چهار دهه است که دلتنگ برادرم هستیم

دیدارنزدیک ازمنزل خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری ازاعضای اسیررجوی درآلبانی

ولیرضا اکبری کهنه سری در کسوت یک سرباز و مدافع خاک میهن در ماههای آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اسارت نیروهای بعثی درآمد و چیزی حدود 8 سال ازعمرش را در سیاهچالهای مخوف صدام سپری کرد. سختیهای کشنده وطاقت فرسای اردوگاه صدام ؛ تاب و تحمل بعضی از اسرا از جمله ولیرضا را گرفت و متاسفانه در پی دجالگریهای فرقه رجوی و وعده و وعید دروغین انتقال به اروپا باعث شد ولیرضا خام خیالانه به اسارتی دیگرگرفتارشود که هم اینک 30 سال ازآن میگذرد.

خانواده دردمند ایشان ازاعضای فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان هستند که در راستای رهایی عزیزشان ازهیچ کوششی دریغ نکردند و بارها وبارها به عراق ناامن وتحصن درمقابل اشرف مضمحل شده مسافرت نمودند.

متعاقب دعوت برادردردمند وچشم انتظارشالیکارآقای مجید اکبری کهنه سری به نمایندگی ازخانواده خود ازآقای پوراحمد، دیداری بسیارصمیمانه روزیکشنبه مورخه 7 مهرماه 1398 درمنزل شخصی ایشان صورت گرفت که ازنتایج مثبت ومطلوبی برخورداربود.

جناب آقای اکبری دراین دیدارکه غصه های عمیق دردل داشت عنوان کرد ” برادرم حین خدمت سربازی برای دفاع ازآب وخاک میهن درآغاز جنگ تحمیلی به اسارت نیروهای متجاوزعراقی درآمد ومابعد 8 سال تحمل اسارت صعب وسخت به اقتضای شرایط مرگباراردوگاه صدام وبا مغزشویی رجویها ازچاله به چاهی عمیق هدایت شد وبه عضویت اجباری آنان درآمد که برای خودش وخانواده اش بسیارپرهزینه بود.

به واقع چهاردهه اسارت زمان بسیارطولانی است که ارتباط مان با ولیرضا قطع شده است . دراین فاصله درنبود داداش گلم اتفاقات تلخی را پشت سرگذاشتیم. ازجمله ازدست دادن برادرجوانم درسن 33 سالگی دراثربیماری لاعلاج وهمچنین ازدست دادن مادرمهربانم که دردمند وچشم انتظاروبی آنکه دیدارکه چه عرض کنم ولواینکه صدای دلبند اسیرش را بشنود ؛ رخ درخاک کشید وبه آرامش رسید.”

درگذشت مادر شکوفه شهبازی رسواگر چهره فریبنده مریم قجر

مدیرانجمن نجات گیلان با تشکرازمهمان نوازی واستقبال ازحضورشان درمنزل آقا مجید درخصوص آخرین وضعیت برادراسیرش درزندان مانزآلبانی گفتند ” ولیرضا درطول 8 سال اسارت دراردوگاه صدام به زبان انگلیسی والمانی وهمچنین به زبان عربی تسلط مکفی پیدا کرد وهمین امرباعث شد که بمدت 2 سال است که رجویها مابعد پیوستن ولیرضا به خیل اعضای ناراضی بخاطراینکه رضایتش را جلب کرده باشند و کماکان دراسارت نگهش دارند ؛ وی را درتیم مترجمین امداد پزشکی سازماندهی کردند وبدین سبب است که به نسبت سایرین بیشتربه شهرتیرانا وبیمارستان مراجعه میکند ودیده شده است .”

درخواست ازجداشده های مقیم آلبانی

اقا مجید درحالیکه بشدت اشک درچشمانش حلقه زده بود بسختی وبا بغض فروخورده گفت ” آقای پوراحمد عزیز وقتی ولیرضا اسیرشد خیلی کم سن وسال بودم شاید 4 سال بیشترداشتم ولیکن اکنون بیش ازهرزمان دیگردلم هوایش را کرده است ودارم ازدرون میسوزم وامروزازشما یک درخواستی دارم وآن اینکه شماره تماسم را به سمع ونظرجداشده های مقیم آلبانی برسانید شاید که بتوانند با حضوربرادرم ولیرضا درشهرتیرانا به دستش برسانند بلکه خود سبب وصل ارتباط فی مابین شود وازبابت زحمتی که به آنان میدهم بسیارشرمنده وسپاسگزارم .

مجید اکبری کهنه سری  09119853055

تنظیم گزارش : دقتکار

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.