مادر رسول دلی پر درد دارد
دیدار با مادر رسول ترکمانی دل پر دردی دارد. با کمک عصای بخصوص راه میرود و توانایی ایستادن ندارد. وقتی از فراق فرزند صحبت میکند چشمانش را به گوشه ای میدوزد و دردهای سینه را بیرون میریزد. دختر و پسرش همراهش هستند و چشمانشان مملو از اشک می شود. ولی مادر اشک نمیریزد و درد […]
غم دوری حسین پیرم کرد و کمرم را شکست
دیدار محمد تورنگ با مادر حسین رنجی مادر حسین رنجی به تنهایی برای دیدن محمد تورنگ به دفتر انجمن نجات مشهد آمده بود. محمد تورنگ حسین را از اردوگاههای صدام می شناسد. حسین پرسنل نیروی دریایی جمهوری اسلامی بوده که اسیر می شود. مادر حسین می گوید حسین ازدواج کرده بود و هنوز همسرش با […]
دیدار محمد تورنگ با مادر و برادر اسماعیل گرجی
آنها ملت ایران را نشناختند آنها حتی تاریخ ایران را هم خوب نمی دانند آنها نمی دانند که ملت ایران هرگز کسی که با دشمنش همکاری کرده و دست در دست او گذاشته هرگز نمی بخشد و نخواهد بخشید. “اسماعیل در آلبانی از سازمان جدا شد ولی نمی دانم چی شد که دوباره برگشت. من […]
دیدار محمد تورنگ با احمد رضایی برادر حجت رضایی
مگر پدرم که به عراق رفته بود جز دیدار برادرم در خواست دیگری داشت! احمد رضایی با اینکه مدرس دانشگاه است و صبحها وقت آزاد ندارد ولی از دیدار با محمد تورنگ استقبال می کند. تا از محمد تورنگ که حجت را می شناسد بشنود. محمد با دیدن احمد می گوید چقدر شبیه حجت هستید […]
حضور خانواده رضا علی میرزائی در دفتر انجمن نجات
آقا رضا من و فرزندانت همچنان منتظرت هستیم سران سازمان ضد خانواده مجاهدین بعد از آنکه نتوانستند انقلاب مردمی کشورمان را بربایند و مسیر ان را آنطور که دلشان میخواست و برای تحقق کمونیسم تغییر دهند ، بفکر جنگ مسلحانه افتادند و در سال 60 با خروج از مرزهای کشورمان و ملحق شدن به دشمنان […]
دیدار محمد تورنگ با خانواده محمود حدادی مقدم
از خانواده محمود حدادی مقدم برادرش محمد در مشهد است و در دسترس، برای دیدن محمد تورنگ اعلام آمادگی می کند. محمد برادر محمود همراه پسرش برای دیدن محمد به دفتر می آید و از دیدن محمد خوشحال می شود. در کنارش می نشیند و از محمد می خواهد از محمود بگوید. تورنگ با خنده […]
نامه ی خواهروخواهرزاده چشم انتظار فیروز ساعدی (سرخوش)
فیروزجان برادرمهربانم چند وقتی هست که دیگر امیدمان را ناامید کردی. دیگر حس می کنیم تو مرا فراموش کردی وگرنه جای خالی تو همیشه درزندگیمان حس می شود. وقتی پدرمان را به خاک سپردیم زیر تابوتش را نگرفته بودی. هنگام عروسی ها وغم وشادی هایمان همیشه جای خالیت حس می شود. دل تنگ تو هستیم. […]
محمود جان سلام
دلنوشته مهندس احمد دهقان به برادراسیرش درفرقه رجوی سلام محمود جان خوبی عزیزم. شنیدم برادررزمی کارم به واسطه ی فشارهای روحی مناسبات فرقه ای رجوی مریض وافسرده شده است وبه بیمارستان مراجعات بسیارداشته است که این خبرباعث شده است که بنده وتمام اعضای خانواده بشدت متاثرومتاسف بشویم وبطورمضاعف نگران صحت وسلامت شما باشیم. محمود جان […]
بیش از سی سال است که مهناز مرا دزدیده اند
” نذر کردم گر غریبم بیاید از سفر روزه گیرم روزها را شب تا سحر” یکی از نعمتهایی که خداوند بر انسانها ارزانی داشته پدر و مادر می باشد. در واقع والدین بزرگترین نعمتی است که خداوند به ما انسانها عطا نموده و بر ما فرزندان است که قدر آنها را دانسته و احترام آنها […]
چهار دهه است که دلتنگ برادرم هستیم
دیدارنزدیک ازمنزل خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری ازاعضای اسیررجوی درآلبانی ولیرضا اکبری کهنه سری در کسوت یک سرباز و مدافع خاک میهن در ماههای آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اسارت نیروهای بعثی درآمد و چیزی حدود 8 سال ازعمرش را در سیاهچالهای مخوف صدام سپری کرد. سختیهای کشنده وطاقت فرسای اردوگاه صدام ؛ […]
دیدارصمیمانه با خانواده محمود دهقان دردفترانجمن گیلان
محمود دهقان از اسرای گرفتار در فرقه بدنام رجوی است که هم اینک در اسارتگاه تحت کنترل مافیای رجوی درزندان مانزآلبانی موسوم به اشرف 3 است. سابق بر ایام پدرومادر مرحوم بدنبال فرزند اسیرشان سختیهای زیادی را متحمل شدند وسرانجام بی آنکه درهنگامه وداع از دارفانی به جانب دیارباقی صدای جگرگوشه شان را بشنوند ، […]
با دیدن عکس فرشته شوکه شد
ملاقات با خانواده فرشته محمدی زاده ( گرفتار در سازمان ضد خانواده مجاهدین ) خانواده ، تشکل و کانونی که هزاران بار توسط سرکرده سازمان ضد خانواده مجاهدین دشنام داده شد و آن را کانون فساد نامید و این در صورتی است که هر انسان آزاده ای به صراحت نقش سازنده آن را می داند […]