دمکراسی و… دروغ های مریم رجوی – قسمت چهارم
هم پای نشست های توجیهی که توسط مهوش سپهری (بالاترین زن شورای رهبری) برای زنان برگزار می گردید، نشست هایی هم توسط شخص مریم و مسعود رجوی برگزار می شد که محتوای آن بیشتر گپ زدن و ایجاد رابطه عاطفی بین زنان و رهبری بود تا به اصطلاح خلأ عاطفی آنان با مسعود رجوی پر شود (زنان فرمانده خلأ عاطفی خود را فقط بایستی با مسعود رجوی پر می کردند تا هنگام فرماندهی و کار با مردان تشکیلات از محکمی و صلابت برخوردار باشند).
خود بزرگ بینی رجوی او را کر و کور کرده است
در یک مورد دیگر بدلیل سنگ کلیه از درد شدید به خودم می پیچیدم وقتی مرا به بیمارستان اشرف بردند دکتر اکبر از دکترهای سرسپرده فرقه رجوی به جای آمپول ضد درد به من آب مقطر تزریق کرد چرا که بیچاره فکر می کرد من دارم تمارض می کنم وقتی دید هنوز دردم کم نشده باز بجای آمپول ضد دردهای شدید آمپول دیازپام تزریق کرد
عاشورا در فرهنگ رجوی به معنی فرار از جنگ
رجوی فقط در مقطع بعد از سی خرداد سال 60 نبود که صحنه جنگ را ترک و راه فرار در پیش گرفت بلکه او طی این سالیان نیز همیشه همین کار را کرده است. برای مثال در نشست های تشکیلاتی و در نشست های طعمه و مراسم روز عاشورا در قرارگاه باقر زاده در سال 1380 باد به غبغب انداخته و برای همه کری می خواند که در عملیات فروغ جاویدان همراه همسرش در کنار رزمنده گان خواهند بود و دستور حمله را صادر می کنند. ولی افسوس که این رهبر خیالی و خیانت کار همیشه در موقع حساس صحنه را ترک می کند
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت پانزدهم
حقیقت این است که من بنا به دلایل خیلی خاص و البته مستند از موضوع این ازدواج و آن پیشینه ای که از رابطه مریم و مسعود بیاد می آورم و در ادامه فاصله زمانی بین ازدواج مسعود با فیروزه، آمدن مریم در دم و دستگاه مسعود، نزدیکی مریم به فیروزه و مسعود و فاکتورهای دیگر تحت هیچ شرایطی نمی توانم انگیزه این ازدواج را جز از زاویه یک رابطه شخصی دو طرفه میان مریم و مسعود ارزیابی کنم. یعنی اول می خواهم بر روی انگیزه های واقعی این ازدواج انگشت بگذارم در مقابل آن انگیزه ها و دلایل واهی و ساختگی که به این ازدواج سنجاق شده است.
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دوازدهم
هر کسی در درون خودش یک پیشوا و رهبر خودبخودی درست کرده است. این را رجوی به قبر تعبیر می کند و می گوید برای رستگاری و هدایت باید این سنگ قبر برداشته بشود تا افراد بتوانند خودشان را به آن رهبر واقعی بیرونی وصل کنند. به قول خودش دوشاخه شان را به پریز رهبری وصل کنند و از او انرژی بگیرند. این صورت مسئله ای است که رجوی از وضعیت خودش و ملاء اش ارائه می دهد. اما به دنبال همین صورت مسئله رجوی یک راه حل را مطرح می کند به این معنا که اگر قرار باشد از این قبر بیرون بیاییم و از نور آن رهبری منتفع بشویم، قبلش باید یک کسی آن سنگ قبر را از روی قبر ما بردارد. اگر چنین کسی نباشد بخودی خود ما نخواهیم توانست از این قبر بیرون بیاییم. کسی که این سنگ قبر را بر می دارد، همین مریم است. کسی که ما را به آن نقطه آرمانی و پریز رهبری وصل می کند همین مریم است. شاید یک جمله ای از قول مهدی ابریشم چی که خوشبختانه همراهم دارم بتواند کلیت این مفهوم را بیان کند.
رجوی شیاد و دروغگوی تاریخ
تاکتیک و استراتژی محروم کردن اسیران توسط رجوی چیز تازه ای نیست این ایدئولوژی و ساختار و سیاق ثابت رهبری فرقه بوده است دادن آدرس و اطلاعات غلط و محروم کردن از واقعیت ها – نقض حقوق بشر به طور روزمره و لحظه مره بوده است و به عنوان مثال: یک نیرو از سال 57 برای رجوی اعلامیه مجاهد فروخته – بعد در درگیری های 30 خرداد و بعد از آن حضور داشتنه بعد به کردستان اعزام شده و از آنجا به کردستان عراق – سالها برای رجوی جنگیده –بعد به ارتش آزادیبخش رجوی ساخته رفته و درتمامی عملیاتها شرکت کرده –در تمامی نشست ها و سرفصل های تغییر فاز فرقه حضوری فعال داشته
لعنت بر تو رجوی، لعنت بر افکار پلید و استثماریت
حال که رجوی به انتهای نابودی دوران نکبت بارش نزدیک شده است، افسار پاره کرده و هوای انتقام از بازگشتی ها را در سر می پروراند. مگر ما بازگشتی ها چه کردیم جز افشاگری جنایات پشت پرده و تجاوز به زنانی که تحت پوشش محرمیت آنها را مورد تعارض جنسی قرار داده. این ما هستیم همان بازگشتی ها که سالها مورد ظلم و ستم و تسخیر جسم و روح و روان قرار داشتیم، همان کسانی که زمانی در افکار صهیونیستی تو گرفتار بودیم و حالا هر از گاهی بوق و کرنا سر می دهی که آزادند، پس چرا راه را بسته ای؟
مسعود رجوی یک بار با خاموش کردن چراغ داشت اسرای جنگی را میکشت اینبار چه خبر است؟
ابلاغیه چراغ خاموش این بار مسعود رجوی که خودش تعادل روانی اش را از دست داده است حکایت از آن دارد که مسعود رجوی در تمامی زمینه های سیاسی و نظامی و ایدئولوژیکی شکست سختی خورده است و سر به جنون زده است و فرمان کشتار جداشدگان و منتقدین و مخالفین را داده است و در دنیای مدرن امروز اگر کسی دیگران را به کشتن تهدید بکند جنون دارد و می بایست در تیمارستان معالجه شوند.
رجوی خود را افشا کرد
این یک واقعیتی است که اکنون رجوی در زدن به رژیم با مقاله یاد شده آدرس کتمان شده خود را می نویسد و اعتراف می کند که چطور وقتی تمامی چرخ های نظامی و سیاسی علیه او بوده و تمامی عقربه ها و نشان دهنده های فرقه اش در جهت عکس عقربه های ساعت کار می کرده هیچ مرزی برایش معنا و مفهومی نداشته و از روی نعش نزدیک ترین افراد و مریدان خود می گذرد. آخرین آن قتل عام و گروگان گیری فرمالیستی به خاطر فرجام بد تخلیه و از دست دادن اسارتگاه اشرف و حفظ شخص رجوی بود.
استمداد مهران کریم دادی از مجامع بین المللی در جهت نجات خانواده اش از چنگال فرقه رجوی
البته که او همیشه از اعضای فرقه خودش مایه گذاشته و می گذارد اعضایی همچون پدر بنده با 67 سال سن، مادر بنده با 65 سال سن با یک بار سکته مغزی به خاطر فشارهای روحی و جسمی در مناسبات و یک بار عمل قلب باز و دو تن از خواهرانم اینها باید بشوند سپر بلای این خائن جانی! و در حالیکه خود رجوی مزدور و سران فاسد این فرقه در خارج گود در امان باشند.
هذیان گویی تب آلود با نام ابلاغیه ی چراغ خاموش!
با وصفی که ازمیزان سواد ومعلومات رجوی فوقا شد، بعید هم نیست که واقعا ایشان سرکوب وتحقیر کردن هم رزمان سابق خود وتبدیل زنان به آلت سرکوب این دوستان قدیمی و قبول عضویت حرمسرانشینی را یک گام بزرگ به چپ به معنی ترقیخواهانه و آیندهنگرانه بداند ونتیجه گیری های دلبخواهی خود ازاین ارزیابی را ارائه دهد که داده است! چرا؟ برای اینکه او توان انجام کارهای جسمانی گذشته را ازدست داده و دلم مشغولی درحرمسرایی که اینک بدان راحتی نیست، نمیتواند چندان اهمیتی برایش داشته باشد!؟
نگاهی به سخنان مسعود رجوی _ وصیت نامه و یا فرمان خود زنی به اسیران در کمپ موقت لیبرتی؟
نوک حمله عصبی _ روانی بعدی مسعود رجوی متوجه انجمن حمایتی نجات می باشد _ انجمن نجات که توسط برخی از اعضای سابق این گروه تشکیل گردیده تلاش می کند درحد توان خود خانواده اسیران فرقه را کمک فکری وراهنمایی نموده و آنها را از اخرین تحولات درعراق پیرامون این گروه آگاه نماید _ کمک به خانواده ها یی که درخواست ملاقات اعضای خانواده خود را درمناسبات این فرقه محصور دارند یکی دیگر از کمک های این انجمن می باشد