازمان میگوید فامیل مورد نظر او در اشرف است و میخواهد او را ببیند و او را تشویق میکند که سفری به اشرف داشته باشد و در این سفر کربلا را هم زیارت کند و از نزدیک محل زندگی دوست و فامیلش را ببیند، به او گفته بودند که در این سفر مهمان سازمان خواهد بود، این فرد از کسی به اسم ترانه نام میبرد که با خواهری به نام پوران در اشرف تماس دارد و از طریق ایمیل مصرانه از او میخواستند که هرچه زودتر به اشرف برود،