تلکس
بر چسب های مجاهدین به خانواده های زندانیان اشرف
از قدیم الایام سازمان ادعا میکرد که ما برای این نمی توانیم بگذاریم شما ها با خانواده هایتان صحبت تلفنی کنید چون خط ها کنترل میشوند و برای این نمی توانید نامه بفرستید چون نامه ها باز میشود. اما حالا بعد از این همه ادعاهای پوچ و مسخره میگوید ما به دلیل این نمی گذاریم شماها با خانواده هایتان ملاقات کنید چون آنها اصلا خانواده های شما نیستند؟! و از طرف اطلاعات فرستاده شده اند! بله پدر و مادر های سالخورده و پیر و خواهران و برادران بچه ها معلوم نیست چطور اطلاعاتی شده اند
رجوی که مدعی بود از زمان آگاه است در خواب فرو رفته است
لابی های اسرائیلی می خواهند از این کارت سوخته علیه ایران استفاده کنند اما عمرش تمام شده است چون در کنار مردم نیست و برای همه روشن شده است که این گروه در زمان جنگ و بعد از جنگ بر کشور خود به خاطر منافع شخصی چه مشکلاتی آفرید که تماماً از جیب مردم پرداخت شده است.
صحبتهای اکبرمحبی درجلسه بازگشت محمد باقر کشاورز – قسمت چهارم
در بدو ورود به وطن و درهمان جلسه انجمن نجات بخاطرشکرگزاری ازخدای سبحان بدلیل برخورداری ازهمین لحظات خجسته مجدانه ازخانواده ام اجازه خواستم تا جایی که مقدور است و در توان دارم بتوانم برای آزادی سایراسرای دربند پادگان اشرف قدم بردارم که ازقضا طی همین مدت درهمین راستا توانستم با خانواده ها درتماس باشم. در همایش شرکت کنم وبا خانواده های دردمند وچشم انتظاربه گفت وشنود بپردازم وازتجارب خودم بگویم وازوضعیت اسفناک مناسبات تشکیلات فریبنده رجوی روشنگری داشته باشم
درود بر پدران و مادران اعضاء اسیر در اشرف
مسعود رجوی در توهین اشکار به خانواده های اسیران اشرف انان را مزدور خطاب کرد وبه اسیران اشرف نیز گفت که انها خانواده شما نیستند؟ بله خانواده های این اسیران با مقاومت برحق خویش رجوی را مجبور کردند تا ماهیت خودش را نشان دهد همان چیزی که رجوی همیشه انرا پنهان میکرد حالا ناگزیر شده است خودش به زبان اشهد خودش بگوید که خانواده نداریم خانواده حرام است خانواده معنی ندارد
علمدار شایگان با فرار از فرقه رجوی خود را به خانواده ها رساند
ظهر روز شنبه بیست و چهارم آوریل 2010، علمدار شایگان اهل شیراز که بیست و دو سال گذشته را در اسارت فرقه رجوی سپری کرده است، توانست با خروج از درب اصلی کمپ خود را نجات دهد. علمدار شایگان در صحنه ای تاثر بر انگیز خودش را به آغوش خانواده ها ی مستقردر مقابل درب کمپ اشرف انداخت.
نگاهی به روش های اخاذی مالی مجاهدین خلق در اروپا – قسمت پنجم
در بعضی مواقع هم نفرات سازمان مجبور بودند به شهروندان اروپای فشار آورده و با زور از آنها پول بگیرند که یک مورد من یادم است. روزی محمد الهی که از اعضای شورای مرکزی سازمان بود، ساعت ده شب در حل خانه گردی در یک روستا بود و به خانه پیرمردی رفت و با زور از او پول زیادی گرفته بود که بعد آن پیر مرد به پلیس زنگ زده و این موضوع را اطلاع داده بود و مشکل پیش آورد.
بیماری لاعلاج؛ بهانه سران مجاهدین برای اخاذی
پروفسور پل شلدون فوت با تاکید بر فریبکاری های مجاهدین ابراز داشت: مجاهدین برای تامین منابع مالی خود شیوه های پیچیده ی زیادی دارند که یکی از آنها اجبار اعضا برای تماس با خانواده ها و متقاعد کردن آنها برای ارسال کمک های مالی به بهانه بیماری لاعلاج فرزندانشان مثل تومور مغزی است.
شانتاژ تبلیغاتی و زخم های عمیق رجوی ها
مسئولین فرقه که دجال گری را به خوبی از رجوی آموختند در این جریان نیز با هوچی گری و جنجال سعی دارند تا مسئله اصلی را که همانا تجمع خانواده ها و ملاقات آنها با عزیزانشان در اشرف است را تحت شعاع قرار داده و به خیال خام خودشان توجه مجامع بین المللی را به مسائل دیگری جلب نمایند تا شاید با دخالت دستگاههای بین المللی بتوانند از این مخمصه موقتا خارج شوند.
عملیات مروارید ؛ واقعیت غیرقابل انکار
علی صفوی، در سلسله مقالات خود در جهت نفی سوابق سیاه سازمان بد نام خود تلاش مذبوحانه ای می کند تا نقش سرکوبگر گروه خود در جنایات علیه کردهای عراق در سال 1991 را انکار کند و درهمین راستا، ادعا می کند که « عملیات مروارید » ضد حمله ای در پاسخ به حمله نیروهای ایران به قرارگاه های مجاهدین بوده است. رجوی به صدام قول داد که گروهش با تمام قوا با کردها خواهند جنگید. سپس در نشست توجیهی خود به اعضا اعلام کرد که: « سربازان ایرانی، در لباس کردها، درصدد حمله به مجاهدین هستند »
درخواست مشروع و قانونی خانواده های اعضاء مجاهدین
که فرقه رجوی از این حرکات به تنگ آمده و هر روز بیشتر روحیه خود و آرامش خود را از دست می دهد به همین خاطر برای کم کردن فشار از روی خود هر روز با تعدادی اندک و انگشت شمار از اسیران ذهنی خود، در این یا آن کشور حرکاتی را تحت عنوان اعتراض و آکسیون و غیره، صورت میدهد که بیشتر باعث خنده و تمسخر است تا اینکه بتواند با آن مشکلی را حل کند و از قضا چون کافی نبوده و هیچ جلوه ای نداشته و این حرکات نتوانسته کسی را بفریبد
مجاهدین به نیروهای خود اعتماد ندارد چه رسد به خانواده ها
چندین روز پیش از بچه های انجمن شنیدم سازمان مانع دیدار خانواده ها با بچه های خود در قرارگاه اشرف می شود , تعجب نکردم چون سازمان به نیروهای قدیمی و انقلاب کرده و قسم خورده خودش هم اعتماد نداشته و ندارد , خانواده که جای خود دارد. چرا که باسابقه ترین و وفادارترین نیروها هم با کوچکترین انتقاد و اعتراض به خط و خطوط آقا مسعود مورد تهاجم و اتهام بریده و ضد انقلاب قرار می گرفتند که حرفهایش رنگ و بوی حرفهای افراد خارجه نشین را می دهد
خورشید اشرف لب بام است
بیش از دو ماه است که انتظار خانواده ها در پشت در اردوگاه اشرف برای دیدن فرزندان دربند خود به جایی نرسیده است و سرکردگان باند رجوی در بیم و هراس تاثیر عاطفی دیدار با خانواده ها – بر روی اعضا در بند این فرقه – از دیدار مستقیم و بدون واسطه پدر و مادران با فرزندانشان ممانعت می کنند. سرکردگان این باند می دانند اگر این دیدارها حتی کم و تنها برای تعدادی انگشت شماری از اعضای دربند نیز رخ دهد، به منزله بازی دومینو خواهد بود که با سقوط یک مهره، مهره های بعدی نیز تا آخر سقوط خواهند کرد