پنجشنبه, ۲۶ شهریور , ۱۴۰۵
در رویاهایم برای معصومه لالایی می خوانم 20 مرداد 1398

در رویاهایم برای معصومه لالایی می خوانم

ببار ای نم نم باران این فصل بسان چشم ما از هجر یاران کجا این داغ را گفتن توانیم که ماندند و شدن از شرمساران این بار اعضای انجمن نجات لرستان به دیدار مادری رفتند که فراق دوری دختر جوانش، وی را چشم انتظار در کنج خانه با هزارن خاطره زنده نگه داشته است. مادری […]

چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم 19 مرداد 1398

چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم

خاطره گویی خانم اعظم نوری خانم نوری یکی از خانواده های فعال انجمن نجات استان مرکزی است. هر چند که خواهرش طیبه نوری از فرقه رجوی جدا شده است ولی کماکان با دفتر انجمن فعال است و می گوید من بدنبال آزادی همه اسیران هستم و هر کاری که باعث شود اسیران از فرقه رجوی […]

بیاد برادرعزیزتر از جانم ولیرضا 17 مرداد 1398

بیاد برادرعزیزتر از جانم ولیرضا

ولی جان سلام. خوبی عزیز بردار. من و سایر اعضای خانواده بیش از پیش دوستت داریم و نگران روند زندگی اسارتبار و آینده ات هستیم. با وجود مرگ های مشکوک دردرون تشکیلات! امیدوارم با تمام اتفاقات عجیب و غریبی که درسازمان مجاهدین خاصه در نمایش 5 روزه که در مقرتان در مانز آلبانی روی داده […]

چگونه مجاهدین آزاده و کاوه را ربودند 17 مرداد 1398

چگونه مجاهدین آزاده و کاوه را ربودند

آزاده! آزادی حق توست قسمتی از مصاحبه با خانم فاطمه محبتی مادر آزاده صبوری (اسیر در فرقه رجوی) دخترم پس از اخذ دیپلم، ازدواج کرد. همراه با همسرش آقای کاوه پورهمدانی برای اشتغال به همدان و از آنجا به کرمانشاه و سپس به سلیمانیه رفتند. در سلیمانیه دو نفر دنبالشان می آیند که ببرندشان به […]

مادرش به من گفت دست خالی برنگرد 17 مرداد 1398

مادرش به من گفت دست خالی برنگرد

قسمتی از مصاحبه آقای جانعلی علیمردانی پدر مجتبی علیمردانی (اسیر در فرقه رجوی) مجتبی در 18 سالگی به سربازی اعزام شد. هجده ماه در جبهه خدمت کرد. هر دو ماه، پانزده روز به مرخصی می آمد. در فکه خدمت می کرد. آخرین باری که به مرخصی آمد گفت: «بابا من دارم می روم و آمدنم […]

یکی از هزاران جوانی که مجاهدین ربودند 16 مرداد 1398

یکی از هزاران جوانی که مجاهدین ربودند

دیدار با خانواده رسول مهدلو ترکمانی ربودن جوانان ایران زمین توسط سران خائن فرقه رجوی تاریخ سیاهی دارد که تاکنون بارها و بارها گفته شده است. آقای رسول مهدلو ترکمانی نیز از جمله همین افراد می باشد که توسط عوامل سازمان ضد خانواده مجاهدین با ترفند و حیله ربوده شده و به قلعه الموتی اشرف […]

حضور مادران قزوینی در دفتر مرکزی انجمن نجات 15 مرداد 1398

حضور مادران قزوینی در دفتر مرکزی انجمن نجات

روز شنبه مصادف با 12 مرداد ماه 1398، تعدادی از مادران دردمند و رنج دیده قزوینی در محل دفتر مرکزی انجمن نجات در تهران گرد آمدند و با مدیر عامل انجمن آقای ابراهیم خدابنده و مسئول تشکل مادران خانم ثریا عبدالهی دیدار کردند. در این دیدار بسیار صمیمی و عاطفی، مادران در میان انبوهی اشک […]

شبی که قرار بود به مشهد برود او را ربودند 14 مرداد 1398

شبی که قرار بود به مشهد برود او را ربودند

خانواده روح الله راموز گرفتار در سازمان ضد انسانی مجاهدیناز در که وارد شدم یا الله گفتم که صدای پیرزنی نظرم را جلب کرد که گفت بفرمایین تو ( البته با لهجه محلی ). من به سمت صدا رفتم و مادر روح الله ( زندانی در فرقه رجوی ) را دیدم که برروی زمین میخزد […]

برای رهایی مریم چکار کنیم؟! 10 مرداد 1398

برای رهایی مریم چکار کنیم؟!

دلتنگی پدر و اشک های مادر مریم آزاد خواهر مریم با دفتر انجمن نجات مشهد تماس می گیرد و می گوید : پدر و مادرم خیلی نگران خواهرم مریم اند می خواهند شما را ببیند. آنها می خواهند از سازمان مجاهدین شکایت کنند. ماندند به کجا و به کی ؟!! من می گویم : خوشحال […]

برادرم را کشان کشان از اتوبوس پیاده کردند 09 مرداد 1398

برادرم را کشان کشان از اتوبوس پیاده کردند

دیداری صمیمانه در دفتر انجمن نجات گیلان آقای مرتضی پورحسن ازخانواده های دردمند وچشم انتظارمرتبط با انجمن نجات که از کارنامه درخشانی ازتلاش وفعالیت درخصوص رهایی برادر اسیرش برخوردار است و بارها به عراق ناامن سفرکرده است در دیدار اخیرخود با مدیر انجمن اظهار داشت:” بجد رهایی برادر اسیرم برایمان رویا شده است و با […]

چشمهایش سالهاست به در دوخته شده 09 مرداد 1398

چشمهایش سالهاست به در دوخته شده

سرکار خانم شادابی مادری ست که سالها در انتظار دیدار دو فرزندش عباس و اصغر فرجی چشم به راه می باشد و در این راه دو بار به کشور عراق سفر نموده و با فرزندانش توانسته ملاقات و آنان را ترغیب به بازگشت نماید، اما افسوس که غل و زنجیرهای این فرقه مانع از آن […]

پیامی از آلبانی برای خانواده ی حسن زاده 08 مرداد 1398

پیامی از آلبانی برای خانواده ی حسن زاده

برادران چشم انتظار حسن زاده در دفتر انجمن نجات رضا حسن زاده از اسرای ربوده شده ای ست که سالهاست ارتباطش با خانواده اش قطع شده و خانواده اش خاصه مادر سالمندش درچشم انتظاری برای درآغوش کشیدن عزیزش لحظه شماری میکند. رضا حسن زاده از اسرای جنگ تحمیلی بود که توسط فرقه رجوی به اسارت […]

blank
blank
blank