تلکس
دومین پیام صوتی خانم سلطانی به قربانیان اسیر در قلعه اشرف
آهای برادرها و خواهرانم جامعه بی طبقه توحیدی که سالها این شعار ما را فریفت فقط یک شعار است حتی در همین اشرف هم سطح شورای رهبری و امکاناتی که دارند را با پائین مقایسه کنید ببینید عضو تیم ها چه می کشند همه بار کار بر روی عضو تیم هاست و همه را گذاشته اند تا همدیگر را بپایند اساس و بنیاد تشکیلات را بر این سوار کرده اند.
اولین کمپ پناهندگی در دنیا که پناهنده ها را زندان و شکنجه و زنان را عقیم میکنند
کمپ اشرف نه کمپ پناهندگی است نه شهر شرف کمپ اشرف یک محل استقرار در استان دیاله عراق، نزدیک به مرز ایران، می باشد که مقر فرماندهی فرقه رجوی محسوب میگردد. فرقه رجوی عنصر اصلی در یک ائتلاف از گروه های اپوزیسیون ایرانی موسوم به شورای ملی مقاومت است که از جانب تعدادی از کشورها به عنوان یک گروه تروریستی معرفی گردیده است فرقه رجوی در خلال جنگ ایران و عراق در طرف صدام حسین بود
مریم عضدانلو و محکوم کردن اسرائیل!
مریم عضدانلو که سالهاست دست به دامان سرویسهای اطلاعاتی و لابی های اسرائیل شده و در خفا با برخی افراد معلوم الحال دولت به ظاهر یهود دست در دست دارد، در برابر اقدام خونبار و ضد بشری و غیراخلاقی دولت اسرائیل که جهان را شوکه نموده است، برای جا نماندن از قافله، با یک ابراز محکومیت بسیار نرم، آنهم غیر مستقیم و از زبان «مقاومت ایران»! تلاش نمود خود را مثل همیشه همراه و همزبان با ملت فلسطین نشان دهد.
استراتژی مجاهدین: جنگ مسلحانه یا مبارزه نرم؟!
مجاهدین با برگزیدن مبارزه مسلحانه، سازمان خود را از سطح یک جنبش اجتماعی که سال ها پیش از انقلاب بنیان نهاده شده بود به سطح یک مبارزه کور مسلحانه تنزل دادند، جنگ مسلحانه ای که اساس آن توجیه نامتقن رجوی و ایدئولوژی ضعیف وی را تشکیل می داد. پس از مدتی، بحران و بن بست استراتژی مسلحانه، رجوی را بر آن داشت تا انقلا ب های به اصطلاح ایدئولوژیک خود را به راه انداخته و عملاً فرقه ی شخصیتی خود را بنا نهد
مریم قجر، دجال گری و عوامفریبی بس است
خانم مریم قجر با دجالیت آموخته از رجوی در تلاش است تا ضمن تجزیه طلبی خواندن مقاومت مردم غزه کمک به آن را کمک به جنگ افروزی و تقویت بنیاد گرایی در منطقه قلمداد کند و در واقع به نوعی این اقدام بین المللی را غیر ضروری جلوه دهد و این کمک ها را ضربه به آرمان فلسطین قلمداد کند.
ابراز انزجار از رهبران بیرحم مجاهدین
ما اعضای جدا شده ی مجاهدین که پس از سالها فعالیت تا سرحد مرگ و جنون، سرانجام پی به ماهیت توتالیتاریستی و ضد مردمی سران مجاهدین بردیم و با تلاش خستگی ناپذیر و اراده ای راسخ از مناسبات اختناق آمیز و باتلاق مجاهدین جدا شده و به دنیای آزاد، کانون گرم خانواده و میهن عزیزمان ایران بازگشتیم به خوبی می دانیم که سران مجاهدین چگونه با شانتاژ و شیوه های غیر انسانی و غیر اخلاقی سعی دارند تا در یک جنگ روانی طاقت فرسا اعضای خانواده ها و فرزندان و بستگانشان را که در اسارتگاه اشرف تحت فشار قرار دارند رویاروی هم قرار دهند
سی خرداد ۶۰ آغاز منفور خلق شدن تا همیشه ی تاریخ
فرقه به همان دلیلی که خودش بیان می دارد ؛ یعنی، عدم شناخت مردم از آن ها، ابتدا با شیوه های تبلیغی و سیاسی بدون دادن کوچک ترین شعاری که دال بر تضادش با عوامل اصلی انقلاب و رهبران مذهبی آن مثل آیت ا.. خمینی باشد به جذب نیرو می پردازد. از دلایل دیگر سخن مان مبنی بر ماهیت تروریستی و خشونت طلب فرقه عملکردشان در سرپیچی از فرمان تحویل سلاح ها توسط گروه ها بود.
خاطراتی از دستگیری مریم رجوی
یکی دو روزی گذشت تا اینکه در سالن غذا خوری فیلم خودسوزی در خارجه را برای ما پخش کردند. سازمان در خارجه با فریب و حیله گری چند نفر را مجبور کرده بود که خودشان را به آتش بکشند. در اشرف هم می خواستند همین خط را پیاده کنند. خودسوزی افراد جلوی آمریکاییها و محکوم کردن دولت فرانسه!!! به همه ابلاغ کردند که درخواست خودسوزی را بنویسند. در یک نشستی زهره قائمی گفت:”سریعتر درخواست را بنویسید. اگر تعدای از ما جلوی آمریکاییها دست به خود سوزی بزنند خواهر مریم زودتر از زندان آزاد می شود
انقلاب درونی سال ۶۴ مجاهدین
معتقدم اگر در جریان حمله آمریکا به عراق،مسعود ومریم سینه سپر می کردند، شاید می تواستند ادعا کنید رهبری عقیدتی به حرف هایی که می زند اعتقاد دارد اما تمامی حرفها و حدیث های بقول مجاهدین،” اضداد” در این جریان جنگ عراق نمود یافت و ذات اصلی مسعود ومریم مجدداً آشکار گشت،انقلابی ایدئولوژیکی که نتوانست به مریم یعنی نفر اول آن بفهماند که نباید اشرف و عراق را به مقصد فرانسه ترک کند و نفرات سازمان را زیر بمبارنهای آمریکا تنها بگذارد چطور باید به من نوعی می فهماند که مسعود و سازمان را برحق بدانم و ایستادگی پیشه کنم؟
همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار آستانه اشرفیه – قسمت ششم
این تاخیرچندین ساله دربازگشتم توام با موانعی بوده است که به قطع ویقین عزیزان شما نیزکماکان با آن دست و پنجه نرم میکنند ومتاسفانه نتوانستند که برآنها غلبه کرده وازآن مناسبات مرگبارکنده شوند. دلیل اول بواسطه مغزشویی که شده بودم برغم عدم تطابق با سازمان درعین حال تمایل نداشتم ضمن جدایی به ایران برگردم چونکه ترس داشتم که مورد مواخذه قراربگیرم وواضح تربگویم ترس داشتم که شکنجه واعدام بشوم چون همین تصویرازایران را سازمان ماهرانه به من القاء کرده بود ومن باورم شده بود
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و پنجم
اعتراض افراد به دادگاههای فرمایشی در واقع نوعی خود زنی و خودکشی بود. چه اعتراضی بین جمع هتاک؟ کسی جرئت اعتراض یا دفاع نداشت. در نهایت روی فرد مسئله دار تف می انداختند این رفتارها واقعا مختص رهبران سازمان بود. شما فکر کنید بعد از این وضعیت افراد به چه حالت روحی می افتادند عاطفه، نمیدونم عشق و علائق انسانی واقعا در این افراد نابود می شد مگر در آن شرایط افراد می توانستند به این مسائل فکر کنند؟
بحرانهای نا تمام فرقه رجوی
فرقه رجوی از زمره کدام کوهنوردانی هستند که برعکس عمل میکنند و مدام به بار خود اضافه میکنند چه سری است معلوم نیست شاید این یک روش جدید برای نیل به اهداف باشد، ولی به هر صورت باری هم که بر خود حمل میکنند بار راست نیست بلکه بار کج است که بازبه دفعات این ضرب المثل و یا قول بزرگان را شنیده ایم که بار کج هرگز به منزل یا مقصد نمی رسد چه رسد به بالای قله