تلکس
هم غلو نمایی و هم بی ارتباط با مسعود رجوی!
جان برکف بودن و فدای جان شیرین بخاطر آرمان های انسانی، حدیث شریفی است واین نوع انسان ها همیشه قابل احترام مردم بوده وخواهند بود که متاسفانه سوء استفاده های زیادی مسعود رجوی ویاران با وفایش؟؟!! ازاین مقوله، سبب نقض غرض شده وخواننده ی سطور بالا که سواد وتجربه ی کافی ازتاریخ نداشته و تنها ازمناسبات موجود درتشکیلات رجوی اندکی اطلاع داشته باشند، گزینه ی شک وتردید را در قضاوت در مورد حنیف ویاران سرفراز او انتخاب خواهند کرد!
ضرب و شتم خانواده ها از طرف چماقداران رجوی، محکوم و مورد نفرت است!
خانواده ها که با انگیزه ی زیاد و با تحمل هوای 43 درجه ای عراق به لیبرتی مراجعه کرده اند، ضمن پرهیز ازهرگونه درگیری، با جملات محبت آمیز خود، بر انجام ملاقات تاکید مینمایند که وابستگان رجوی با مشاهده ی این شیوه ی برخورد آنها وبا احساس اینکه این کلمات محبت آمیز به گوش فریب خوردگان رجوی رسیده وآنها را متحول کند
ابراز شادمانی” مجاهدین خلق” از سقوط هواپیمای متعلق به خلق!!
واقعیت این است که گروه متفرعن رجوی دچار آنچنان استیصالی است که تصور میکند که گیر آوردن خبری این چنینی واعلام آن میتواند از رخوت و سستی موجود درمناسباتش کاسته وکمی به جنبش اش وادارد و تکلیف این نوع جنبش ها- اگر واقعا شکل گیرد- روشن است!
شرکت اعضای انجمن نجات خوزستان در مراسم ازدواج آقای رستم آلبوغبیش
آقای رستم آلبوغبیش که قریب به 24 سال از عمر خود را در اسارت فرقه منحوس رجوی گذرانده بود بعد از رهایی از فرقه در سال 93 به خاک وطن و آغوش گرم خانواده اش بازگشت و به کوری چشم رجوی برای شروع یک زندگی جدید به کار و تلاش پرداخت و بالاخره با مهیا شدن شرایط درمورخه 6/3/95 تصمیم به ازدواج گرفت.
خانواده های خوزستانی اسیران فرقه رجوی بعد از یک هفته تلاش به خاک وطن بازگشتند
اگرچه این خانواده های چشم انتظار اینبار هم براثر اقدامات ضدانسانی سران فرقه نتوانستند فرزندان اسیرخود را که درفاصله چند ده متری آنها و بنا به دستورسران فرقه در کانکس ها محبوس شده بودند ملاقات کنند.اما یکبار دیگربا ایجاد صحنه های شگفت انگیز دیگری از شور و نثارعشق و عاطفه نسبت به فرزندان اسیرخود علاوه براینکه توانستند نورامید به رهایی را همچنان دردل تمامی آنها تداوم بخشند
رونمایی از کتاب” زندگی بازیافته” درجمع خانواده های چشم انتظار گیلک
نگارنده کتاب” زندگی بازیافته”درهنگامه معرفی کتاب خود عنوان کردند:” بسیارخوشحال وشادمانم که با نشرخاطراتم درخصوص افشای چهره وماهییت فریبنده یک سازمان تروریستی درقالب دروغین وادعایی اسلام گرایی ومردم دوستی ؛ مردمان عزیزکشورم خاصه جوانان درجستجوی حقیقت را به شناخت بیش ازپیش جریانات انحرافی هوشیارکنم که عمیقا بدان مفتخرم.”
چه کسی به خانواده توهین کرد و آنها را با سنگ زد
سران گروه تن به انتقال نفرات دادن تا جلو خانواده ها را بگیرند دراین 13 سال برای حفظ آن دسته نفرات که راه سومی بوده وبدرجات متفاوتی خود را را رزمنده میدانستند، به لیبرتی رفنتد که قرار بود بزودی به کشور ثالث بروند که امروزه هنوز نرفتند والان خانواده ها دیگر صبرشان تمام شده مجددا به ملاقات می روند که درچند روز گذشته دیدیم که رجوی جنگ تن به تن با آنها براه انداخته که این روش سرانجام خوبی برای رجوی ندارد.
برخورد وحشیانه فرقه رجوی با خانواده ها
براساس اخبار دریافتی در تمام ساعاتی که خانواده ها در جلوی زندان رجوی موسوم به لیبرتی هستند هیچ تحرکی از اسیران مشاهده نمی شود. فرقه همۀ برنامه های عادی کمپ حتی ورزش روزانۀ اسیران را هم تعطیل کرده و برای همه نشست و کلاس جهت سرگرم کردن آنها برقرار کرده تا افراد در سالنهایی که همۀ در و پنجره های آنها مسدود شده و افراد به شدت تحت کنترل هستند؛ متوجه حضور خانواده ها نشوند و صدای آنها را نشوند
بازگشت علی اصغر باباپور از فرقه رجوی به وطن و کانون گرم خانواده اش – قسمت اول
رهبری فرقه وقتی متوجه شد که اگر این بچه ها به خانواده هایشان وصل بشوند از فرقه جدا می شوند، سیاستش را عوض کرد و اعلام کرد از این پس ملاقات با خانواده را نمی پذیریم و به همه خانواده ها توهین کرد. خود ما بهتر می دانیم که رجوی جنایت کار چه انگ هایی را نثار خانواده ها کرد. از آن تاریخ به بعد تشکیلات مخوف فرقه رجوی زیر بار ملاقات نرفت. جنگ بین خانواده با رجوی پلید همچنان ادامه دارد البته تاثیرش را به جا گذاشته است. می بینیم تعدادی جدا شده و به جمع خانواده ها می آیند.
تفاوت حداقل ظاهری بنیانگذاران فرقه با رجوی!!!
ضمن اینکه رجوی با شرکت در جنگ ایران و عراق و سرباز کشی در مناطق مرزی و کشتار غیر نظامی در داخل کشور طی اقدامات تروریستی تحت عنوان عملیات داخله و مزدوری برای صدام حسین دیکتاتور سابق عراق و از این توع خیانت ها، متاسفانه اکنون هم در جهت هم سوئی با سیاست های عربستان و اسرائیل توسط رهبری فرقه هم چنان ادامه دار می باشد.
از شعارهای تهی و فریبنده تا فروپاشی فرقه رجوی جنایت کار
قبل از اینکه به حرفهای معدوم موسی خیابانی بپردازیم، بهتر است قدری به ایدئولوژیی که سران فرقه آن را برای سرنگونی شاه در نظر گرفته بودند دقت کنیم چون اساس و بنیاد این فرقه روی موجی از فرصت طلبی و خیانت و کشتن افراد ناراضی که بعدا رجوی جنایت کار هدایت آنرا به عهده گرفت سوار بوده است. نقطه اوج این خیانت همکاری آشکار رجوی با ساواک برای جاسوسی و لو دادن اعضای مرکزی فرقه بود تا او خودش را از خطر اعدام برهاند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این خیانت و همکاری با سازمانهای اطلاعاتی خارجی ادامه داشت که می توان به سفرهای مخیفانه رجوی به ترکیه و… اشاره نمود.
رجوی ملعون در کینه توزی علیه مردم ایران مرزی باقی نگذاشته است
پس سکوت در مقابل این اراجیف مفتی عربستانی از طرف رجوی زن باره نشان از این دارد که وی اصلا ایرانی نیست چرا که وقتی این خبرها را دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی آنرا پوشش می دهند عملا مهر تاییدی بر این گفته ها می گذارند. ننگ بر شما که ماهیت انسانی خودتان را هم از دست دادید. رجوی زن باره حاضر است برای رسیدن به قدرت همه چیز را نابود کند و با شعار هدف وسیله را توجیه می کند دست به هر جنایتی و جاسوسی و وطن فروشی می زند.