استمداد مهران کریم دادی از مجامع بین المللی در جهت نجات خانواده اش از چنگال فرقه رجوی
البته که او همیشه از اعضای فرقه خودش مایه گذاشته و می گذارد اعضایی همچون پدر بنده با 67 سال سن، مادر بنده با 65 سال سن با یک بار سکته مغزی به خاطر فشارهای روحی و جسمی در مناسبات و یک بار عمل قلب باز و دو تن از خواهرانم اینها باید بشوند سپر بلای این خائن جانی! و در حالیکه خود رجوی مزدور و سران فاسد این فرقه در خارج گود در امان باشند.
هذیان گویی تب آلود با نام ابلاغیه ی چراغ خاموش!
با وصفی که ازمیزان سواد ومعلومات رجوی فوقا شد، بعید هم نیست که واقعا ایشان سرکوب وتحقیر کردن هم رزمان سابق خود وتبدیل زنان به آلت سرکوب این دوستان قدیمی و قبول عضویت حرمسرانشینی را یک گام بزرگ به چپ به معنی ترقیخواهانه و آیندهنگرانه بداند ونتیجه گیری های دلبخواهی خود ازاین ارزیابی را ارائه دهد که داده است! چرا؟ برای اینکه او توان انجام کارهای جسمانی گذشته را ازدست داده و دلم مشغولی درحرمسرایی که اینک بدان راحتی نیست، نمیتواند چندان اهمیتی برایش داشته باشد!؟
نگاهی به سخنان مسعود رجوی _ وصیت نامه و یا فرمان خود زنی به اسیران در کمپ موقت لیبرتی؟
نوک حمله عصبی _ روانی بعدی مسعود رجوی متوجه انجمن حمایتی نجات می باشد _ انجمن نجات که توسط برخی از اعضای سابق این گروه تشکیل گردیده تلاش می کند درحد توان خود خانواده اسیران فرقه را کمک فکری وراهنمایی نموده و آنها را از اخرین تحولات درعراق پیرامون این گروه آگاه نماید _ کمک به خانواده ها یی که درخواست ملاقات اعضای خانواده خود را درمناسبات این فرقه محصور دارند یکی دیگر از کمک های این انجمن می باشد
پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی ۱۱ آبان
رجوی با ایجاد رعب و وحشت و وصیت کردن قتل اعضای جداشده این پیام را به شنوندگان این پیام صوتی، یعنی قربانیان لیبرتی، منتقل می کند اگر به فکر جدا شدن از سازمان افتاده اید مواظب باشید سازمان و من با آنها چگونه رفتار خواهم کرد. البته این شگرد همیشگی رجوی در سرفصل های مشابه بوده است من تردید ندارم بارها این پیام صوتی را رجوی تمرین کرده که چگونه بگوید، چگونه فریاد بکشد، کجا نعره بزند تا رنج این قربانیان در لیبرتی ادامه پیدا کند و برای این هم واقعا بها می پردازد و خود را عریان می کند.
فلسفه تبدیل”شورای رهبری” به”شورای مرکزی” به دستور مریم رجوی
آنچه امروز باید بر آن متمرکز شد، بازی جدیدی است که مریم قجرعضدانلو با همفکری مسعود رجوی بدان متوسل شده تا خود را از فاجعه ای فروپاشنده حفظ نمایند. مسلماً طرح مسئله انتخاب”شورای مرکزی” در فرقه، برای چندین ماه افراد معترض و متناقض را سرگرم می کند تا به مسائل سیاسی-منطقه ای فکر نکنند (همانگونه که در سال ۱۳۸۰، مسعود رجوی با برگزاری نشست های سرکوب موسوم به”طعمه” موفق شد افکار معترض و متناقض اعضای فرقه را از مسائل سیاسی-منطقه ای، به سمت دعواهای درونی منحرف نماید). اما آنچه که برای مریم در چشم اندازی دورتر ترسیم شده، خطر بزرگی است که تمامیت تشکیلات مافیایی وی را تهدید می کند.
پای مریم رجوی درآستانه ورود به انگلستان قلم شد…
مریم قجر که به پشتوانه دلارهای سیاه در دادگاه فرانسه تبرئه شد، سرمست از خیالات واهی بازگشایی درهای جهان، برای چندمین بار خود را آلت دست لابی اسرائیلی – آمریکایی قرار داد و سناریوی تکراری ساخت سلاح اتمی در ایران را درشوهای تبلیغاتی که البته خوراک تلویزیونهای اقماری همان لابی هاست را پیاده کرد و خود را به تمام و کمال عرضه نمود.
مرگ میر یعقوب ترابی، ننگ دیگری برای مریم قجرعضدانلو و سرکوب های درون فرقه ای
شب قبل از فرار ما از اشرف وی را مطلع کرده بودیم و از این مسئله آگاه بود اما آنگونه که خودش می گفت هنوز منتظر بود تا از طریق سازمان ملل به خارج منتقل شود چرا که شهروند کانادا محسوب می شد لذا جدایی را برای روزی که بتواند از این طریق از عراق خارج شود موکول کرده بود. زندگی در اسارت آمریکایی ها در این سن و سال برای او راحت نبود اما چنین روزی که انتظارش را می کشید بسیار طولانی شد. روزی که متاسفانه در واپسین روزهای مرگ فرارسید.
اندر حکایت رجوی؟!
رجوی سالیان است که سرک کشیدن و مسائل را وارونه کردن انجام داده چرا که این مردک همان مزخرفاتی که در مناسبات به خورد افراد می داد و باور می کردند همان را هم دارد با جوامع بیرون انجام می دهد و سالیان آب در هاون بیگانگان می ریزد. اما چه عایدش شده است جز بی آبروئی و خواری. حکایت رجوی مثال همان زنبوری است که فقط وز وز می کند. شیادی و غلو کردن شگرد وی است و نان را تا امروز به همین بها خورده است. آلت دست شدن. در دنیای مردانگی یعنی کارها یعنی بی شرمی و دریوزگی. و باید به این آقای رجوی گفت تا حال چی گیرت آمد که از این به بعد آید.
هر دم از این باغ بری می رسد – اعلام تشکیل شورای مرکزی سازمان مجاهدین
اصلی ترین استدلال مسعود رجوی برای شورای رهبری متشکل از زنان، سرنگونی جمهوری اسلامی و بردن مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیده مادام العمر (خانم برگزیده) به تهران بود و در بیانیه اخیر هم مسعود رجوی اعلام کرده است که ماموریت شورای رهبری به پایان رسیده است و از آنجایی که هنوز دولت ایران سرنگون نشده و خانم برگزیده هم به تهران نرسیده است، می توان تایید کرد که بله با یک شکست مفتضحانه، ماموریت شورای رهبری به پایان رسیده است. نتیجه دیگری که از این می توان گرفت، این است که انحلال شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق، کار اشتباهی بوده و تشکیل شورای رهبری متشکل از زنان، از آن هم اشتباه تر.
دجالگری مریم رجوی سر اعدام ریحانه جباری
بحث من اصلا بر سر ریحانه جباری نیست چراکه بنده نه صلاحیت نظر دادن در این خصوص را دارم نه علمش را دارم و نه اطلاع دقیقی از کم و کیف داستان ایشان داشته ام. وانگهی مملکت ما هم مانند همه کشورهای دیگر قوه قضاییه دارد و مسئولین ذیربط پرونده هر جرمی را بررسی میکنند و متناسب بآن حکم میدهند بحث من برسر خانم رجوی است چون بعد از نزدیک به دو دهه اسارت کشیدن در این فرقه هم صلاحیت نظردادن دارم هم علم و اشراف کامل به این فرقه دارم و هم وظیفه خود میدانم که تمام حرکات این فرقه را زیر نظر داشته باشم و برسر آن اطلاع رسانی کنم!! خدمت خانم رجوی بگویم که شما نیاز نیست که ژست آدمهای حقوق بشری بخود بگیری و دل بسوزانی!
نشست غسل، خرد کردن شخصیت اعضای فرقه رجوی
رجوی با برپایی نشستهای غسل هفتگی (بیان فاکتهای جنسی ذهنی یا عینی جلوی دوستان و یا نوعی اعتراف علنی به گناهان جنسی که در حقیقت شکنجۀ جنسی است) و عملیات جاری و دیگ یا جانبی (نشستهای تفتیش عقاید به صورت بیان افکار ضد و تردیدهای ذهنی در مورد خطوط سیاسی و یا استراتژیک و یا ایدئولوژیک رهبری سازمان به عنوان تناقضات ذهنی جلوی جمع دوستان و شنیدن ناسزاها و توهینها و حملات آنها علیه خودش) و شستشوی مغزی همۀ اعضای خود را به لحاظ شخصیتی خرد و تحقیر شده و در حقیقت بی شخصیت کرده است.
روزهای سخت آخر مهر در فرقه رجوی
کم کم به تاریخ سی مهر میرسیم! روزی که فرقه رجوی این روز را بنام مریم رجوی نامگذاری کرده است. واقعیت این بود که سی مهر از بدترین و سخت ترین روزهایی بود که ما میبایستی هرساله آنرا برای سرکردگان فرقه رجوی جشن میگرفتیم و خودمان را زورکی هم که شده خوشحال نشان میدایم! روزی که باصطلاح مریم رجوی بعنوان رییس جمهور فرقه انتخاب شد که خیلی واضح است که نه انتخاباتی بود و نه رای گیری! مسعود رجوی با خرمرد رندی مثال زدنی اش از مدتها قبل این نقشه را در افکار کثیف خود میپروراند.