تلکس
کارزار بزرگ افتخار آفرین خانواده های دردمند و چشم انتظار در مقابل لیبرتی
کاروان بزرگ 130 نفره خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی در قلعه الموت لیبرتی اسارتگاه شماری انسانهای اغفال شده آنچنان درخشید که قلم قاصر از بیان رشادتها وشجاعتهای آنان است. آنان که عضوی ازخود دراسارتگاه رجوی داشتند با تقبل بسا رنج وشکنج ومصائب سفر چیزی نخواستند الا ملاقات و دیدار ولو چند دقیقه ای با عزیزان دربندشان. امری رایج و مشروع مندرج در منشور ملل متحد وعرف انسانی دریک جامعه بین المللی که رجوی خائن ازتحقق آن به هراس افتاد ونابخردانه آنان را مورد آماج فحش و فضیحت که شایسته خود واعوان وانصارش است، قرارداد.
به راستی چرا رجوی از ملاقات خانواده ها با عزیزانشان وحشت دارد؟
بارزترین خصیصه فرقه ها مبارزه با عواطف و احساس می باشد و خانواده که کانونی ترین نماد جاذبه وعشق و احساس است اصلی ترین دشمن فرقه ها محسوب می شود.انقلاب موسوم به ایدئولوژیک مجاهدین به منظور کشتن عشق وعواطف خانوادگی و نهادینه کردن کیش شخصیت و آئین سکت رجوی درقلوب اعضا شکل گرفت.تا بقول خودش عشق به مریم را بجای خانواده در دل و ضمیر اعضا بنشاند.
خانواده ها ثابت کرده اند درس دیگری به رجوی می آموزند
این حصار بالاخره شکسته خواهد شد و روسیاهی دیگری بر چهره رجوی باقی میماند. خانواده ها مصمم تر از آنند که با حرکات ایذایی سر خورده شوند و خانواده ها همانطور که قبلا ثابت کرده اند درس دیگری در باره استقامت و ایستادگی به رجوی می آموزند.
از تحصن با شکوه خانواده ها در مقابل لیبرتی حمایت میکنیم!
ما بعنوان گروهی از خانواده های استان آذربایجان شرقی گرفتار دردست رجوی، حمایت قاطع خود را ازاین خانواده های متحصن اعلام نموده وبا محکوم کردن اعمال جنایتکارانه ی رجوی درممانعت از حق، ازتمام ارگان ها ودوایر ذیربط عراقی وجهانی درخواست میکنیم که درحل این معضل بزرگ، حامی جدی ما باشند!
نامه سرگشاده به نخست وزیر آلبانی – مافیای آلبانی در تدارک ویزا و همکاری نزدیک تر با رجوی
هنوز تعدادی از افراد خانوادۀ من در لیبرتی عراق اسیر هستند. از شما و دولت شما که میزبان این افراد اسیر هستید خواهش میکنم از آمدن سران تروریست این فرقۀ به کشور خودتان جلوگیری کنید. همانطوریکه میدانید این روزها بعد از توافق هسته ای ۵+۱ با دولت ایران فرقۀ تروریستی رجوی که در جامعۀ ایران هیچ جایگاهی و پایگاهی نداشته و ندارد در خاک فرانسه توسط دولت این کشور بعد از کشتار مردم فرانسه در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۵ فعالیتش محدود شده
خدایا این فرقه چقدر به نظرم آشناست
فرقه رجوی فرقه ای هست که مردم پشت ایفا سوار می شدن زود برسن سر کار تا مثل برده کار کنن و شب بیهوش روی تخت بیفتن و فکر فرار سرشان نزند فرقه رجوی فرقه ای هست که تعدادی نفرات به دستور حاج مسعود رجوی رهبر عقیدتی فرقه کشته می شن و مامورای امنیت فرقه می گن: خواست حاج مسعود رجوی بود که کشته شون و پایشان به کشورهای آزاد نرسد تا مناسبات فرقه را افشا کنند
ملاقات حضوری حق مسلم خانواده هاست
ترفند ها و خمیه شب بازی های فرقه جنایتکار نمی تواند کارساز باشد. باور کنید همین الان که شما جلوی درب زندان لیبرتی دارید فریاد می زنید و شعار می دهید ارکان پوسیده فرقه دارد می لرزد و پادوهای جنایتکار سرکرده فراری فرقه مستاصل شده اند و مثل مار زخمی دارند به خودشان می پیچند. اعمال شنیع آنها مانند کشاندن فرزندانتان در برابر شما و مجبور کردن آنها به توهین و ناسزا به خانواده هایشان نشان دهندۀ نهایت درماندگی و فلاکت فرقۀ رجوی است.
سفرنامه انتظار و امید – قسمت دوم
بر بالای سکوی هایل بین ما و مجاهدین می ایستم یاران را به سکوت فرا می خوانم و با رساترین فریادها می گویم که جوانان دلیر ایرانی،نره شیران در زنجیر،مسعود کجاست،مریم کجاست رهبران پوشالی شما کجا هستند که شما را در بیغوله های عراق رها کرده اند و خود گریخته اند.برادر در بندم،خواهر اسیرم خلق تو ماییم به سوی ما بیا،نفرت را به رجوی وا بگذار و دمی در هوای عشق نفس بکش.
سفر نامه انتظار و امید – قسمت اول
سختی سفر و راههای دور و پر پیچ وخم جادهها، شرمسار صبوری مادران و پدران پیر و سالخورده و خواهران و برادران دلتنگ و رنج دیده یاران را در پل زائر به هم رسانده است. مردان و زنان سیستانی در جامههای سادهی زابلی و کردهای غیور کردستان در لباسهای فاخر و زیبای کردی. از یک سو لهجهی زیبای یزدی به گوش میرسد و از دیگر سو شمیم طراوت گیلکها و گرگانیها و صمیمیت و خونگرمی شیرازیها و خوزستانیها.
دیدار اصغر باباپور با برادر و خواهرش بعد از ۲۸ سال
اصغر باباپور، در میان عطر صلوات، برای دیدار با خواهر و برادرش، با بار بیست و هشت سال ندیدنشان بر دوش، از زمان سربازی و اسارت و انتقال سیاه به پادگان اشرف، به جمع خانوادههای اسیران سازمان مجاهدین خلق در هتل وارد شد. خواهر و برادرش، بدون پدر و مادرشان که در فراق نبود بیست و هشت ساله اش تا هنگامه مرگ سوختند و ساختند، به دیدارش آمده بودند.
ملاقات آشور ورشی با برادرش بعد از ۲۸ سال
سالن از صدا پر بود… صدای گریه توامان با خنده… صدای زجه خواهری که با لهجه ترکی دل خود را سبک می کرد و دل خانواده ها را به آتش می کشید… صدای ناله مادری و درد دل پدری که برای دیدن عزیزش فرسنگها راه پیموده از دور ترین نقطه ایران… از صدای شوق… شوق دیدار یک تازه رسیده… یک تازه رها شده یک دوباره متولد شده… آشور تولد دوباره ات مبارک
دومین سری از خانواده های خوزستانی اسیران فرقه رجوی راهی کشور عراق شدند
به کوری چشم رجوی که همواره با تهدید و ارعاب خانواده های اسیران دربند فرقه وبا بکارگیری انواع تشبثات مذبوحانه سعی نموده تا هرطور شده مانع ازتجمع آنها دراطراف کمپ لیبرتی شود، دومین سری ازخانواده های خوزستانی اسیران دربند فرقه روز سه شنبه مورخه 4/12/94 برای بار دوم به همراه تعدادی از خانواده های اسیران دربند ازدیگر استانها برای تجمعی دوباره دراطراف اسارتگاه فرزندانشان راهی کشور عراق شدند.