تلکس
تصاویر واقعی از زندگی اعضای جداشده، باطل السحر فریبکاری های رجوی
بر اساس تجربه سالها گذران عمر و اسارت در فرقه رجوی همیشه دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی و تفکرات ضد آزادی آن، بخش بسیار مهمی از توان خود را در زمینه به بند کشیدن افراد، شستشوی مغزی، سیاه نمایی بیرون از تشکیلات صرف می کرد. تفکرات فرقه ای رجوی برای ادامه حیات مبتنی بر این است […]
چند کلامی با نازنین برادرم فرهاد حسن پور اسیر در کمپ آلبانی رجوی
فرهاد جان عرض سلام و ارادت و با یک دنیا آرزوی بغل کردن و در آغوش گرفتنت. بعد از ملاقات با آقای پوراحمد در پائیز 1402 و گرفتن چند عکس یادگاری و درج گزارش و پیام ویدئویی در سایت نجات انتظار داشتم برای دلگرمی ما هم که شده با ما تماسی داشته باشی و عکس […]
زندگی من در سازمان مجاهدین خلق – قسمت دوم
در قسمت قبل گفتم که دو نفر نزد ما آمدند و پیشنهاد دادند که به ما بپیوندید و وارد ارتش شوید. سه ماه نزد ما در ارتش بمانید و اگر تمایل نداشتید شما را به کشورهای اروپایی اعزام می کنیم. بعد از اینکه من و تعدادی از اسیران درخواست پیوستن به سازمان را دادیم، ما […]
خاطره ای از اسماعیل رجایی، اسیر در بند فرقه رجوی
اخیراً مطلبی را سایت فرقه مطلبی به نام اسماعیل رجایی درج شده که خاطره ای را به یاد من آورد: در سال 1373 برادر اسماعیل رجایی به نام یحیی رجایی به سازمان پیوسته بود. من آن موقع در ستاد تشکیلات کار می کردم و در قرارگاه اشرف قسمت ضلع شرقی که به اسکان معروف است […]
نامه عباس پور جاویدی به برادرش محمد رضا پور جاویدی در کمپ آلبانی
محمد رضا جان سلام. حالت چطور است؟ سالهاست که همدیگر را ندیده ایم. این سومین نامه ای است که برایت ارسال می کنم. نمی دانم می توانی نامه های مرا بخوانی یا خیر؟ کم و بیش از شرایط بسته ی درون کمپی که در آن زندگی می کنی خبر دارم. اما خب دسترسی دیگری که […]
خاطره ای از عملیات مروارید – قسمت پایانی
در قسمت قبل از فریب مجاهدین گفتم که با دروغ و فریب نیروها را وارد جنگی کردند که هیچ ربطی به سازمان نداشت. بعد از اینکه اوضاع عراق با همت رجوی ثبات پیدا کرد و صدام توانست در آن شرایط کنترل کشور را به دست بگیرد، ماموریت مجاهدین هم به اتمام رسید. نیروهای سازمان به […]
استمداد خانواده بالایی از دولتمردان کشور آلبانی
خدمت دولت مردان محترم آلبانی با سلام وعرض ارادت به استحضار می رسانم که بنده قربانعلی بالایی از قربانیان گروه موسوم به مجاهدین خلق از استان گیلان هستم که دو برادرم به نامهای مهربان و کیومرث بالایی در اسارت رجوی در مقر مانز آلبانی محبوس هستند. از این نظر عرض کردم محبوس هستند چرا که […]
به بهانه سالگرد درگذشت علی اکبر کلاته که در کمپ آلبانی به طرز مشکوکی جان باخت
این روزها سالگرد درگذشت علی اکبر کلاته دوست سابقم در سازمان مجاهدین خلق است که به شکل مرموز و زود هنگامی جان باخت. علیاکبر کلاته، متولد اول فروردین ۱۳۴۴ در نصرآباد اسفراین بدنیا آمد و اهل کار و زحمت بود. در سال ۶۳ به سربازی رفت و در جنگ ایران و عراق به اسارت نیروهای […]
در آستانه هجدهمین بهار آزادی و ششمین سالگرد تولد دخترم
شروع سال 1403 با هجدهمین سالگرد آزادی من از اسارت تشکیلات مجاهدین خلق و ششمین سال تولد دخترم مصادف است. احساس عجیبی در این مدت داشتم. تقارن این دو سرفصل فرخنده من را بر آن داشت کمی در خود تامل و یکبار دیگر زندگی گذشته و آنچه برمن گذشت را مرور کنم. در کتابی خوانده […]
قرارداد خفت و تسلیم، از ۲۷ فروردین تا ۲۷ خرداد
هنوز صدای هواپیماهای آمریکایی بر فراز عراق به گوش می رسید و مجاهدین با تهدید موشک های آمریکایی مواجه بودند که دستوری از سوی مسعود رجوی به کلیه نیروها ابلاغ شد که در آن گفته شده بود: “با آمریکایی ها قرارداد آتش بس امضا کرده ایم، به همین خاطر همه موظف هستند در هنگام تردد […]
چشم بسته ما را به زیارت می بردند
در تاریخ 31 فروردین 1403 برای زیارت حضرت معصومه با خانواده راهی شهر قم شدیم. بعد از زیارت در صحن حضرت معصومه نشسته بودم و در فکر رفته بودم. خانمم متوجه من شد و گفت بد جوری در فکر فرو رفته بودی. چیزی شده؟ در جواب گفتم یک زمانی ما را به زیارت می بردند، […]
نگاهی به آسیبهای روحی و جسمی که در فرقه رجوی به اعضا وارد میشود
سعید محمدپور در یادداشتی در خصوص آسیب های روحی و جسمی که به وی طی ۲۷ سال حضور در فرقه رجوی وارد شده، نوشت: آسیبهای روحی و جسمی که برای افراد گرفتار در فرقه رجوی وارد می شود برای کمتر کسی قابل تصور و قابل باور است. در این جا من به مهمترین آنها اشاره […]