نمایش تلویزیونی مجاهدین یا مجاب سازی کادر بندی شده قربانیان

کتاب ارزشمند و تامل بر انگیز دکتر مارگارت تالر سینگر تحت عنوان " فرقه ها در میان ما " ترجمه ی آقای مهندس ابراهیم خدابنده عضو فعال و سابق ستاد سیاسی مجاهدین خلق در انگلستان، خصوصیات و ویژگی های فرقه های خشونت طلب و ستیزه جویی همچون مجاهدین و القاعده را مورد بررسی عالمانه قرار می دهد. دکتر مارگارت سینگر معتقد است:

"…روابط فرقه ای عبارت از روابطی است که در آن یک فرد و یا افرادی (رهبر عقیدتی یا رهبران کاریزماتیک) آگاهانه افراد دیگر را با استفاده از روش های خاصی وادار می کند تا به طور کامل در خصوص تقریبا همه تصمیمات مهم زندگی شان وابسته به او باشند و به این پیروان عقیدتی القاء می نماید که او (رهبر عقیدتی فرقه) دارای استعداد، نبوغ یا دانش ویژه ای است… ".

خانم مارگارت سینگر در تشریح سر منشاء گروه و نقش رهبر عقیدتی در فرقه های سیاسی و یا مذهبی توضیح می دهد:

"… رهبران فرقه ها تمایل به اراده و تسلط داشته و اغلب به عنوان کاریزما توصیف می شوند. این رهبران نیاز به داشتن میزان کافی از قاطعیت، جذبه، یا سایر قدرت های کاریزمایی برای حذف، حفظ و اداره افرادشان دارند. آنها مریدان خود را وادار می کنند تا خانواده، شغل، سابقه کاری،، دوستان و اعضای خانواده شان را برای پیروی از آنها رها کنند. در بسیاری از موارد، آشکار یا پنهان، آنها نهایتا دارایی، زندگی و هستی پیروان خود را تحت کنترل می گیرند. فرقه ها همچنین اعضای خود را بر علیه خانواده هایشان با استفاده از تفکر افراطی منطبق بر ایدئولوژیشان بر می انگیزند و با بهره گیری از تکنیک های روانی اعضای خود را وادار به بازخوانی گذشته خود با دیدی منفی می کنند و خصوصا به آنان تصویر شیطانی از والدینشان می دهند تا به آنان اعتماد نکنند… ".

جای شگفتی ست افراد شرکت کننده در مصاحبه های تلویزیونی، پدران و مادران چشم انتظار و دلسوز خویش را که ماهها ست در درب ورودی اشرف جهت دیدار و ملاقات با آنان بسر می برند بی محابا به باد دشنام و ناسزا می گیرند!! و برادران و خواهرانشان را که با تحمل سختی ها و مشقت های سفر به عراق بی ثبات و نا آرام آمده اند مزدور، خائن و عوامل اطلاعاتی خطاب می کنند!!طی چند روز اخیر سران فرقه ی مجاهدین با وادار نمودن افراد مستقر در اسارتگاه اشرف به مصاحبه تلویزیونی در سیمای به اصطلاح آزادی به شکلی آزار دهنده فشار سیستماتیک ذهنی و روانی بر کادرهای تشکیلاتی مجاهدین را به نمایش گذاشتند. افراد شرکت کننده در مصاحبه های اجباری تلویزیونی کسانی هستند که عمدتا خانواده هایشان در درب ورودی اشرف در انتظار ملاقات و دیدار با آنها هستند. اما رهبران مجاهدین از دیدار و تماس افراد مستقر در اشرف با اعضای خانواده هایشان که بیش از دو دهه است از سرنوشت و وضعیت آنها خبری ندارند، ممانعت به عمل می آورند. جای شگفتی ست افراد شرکت کننده در مصاحبه های تلویزیونی، پدران و مادران چشم انتظار و دلسوز خویش را که ماهها ست در درب ورودی اشرف جهت دیدار و ملاقات با آنان بسر می برند بی محابا به باد دشنام و ناسزا می گیرند!! و برادران و خواهرانشان را که با تحمل سختی ها و مشقت های سفر به عراق بی ثبات و نا آرام آمده اند مزدور، خائن و عوامل اطلاعاتی خطاب می کنند!! به نظر می رسد به دلیل حضور انبوه، مستمر و مداوم خانواده ها در درب ورودی اسارتگاه اشرف و تاکید آنان بر خواسته ی مشروع شان مبنی ملاقات و دیدار با بستگان و فرزندانشان که سالهاست در اشرف تحت سیطره ی رهبر عقیدتی مجاهدین قرار دارند، سران تمامیت خواه فرقه ی رجوی سر در گم و آشفته حال هستند زیرا هیچگاه تصور چنین شرایط و وضعیتی را نداشتند. به این خاطر آنان به واکنش هایی دست زده اند که در دنیای مدرن و عصر عقلانیت انتقادی، نوعی خود زنی و انتحار سیاسی ست تا رفتاری مبتنی بر اخلاق مدنی و اصول دموکراتیک. اینکه رهبر عقیدتی مجاهدین افراد مستقر در اسارتگاه اشرف را رو در روی خانواده های خویش قرار می دهد تا آنان را زیر باران دشنام و تهمت قرار دهند در واقع نمایشی ست از نهایت انفعال و انحطاط تفکر فرقه ای.
البته واکنش کلیشه ای و طرح اتهام زنی به شکلی یکنواخت و تکراری از سوی افراد مصاحبه کننده بر علیه اعضای خانواده هایشان نشانگر اوج فشار رهبران مجاهدین بر کادرهای تشکیلاتی بی خبر و نا آگاه از تحولات و رویدادهای دنیای مدرن است و اینکه تا چه حد افراد مستقر در قرارگاه اشرف در وضعیتی از بی خبری محض طی سالیان دراز بسر برده اند. با تحلیل و بررسی نحوه ی واکنش سران فرقه ی رجوی در رابطه با حضور خانواده ها در درب ورودی اشرف و طرح مطالبات و خواسته های قانونی و مشروع شان، آنچه که می توان به جرئت ابراز داشت اینکه رهبر عقیدتی مجاهدین و سایر سران فرقه، خود را در حالتی از انزوا، طرد و انکار از سوی خانواده ها و افکار عمومی احساس می کنند و از درک شرایط نوینی که پدید آمده است عاجز و ناتوان هستند. لذا آنان به روش ها و تاکتیک هایی متوسل می شوند که نه تنها " راه برون رفت " را برای آنان به تصویر نمی کشد بلکه گام به گام در حال عقب نشینی هستند و سر انجام " بن بست نهایی " سرنوشت محتوم آنان است.
بی شبهه، ریزش نیروها و فرار کادرهایی تشکیلاتی پر سابقه پس از حضور خانواده ها در درب ورودی اشرف و فعالیت خستگی ناپذیرشان در زمینه ی روشنگری و اطلاع رسانی به افراد مستقر در اشرف از طرق گوناگون نشانه های آشکار و روشن فروپاشی زودهنگام فرقه ی تروریست مجاهدین است. آرش رضایی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.