پنجشنبه, ۲۶ شهریور , ۱۴۰۵
مادر رسول دلی پر درد دارد 18 مهر 1398

مادر رسول دلی پر درد دارد

دیدار با مادر رسول ترکمانی دل پر دردی دارد. با کمک عصای بخصوص راه میرود و توانایی ایستادن ندارد. وقتی از فراق فرزند صحبت میکند چشمانش را به گوشه ای میدوزد و دردهای سینه را بیرون میریزد. دختر و پسرش همراهش هستند و چشمانشان مملو از اشک می شود. ولی مادر اشک نمیریزد و درد […]

غم دوری حسین پیرم کرد و کمرم را شکست 17 مهر 1398

غم دوری حسین پیرم کرد و کمرم را شکست

دیدار محمد تورنگ با مادر حسین رنجی مادر حسین رنجی به تنهایی برای دیدن محمد تورنگ به دفتر انجمن نجات مشهد آمده بود. محمد تورنگ حسین را از اردوگاههای صدام می شناسد. حسین پرسنل نیروی دریایی جمهوری اسلامی بوده که اسیر می شود. مادر حسین می گوید حسین ازدواج کرده بود و هنوز همسرش با […]

دیدار محمد تورنگ با مادر و برادر اسماعیل گرجی 17 مهر 1398

دیدار محمد تورنگ با مادر و برادر اسماعیل گرجی

آنها ملت ایران را نشناختند آنها حتی تاریخ ایران را هم خوب نمی دانند آنها نمی دانند که ملت ایران هرگز کسی که با دشمنش همکاری کرده و دست در دست او گذاشته هرگز نمی بخشد و نخواهد بخشید. “اسماعیل در آلبانی از سازمان جدا شد ولی نمی دانم چی شد که دوباره برگشت. من […]

دیدار محمد تورنگ با احمد رضایی برادر حجت رضایی 16 مهر 1398

دیدار محمد تورنگ با احمد رضایی برادر حجت رضایی

مگر پدرم که به عراق رفته بود جز دیدار برادرم در خواست دیگری داشت! احمد رضایی با اینکه مدرس دانشگاه است و صبحها وقت آزاد ندارد ولی از دیدار با محمد تورنگ استقبال می کند. تا از محمد تورنگ که حجت را می شناسد بشنود. محمد با دیدن احمد می گوید چقدر شبیه حجت هستید […]

حضور خانواده رضا علی میرزائی در دفتر انجمن نجات 14 مهر 1398

حضور خانواده رضا علی میرزائی در دفتر انجمن نجات

آقا رضا من و فرزندانت همچنان منتظرت هستیم سران سازمان ضد خانواده مجاهدین بعد از آنکه نتوانستند انقلاب مردمی کشورمان را بربایند و مسیر ان را آنطور که دلشان میخواست و برای تحقق کمونیسم تغییر دهند ، بفکر جنگ مسلحانه افتادند و در سال 60 با خروج از مرزهای کشورمان و ملحق شدن به دشمنان […]

دیدار محمد تورنگ با خانواده محمود حدادی مقدم 11 مهر 1398

دیدار محمد تورنگ با خانواده محمود حدادی مقدم

از خانواده محمود حدادی مقدم برادرش محمد در مشهد است و در دسترس، برای دیدن محمد تورنگ اعلام آمادگی می کند. محمد برادر محمود همراه پسرش برای دیدن محمد به دفتر می آید و از دیدن محمد خوشحال می شود. در کنارش می نشیند و از محمد می خواهد از محمود بگوید. تورنگ با خنده […]

نامه ی خواهروخواهرزاده چشم انتظار فیروز ساعدی (سرخوش) 10 مهر 1398

نامه ی خواهروخواهرزاده چشم انتظار فیروز ساعدی (سرخوش)

فیروزجان برادرمهربانم چند وقتی هست که دیگر امیدمان را ناامید کردی. دیگر حس می کنیم تو مرا  فراموش کردی وگرنه جای خالی تو همیشه درزندگیمان حس می شود. وقتی پدرمان را به خاک سپردیم زیر تابوتش را نگرفته بودی. هنگام عروسی ها وغم وشادی هایمان همیشه جای خالیت حس می شود. دل تنگ تو هستیم. […]

محمود جان سلام 09 مهر 1398

محمود جان سلام

دلنوشته مهندس احمد دهقان به برادراسیرش درفرقه رجوی سلام  محمود جان خوبی عزیزم.  شنیدم برادررزمی کارم به واسطه ی فشارهای روحی مناسبات فرقه ای رجوی مریض وافسرده شده است وبه بیمارستان مراجعات بسیارداشته است  که این خبرباعث شده است که بنده وتمام اعضای خانواده بشدت متاثرومتاسف بشویم وبطورمضاعف نگران صحت وسلامت شما باشیم. محمود جان […]

بیش از سی سال است که مهناز مرا دزدیده اند 09 مهر 1398

بیش از سی سال است که مهناز مرا دزدیده اند

” نذر کردم گر غریبم بیاید از سفر                                 روزه گیرم روزها را شب تا سحر” یکی از نعمتهایی که خداوند بر انسانها ارزانی داشته پدر و مادر می باشد. در واقع والدین بزرگترین نعمتی است که خداوند به ما انسانها عطا نموده و بر ما فرزندان است که قدر آنها را دانسته و احترام آنها […]

چهار دهه است که دلتنگ برادرم هستیم 09 مهر 1398

چهار دهه است که دلتنگ برادرم هستیم

دیدارنزدیک ازمنزل خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری ازاعضای اسیررجوی درآلبانی ولیرضا اکبری کهنه سری در کسوت یک سرباز و مدافع خاک میهن در ماههای آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اسارت نیروهای بعثی درآمد و چیزی حدود 8 سال ازعمرش را در سیاهچالهای مخوف صدام سپری کرد. سختیهای کشنده وطاقت فرسای اردوگاه صدام ؛ […]

دیدارصمیمانه با خانواده محمود دهقان دردفترانجمن گیلان 07 مهر 1398

دیدارصمیمانه با خانواده محمود دهقان دردفترانجمن گیلان

محمود دهقان از اسرای گرفتار در فرقه بدنام رجوی است که هم اینک در اسارتگاه تحت کنترل مافیای رجوی  درزندان مانزآلبانی موسوم به اشرف 3 است. سابق بر ایام پدرومادر مرحوم بدنبال فرزند اسیرشان سختیهای زیادی را متحمل شدند وسرانجام بی آنکه درهنگامه وداع از دارفانی به جانب دیارباقی صدای جگرگوشه شان را بشنوند ، […]

با دیدن عکس فرشته شوکه شد 06 مهر 1398

با دیدن عکس فرشته شوکه شد

ملاقات با خانواده فرشته محمدی زاده ( گرفتار در سازمان ضد خانواده مجاهدین ) خانواده ، تشکل و کانونی که هزاران بار توسط سرکرده سازمان ضد خانواده مجاهدین دشنام داده شد و آن را کانون فساد نامید و این در صورتی است که هر انسان آزاده ای به صراحت نقش سازنده آن را می داند […]

blank
blank
blank