تلکس
مادران؛ منتظران بدرود یافته – قسمت یازدهم
وقتی مهدی اسیر شد مادرم خیلی غصه خورد. میگفت انگار پدرم مرده، انگار پدرمو از دست دادم، مادرم تو هیچ مراسم عروسی و شادی شرکت نمیکرد. تا آخرین روز زندگیش گوجه سبز که می خریدیم نمیخورد چون مهدی خیلی دوست داشت. آقای پور احمد عزیزباید بگم که در هر زمینه یا در هر دور همی مهدی یه خاطره برای ما گذاشته که شیرین و دلچسبه.
سرپوشی برای ماهیت خشونت طلبی مجاهدین
در پهنه تشکیلات نیز موضوع ریاست جمهوری مریم قجر بعنوان یکی از بندهای انقلاب ایدئولوژیک مطرح گردید که تک تک اعضای مجاهدین مجبور بودند بمانند بندهای قبلی از آن عبور کنند تا به گفته رهبران مجاهدین بتوانند در دوران جدید بار و مسئولیت بیشتری را به دوش بکشند. ضمن اینکه این انتخاب کارکردهای دیگری هم داشت.
نامه سرگشاده انجمن زنان به خانم عاصمه جهانگیر
خانم جهانگیر عزیز امیدواریم روزی ما اعضاء انجمن زنان ایران بتوانیم شما را ملاقات کرده و شرح عقیم ویا سر به نیست کردن زنان در این فرقه،و یاحرمسراهای رهبری آن و چگونگی سو استفاده مسعود رجوی و همسرسومش مریم رجوی که هم اکنون ریاست این تشکیلات مافیایی را بر عهده دارد،از زنان را از نزدیک برای شما توضیح دهیم.
دلایل اصلی وضعیت فلاکت بار فرقه رجوی
عدم برخورداری این سازمان از یک ایدئولوژی منسجم و پایدار و به خاطر ما شاهد هستیم که رجوی با افکار فرقه گرایانه اش سازمان را به صورت التقاطی اداره می کند و در این رابطه ما شاهد هستیم که رجوی از هر کجا نکته ای که نفع پیشبرد اهداف شوم و مقاصد سیاسی خاص خودش بوده برداشته و با ذهن بیمار خودش تجزیه و تحلیل و تفسیر نموده
واقعیات حلب، در هماهنگی کامل باند رجوی با رسانه های صهیونیزم مسلط بر جهان!
فرقه ی رجوی ازهر حیث وهر جهت که در اقلیت باشد، درمورد پخش اخبار این شانس را دارد که درتبعیت طابق النعل بالنعل، با رسانه های صهیونیستی وامپریالیستی که بعنوان سخنگوی یک درصدی های حاکم برجهان، کنترل 99 درصدی پخش خبر را دردست دارند، خود را درمیان این رسانه های مسلط مطرح کند!
مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت دهم
موقع تبادل اسرا طبعا ما نیز در انتظار بازگشت عزیزمان بودیم. همسرمرحومم خیلی بیتابی وبیقراری داشت. درآن ایام مدام ازمن میخواست که به فرودگاه رشت برویم ومحمد را تحویل بگیریم. چندین باررفت وآمد کردیم تا اینکه بواسطه آزادگان خبردارشدیم که محمد دراسارت رجوی است ومعلوم نیست کی برگردد.
استفاده تبلیغاتی از اظهارات زندانیان در سیمای فرقه رجوی
در فرقه رجوی، زندانی با هیچ کس در ارتباط نیست و نه تلفن داشت و نه حق داشت که از خودش دفاع کند و با خانواده اش هم حق ملاقات نداشت تمام درهای بیرون به روی افراد بسته است، اشرف هم یک زندان بزرگی بود همه افراد در درونش محبوس بودند.
کتک زدن یک روانی در اشرف به دنبال طلاقهای اجباری
علی در اثر فشارهای روزمره و نشستهای سخت و طاقت فرسا علیه او تعادل روانی خود را از دست داده بود بطوری که دیگر با هیچ کسی صحبت نمی کرد. علی که بسیار خوش اخلاق، مهربان و دوست داشتنی بود بعد از دو سال ان چنان روانی شده بود که بدون نفر همراه هم نمی توانست به سالن غذا خوری برود و راه را گم می کرد.
سرکار خانم عاصمه جیلانی! لطفا اشتباه آقای احمد شهید را تکرار نکنید
ما که از قربانیان این فرقه تروریستی هستیم و هر کدام سال های زیادی از بهترین دوران عمر خود را در این تشکیلات فرقه گرا تلف کرده ایم از جنابعالی تقاضامندیم موارد نقض حقوق بشر در این سازمان را هم بررسی نموده
صد نفر از فرقه مجاهدین جدا شدند (فاز ساندویچ و فست فود برای سرنگونی؟!)
آنچه از اخبار عناصر جداشده مجاهدین برمی آید این است که بیش از صد نفر از اعضای ناراضی تا کنون از تشکیلات از هم گسیخته فرقه در آلبانی جدا شده و جدایی همچنان ادامه دارد.
دیدار نزدیک از خانواده بسیار صمیمی و چشم انتظار علی قلیزاده
پدرگرامی و رنجدیده مان طاقت نیاوردند وبا چشمانی اشکبارگفتند:” بدترازهمه زمانی بود که شنیدم فرزندم به عضویت سازمان رجوی درآمد. رجوی دیگر کدوم خری باشد. مطلق باورم نمیشد که فرزند بسیجی من بشود منافق ومردم وهمسایه با این چشم به خانواده ما نگاه کنند. ببخشید آقای پوراحمد عزیزمن هول شدم حرف آخرم را اول گفتم.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و سه
خانم سلطان لطفی مادر محمدعلی تنها یک بار در اواخر سال ۱۳۸۲ به همراه پسر دیگرش موفق به دیدار محمد علی در اردوگاه اشرف گردید و این دیدار آخرین دیدار مادر با فرزندش در دیار غربت بود که مادر در لحظه دیدار از شوق اشتیاق بیهوش شد. این مادر دلسوخته در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ به رحمت ایزدی پیوست.