خانه جایی در این نزدیکی
بگذارید چند تا از نداشته های اعضا فرقه رجوی را هم بگویم. حق انتخاب لباس. اعضای فرقه ی رجوی در اشرف مجبورند آنچه به آنها دیکته می شود را بپوشند. لباس خاکی نظامی. بصورت دراز مدت این مسئله چه تاثیری در ذهن و روح افراد باقی خواهد گزارد؟ درست مثل لباس زندانی ها.
ابراز نگرانی کازاکا از فعالیت اعضای جداشده
یک هفته قبل در جلسه ای در پارلمان اروپا که توسط کمیته روابط ایران و پارلمان اروپا برگزار گردید، اعضای جداشده از مجاهدین خلق برای این جلسه دعوت شده بودند و در آن حضور داشتند. آقای کازاکا نیز که از ابتدا به همراه اعضای جداشده در در این جلسه حضور داشت به دلیل عدم پاسخگویی به پرسش های اعضای ناراضی مجاهدین جلسه را ترک کرده بود.
در اسارت دیو
دیو در یکی از نشست هایش در”غار” اشرف از زنان می خواهد که از شوهران خود طلاق بگیرند و با او ازدواج کنند. او صریحا این کلمه را نمی گفت و می گفت”رهبر”دیو” به همه شما زنان محرم است و اگر شوهری دید که زنش در اطاقی با رهبری تنهاست نباید رگ غیرتش بجوش اید و بقیه ماجرا…
اسلام بردبار از نظر فرقه رجوی
معلوم نیست منظور خانم رجوی از اسلام بردبار کدام است. آیا منظور، آن بیش از پانصد نفر اعضاء سابق است که به محض اعلام آمادگی برای خروج از فرقه در زندان های مختلف”شهر شرف” زندانی شدند و در زیر شکنجه قرار گرفتند. یا منظور بارش انواع تهمت ها و ناسزا به ناراضیانی است که تماماًً از فشار و اختناق موجود در فرقه به جان آمده بودند و یا رگبار فحش و ناسزاء به جداشدگانی است که توانسته اند ماهیت این فرقه را در مجامع بین المللی افشاء کنند؟
آیا سازمان مجاهدین خلق یک فرقه است
عده ای با نسبت دادن کلمه فرقه به سازمان مجاهدین خلق ایران بشدت مخالفت می کنند و نمی خواهند و یا نمی توانند باور کنند که این سازمان یک فرقه از نوع خطرناک است.به همین دلیل خواستم مقاله ای علمی جدا از تعابیر و تحلیل های سیاسی بنویسم و فرقه را به گونه ای که در فرقه شناسی تعریف و تبیین شده است معرفی کنم. حال قضاوت با خوانندگان محترم است که ببینند آیا سازمان مجاهدین خلق از ویژگی های یک فرقه برخوردار هست یا نه؟
دفاع جعفرزاده از مجاهدین و نظرات سبحانی
علیرضا جعفرزاده از مسئولین ارشد سازمان مجاهدین خلق در برنامه تلویزیونی رادیو آمریکا در روز 5 شنبه برابر با 05.08.2008 به دفاع از مناسبات فرقه گرایانه در این سازمان پرداخت و از کنترل دولت منتخب عراق بر قرارگاه اشرف اظهار نگرانی کرد و از مناسبات این سازمان با رژیم صدام حسین در فاصله جنگ ایران و عراق دفاع کرد.
معرفی انقلاب
جالب ترین داستان برای خانم معلم بحث رهایی زن است، وقتی برایش تعریف می کنم که چه بهایی برای رهایی زن پرداخته ایم دلش را می گیرد و چنان می خندد که بیا و ببین. بنده خدا باور نمی کند که آدمهای مبارزی با 20 سال سابقه زیردست یک دختربچه قرار بگیرند برای اینکه ارزشهای مردسالارانه اشان از بین برود و جالب اینکه خانم معلم می گوید انوقت باید سالها با توهم و خود بزرگ بینی اون زن جنگید و من مجبورم که دوباره از انقلاب دفاع کنم.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 26
ماجراهای عجیب و غریبی بعد از بحث هژمونی زنان در قرارگاه اشرف بوجود آمد. واقعیت این بود مسئولان قرارگاه اشرف سعی داشتند افراد را به هر نحوی شده حتی از غذاخوردن آنان گرفته تا خوابیدنشان تحت کنترل شدید داشته باشند تا حتی یک نفر از اشرف خارج نشود و صدای اعتراضی بلند نگردد رهبری سازمان به هر بهانه ای بود فقط به حفظ تشکیلات فکر می کرد زیرا در صورت فروپاشی تشکیلات ماهیت واقعی رهبری سازمان آشکار می شد
نامه خانم بتول ملکی به سفیر فرانسه در سوئیس
اینجانب بتول ملکی، ایرانی و جداشده از سازمان مجاهدین خلق که مقر اصلی آن یعنی کمپ اشرف در عراق می باشد، می باشم. سازمان مجاهدین خلق که اسماً نام سازمان را یدک می کشد، ولی در واقع یک گروه سکت خطرناک است. فرقه مجاهدین خلق اصول اسلام را آنطور که خود میخواهد دستکاری می کند و ایدئولوژیکمان یک گروه مذهبی ارتجاعی اسلامی محسوب می شود، ولی در خارج از سازمان خودش را یک گروه دمکراتیک و سیاسی نشان می دهد.
مجاهدین نه دمکراتیک، نه تکثرگرا و نه اصلاح طلب
نامه اخیر نمایندگان پارلمان اروپا خطاب به دوستان و همکاران شان در اتحادیه اروپا در خصوص جلوگیری از خارج کردن احتمالی نام مجاهدین خلق از لیست تروریستی اتحادیه اروپا حاوی نکات جالب و در عین حال تعمق برانگیزی است. محتوای این نامه و همچنین اشاره نویسندگان آن به تناقضات ذاتی و پارادوکسیکال مجاهدین نشان می دهد که آنها درک واقع بینانه ای از شرایط موجود، انگیزه ها و اهداف نهایی فرقه مجاهدین دارند.
سازمانی که فرقه شد
سازمان رابطه رجوی و اعضا را همچون «کوهنورد» و «راهنما» میدانست و اعتقاد داشت که برای دوری از آنارشیسم و لیبرالیسم اعضا میبایست از مرکزیت تبعیت محض داشته باشند. لذا در تبیین نسبت بین مرکزیت و دموکراسی، سازمان تصریح میکرد که «تقدم با مرکزیت» است.
مرز سرخ انقلابی یا آفتاب پرست
یاد سال 1377 افتادم که در قرارگاه اشرف به طور پنهانی بازی ایران و استرالیا را دنبال میکردیم. با هر زور ضربی که بود یک رادیو گیر آوردیم و چند نفری در حال گوش دادن گزارش بازی بودیم. ناگهان درب باز شد و برادر مسئول وارد شد و بدون هیچ مقدمه ای گفت: خجالت نمی کشید، وقاحت کارهای شما همه مرزهای انقلابی رو از بین برده. چطور جرات می کنید با وجود این همه خون، چند تا برادر مجاهد بشینید و گزارش وزارت اطلاعات رو گوش کنید؟