پنجشنبه, ۵ شهریور , ۱۴۰۵
جنگ فرمانداران دروغین سراوان در اشرف 18 خرداد 1389

جنگ فرمانداران دروغین سراوان در اشرف

عبدالقادر که خواب فرماندار شدن را نمی دید از اینکه یکشبه به چنین مقام مهمی انتخاب شده در خلوت خود سراز پا نمی شناخت.فردا صبح عبدالقادر در سالن غذا خوری پذیرش در حالیکه تعدادی از همشهریهای بلوچش به دورش حلقه زده بودن با آب وتاب تعریف می کرد که از طرف برادر رضا مرادی به فرمانداری سراوان منصوب شده.در همین لحظه صدای نادر بلند شد که می گفت بیخود من فرماندار سراوان هستم ودیشب در نشست برادرسعید نقاش خودش به من گفت که بعد از پیروزی انقلاب فرماندارسراوان می شوم

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت سی و هفتم 17 خرداد 1389

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت سی و هفتم

سازمان هیچگاه به مبانی مبارزات انقلابی مقید نبود هر وقت منافع شخص رجوی اقتضاء می کرد سازمان تغییر موضع می داد و اصول انقلابی گری معنای خود را از دست می داد. یعنی نه تنها اصولی در کار نبود که اینها یعنی رهبران سازمان و مسعود رجوی بعد از اشغال عراق به سمت آمریکا کشیده شدند این امر کاملا بر خلاف همه شعارهایی بود که سازمان می داد

خانم مریم رجوی بیانیه هایتان چقدر آب دارد؟ 16 خرداد 1389

خانم مریم رجوی بیانیه هایتان چقدر آب دارد؟

خانم مریم رجوی شوهرتان مسعود رجوی در جواب سؤالی در خصوص سرکوب کردهای عراقی، مسعود رجوی گفت ما نمی خواستیم آنها را سرکوب کنیم آنها راه ما را برای حمله به رژیم ایران بسته بودند و ما هم مجبور به برداشتن آنها از سر راه خود شدیم، این اعتراف نسنجیده بعدها از سیستم و استراتژی رجوی ها حذف شد

حامیان رجوی از کدام حقوق بشر حرف می زنند؟ 16 خرداد 1389

حامیان رجوی از کدام حقوق بشر حرف می زنند؟

آنچه ظاهرا در این میان فراموش شده توامان سرنوشت آن کسانی است که در برزخ رجوی هنوز گرفتار و دربندند و آن خانواده هایی که در اطراف قرارگاه اشرف و در گرمای طاقت فرسای بیابان های عراق روز و شب را تنها به امید دیدن و نجات فرزندان شان سپری می کنند. تصور اینکه گروهی پدر و مادر کهنسال و درمانده و پیر و فرتوت در چنان وضعیتی ماه ها در انتظار باشند، تصور دشوار و آزاردهنده ای است.

فرقه رجوی سرابی بیش نیست 16 خرداد 1389

فرقه رجوی سرابی بیش نیست

آید روزی بی حصار نه دیوار ونه سیاج ونه افسار شود روز فروریزد قلعه ویرانگه کرکس وکفتار کنده شوم زین دام مرگ خسته شدم زین حیله گر مکار فریفته آرمان نامقدسش گشتم افسوس ندانستم که خود بود خون خوار بیابان و آفتاب وحس غربت پرسه در دور باطل تکرار بوی مرگ ونیستی اندر حصار واسه پر گشیدن بیقرار اسیر در حصار تشکیلاتی دلتنگ خاک پاک دیار غم تنهایی وگریه شبانه سرگردان بیابان وخفتن در شیار

دومین پیام صوتی خانم سلطانی به قربانیان اسیر در قلعه اشرف 13 خرداد 1389

دومین پیام صوتی خانم سلطانی به قربانیان اسیر در قلعه اشرف

آهای برادرها و خواهرانم جامعه بی طبقه توحیدی که سالها این شعار ما را فریفت فقط یک شعار است حتی در همین اشرف هم سطح شورای رهبری و امکاناتی که دارند را با پائین مقایسه کنید ببینید عضو تیم ها چه می کشند همه بار کار بر روی عضو تیم هاست و همه را گذاشته اند تا همدیگر را بپایند اساس و بنیاد تشکیلات را بر این سوار کرده اند.

همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار آستانه اشرفیه – قسمت ششم 12 خرداد 1389

همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار آستانه اشرفیه – قسمت ششم

این تاخیرچندین ساله دربازگشتم توام با موانعی بوده است که به قطع ویقین عزیزان شما نیزکماکان با آن دست و پنجه نرم میکنند ومتاسفانه نتوانستند که برآنها غلبه کرده وازآن مناسبات مرگبارکنده شوند. دلیل اول بواسطه مغزشویی که شده بودم برغم عدم تطابق با سازمان درعین حال تمایل نداشتم ضمن جدایی به ایران برگردم چونکه ترس داشتم که مورد مواخذه قراربگیرم وواضح تربگویم ترس داشتم که شکنجه واعدام بشوم چون همین تصویرازایران را سازمان ماهرانه به من القاء کرده بود ومن باورم شده بود

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و پنجم 12 خرداد 1389

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و پنجم

اعتراض افراد به دادگاههای فرمایشی در واقع نوعی خود زنی و خودکشی بود. چه اعتراضی بین جمع هتاک؟ کسی جرئت اعتراض یا دفاع نداشت. در نهایت روی فرد مسئله دار تف می انداختند این رفتارها واقعا مختص رهبران سازمان بود. شما فکر کنید بعد از این وضعیت افراد به چه حالت روحی می افتادند عاطفه، نمیدونم عشق و علائق انسانی واقعا در این افراد نابود می شد مگر در آن شرایط افراد می توانستند به این مسائل فکر کنند؟

خاطراتی از دستگیری مریم رجوی 12 خرداد 1389

خاطراتی از دستگیری مریم رجوی

یکی دو روزی گذشت تا اینکه در سالن غذا خوری فیلم خودسوزی در خارجه را برای ما پخش کردند. سازمان در خارجه با فریب و حیله گری چند نفر را مجبور کرده بود که خودشان را به آتش بکشند. در اشرف هم می خواستند همین خط را پیاده کنند. خودسوزی افراد جلوی آمریکاییها و محکوم کردن دولت فرانسه!!! به همه ابلاغ کردند که درخواست خودسوزی را بنویسند. در یک نشستی زهره قائمی گفت:”سریعتر درخواست را بنویسید. اگر تعدای از ما جلوی آمریکاییها دست به خود سوزی بزنند خواهر مریم زودتر از زندان آزاد می شود

انقلاب درونی سال 64 مجاهدین 12 خرداد 1389

انقلاب درونی سال 64 مجاهدین

معتقدم اگر در جریان حمله آمریکا به عراق،مسعود ومریم سینه سپر می کردند، شاید می تواستند ادعا کنید رهبری عقیدتی به حرف هایی که می زند اعتقاد دارد اما تمامی حرفها و حدیث های بقول مجاهدین،” اضداد” در این جریان جنگ عراق نمود یافت و ذات اصلی مسعود ومریم مجدداً آشکار گشت،انقلابی ایدئولوژیکی که نتوانست به مریم یعنی نفر اول آن بفهماند که نباید اشرف و عراق را به مقصد فرانسه ترک کند و نفرات سازمان را زیر بمبارنهای آمریکا تنها بگذارد چطور باید به من نوعی می فهماند که مسعود و سازمان را برحق بدانم و ایستادگی پیشه کنم؟

گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت ششم 11 خرداد 1389

گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت ششم

بعد از خروج تعداد زیادی از بچه ها و رفتن آنها به کمپ امریکا مسئولین سازمان نشست های مختلفی را برای ما گذاشتند. یکی از این نشست ها، نشست عمومی در روز عید بود. در عید سال 84 نشست در سالن اجتماعات برگزار شد زهره اخیانی آمد و برنامه را اعلام کرد. وسط برنامه یک پیام از مریم رجوی به صورت تصویری پخش شد که کلی در رابطه با بچه هایی که در داخل اشرف مانده بودند تعریف و تمجید کرد

پیام آقای مسعود جابانی به اسیران اشرف و خانواده های آنان 11 خرداد 1389

پیام آقای مسعود جابانی به اسیران اشرف و خانواده های آنان

دوستان عزیزی که الان توی اشرف هستید دوستان عزیزی که سالهای سال است اونجا قفل شدیدنمیدونید عشق چیه بچه چیه و سالهای سال است عشق و علاقه تون را دادید به مجاهدین و دست مجاهدین را باز گذاشتید که بتونن از شما سوأستفاده کنند. شما آدمهایی هستید غیور آدمهایی هستید عدالتخواه آزادیخواه آرمانگرا خودتون را نجات بدید نگذارید اونجا بپوسید

blank
blank
blank