مجاهدین یکی از جنجالیترین و ساختارمندترین جنبشهای اپوزیسیون در تاریخ مدرن ایران است. در حالی که این گروه تصویری بسیار آراسته، دموکراتیک و سکولار را به سیاستگذاران غربی ارائه میدهد، فرهنگ داخلی آن و ادبیاتی که خطاب به منتقدان، جداشدگان و رقبای سیاسی خود به کار میگیرد، داستان بسیار متفاوتی را روایت میکند. محققان سیاست […]
مجاهدین یکی از جنجالیترین و ساختارمندترین جنبشهای اپوزیسیون در تاریخ مدرن ایران است. در حالی که این گروه تصویری بسیار آراسته، دموکراتیک و سکولار را به سیاستگذاران غربی ارائه میدهد، فرهنگ داخلی آن و ادبیاتی که خطاب به منتقدان، جداشدگان و رقبای سیاسی خود به کار میگیرد، داستان بسیار متفاوتی را روایت میکند.
محققان سیاست ایران، مورخان و جامعهشناسانی که نشریات، اطلاعیههای داخلی و بیانیههای عمومی مجاهدین خلق را تجزیه و تحلیل کردهاند، بارها بر استفاده این گروه از ادبیات بسیار پرخاشگرانه، تند و انحصارطلبانه تایید کردهاند. مجاهدین خلق هنگام حمله به منتقدان خود، مرتباً از سبک “بلاغی جدلی”، بسیار شخصی و توهینآمیز – که اغلب توسط منتقدان و ناظران دانشگاهی به عنوان “ادبیات لمپنی”، تهدید آمیز و خشونتآمیز توصیف میشود – استفاده میکند.
سبک بلاغی مختص مجاهدین خلق هر صدای مخالفی را به عنوان عامل رژیم ایران، خائن یا فاسد اخلاقی معرفی میکند. این سبک کلامی متمایز، ریشه عمیقی در تکامل ایدئولوژیک این گروه دارد. در طول دههها انزوا، ابتدا در اردوگاههای نظامی عراق تحت حکومت صدام حسین و بعداً در کمپ ایزوله اشرف 3 در آلبانی، این ایدئولوژی به یک جهانبینی بسیار محدود تبدیل شده است. در این چارچوب، جایی برای انتقاد وجود ندارد؛ هر کسی که رهبری مسعود و مریم رجوی را زیر سوال ببرد، نه با بحث فکری، بلکه با ترور شخصیت سیستماتیک مواجه میشود.
برای مثال، اخیرا سخنگوی مجاهدین خلق در پاسخ به انتقاد یک فعال سلطنت طلب به حجاب اجباری برای زنان در تشکیلات مجاهدین خلق، این فرد را با الفاظی از قبیل “نجاست”، “عقب مانده”، “بازیچه اجنبی” خطاب قرار میدهد. این ادبیات سازمانی است که انتقاد را حق شهروند نمیشناسد و آن را نشانه خیانت یا مزدوری تفسیر میکند.
خطرناکترین بخش اظهارات سخنگوی مجاهدین خلق این جمله است: “وعده ما با بقایا و دنبالههای ساواک شاه و اطلاعات شیخ در تهران”. این عبارت حاوی تهدید مستقیم یک منتقد است. مجاهدین خلق اساسا به پاسخ گویی معتقد نیست و به فرایندهایی چون مناظره آزاد، داوری افکار عمومی یا دادگاه مستقل باور ندارد. در ادبیات سخنگوی سازمان تهران آینده، تحت حکمرانی مریم رجوی، محل تسویهحساب با منتقدان است. سازمانی که هیچ قدرت دولتی ندارد اما از هماکنون برای حکومت خیالی آیندهاش مخالفانش را نشانهگذاری میکند، تا در آینده از آنها انتقام بگیرد.
ریشههای ایدئولوژیک ادبیات جدلی مجاهدین خلق
برای درک شدت خشونت کلامی مجاهدین خلق هنگام حمله به منتقدان، باید ایدئولوژی بنیادی آن را بررسی کرد. مجاهدین خلق که در سال ۱۹۶۵ توسط دانشجویان چپگرای ایرانی تأسیس شد، تحلیل اجتماعی مارکسیستی را با اسلام درآمیخت. این ترکیب ایدئولوژیک، یک جهانبینی دوگانه ایجاد کرد: جهان کاملاً به نیروهای پیشرو انقلابی (مجاهدین خلق) و نیروهای ارتجاع یا امپریالیسم تقسیم میشد.
یرواند آبراهامیان، مورخ، در کتاب جامع خود درباره جنبش مجاهدین با عنوان “مجاهدین ایران”، توضیح میدهد که ادبیات اولیه این گروه به شدت بر اصطلاحات مارکسیستی-لنینیستی همراه با مفاهیم شیعی مبارزه و شهادت متکی بود. هنگامی که این گروه پس از انقلاب ۱۹۷۹ با جمهوری اسلامی اختلاف پیدا کرد و از کشور فرار کرد، این جهانبینی دوگانه تشدید شد.
مجاهدین خلق خود را تنها نماینده مشروع مردم ایران میدانست. در نتیجه، هر انتقادی از این گروه صرفاً یک نظر سیاسی متفاوت تلقی نمیشود؛ بلکه از نظر مجاهدین، فرد منتقد آنها به طور فعال به منافع جمهوری اسلامی خدمت میکند. تحلیلهای آکادمیک متون مجاهدین خلق نشان میدهد که این انعطافناپذیری ایدئولوژیک به صورت یک سبک زبانی بروز میکند که جایی برای نقاط خاکستری باقی نمیگذارد. منتقدان معمولاً با استفاده از القاب مذهبی و سیاسی بسیار تند توصیف میشوند که برای غیرانسانی جلوه دادن آنها و سلب مشروعیت سیاسی از آنها طراحی شدهاند. برای نمونه واژه نجاست که از ادبیات مذهبی تشکیلات نشات میگیرد و واژه “بازیچه اجنبی” که از ادبیات ضد امپریالیستی وام گرفته شده است.
استعارهها و واژگان مورد استفاده علیه منتقدان
محققان و روزنامهنگارانی که نشریات فارسی زبان مجاهدین خلق (مانند روزنامه مجاهد) و رسانههای آنلاین مختلف آن را مطالعه کردهاند، به چندین استعاره زبانی مکرر اشاره میکنند. این استعاره ها که برای بیاعتبار کردن مخالفان استفاده میشود:
1. برچسب “مامور رژیم” و “نفوذی”
رایجترین اتهامی که علیه هر منتقدی – چه روزنامهنگاران غربی، محققان دانشگاهی یا فعالان حقوق بشر ایرانی، اعضای پیشین گروه و کودک سربازان – مطرح میشود این است که آنها مأموران یا جاسوسان وزارت اطلاعات ایران هستند. در ادبیات مجاهدین خلق، منتقدان به ندرت با استدلالهایشان مورد خطاب قرار میگیرند. در عوض، آنها به عنوان مزدور، وابسته یا نخاله برچسبگذاری میشوند. مجاهدین خلق با قرار دادن هر انتقادی به عنوان یک عملیات روانی به رهبری تهران، سعی میکند اصل انتقاد را به طور کامل نادیده بگیرد.
2. القاب غیرانسانی و طبقاتی
ادبیات پرخاشگر مجاهدین خلق اغلب به سمتی میرود که ناظران آن را مبتذل یا سطح پایین توصیف میکنند. منتقدان و جداشدگان اغلب با استفاده از اصطلاحات تحقیرآمیزی مانند خائن، خفاش (به این معنی که آنها از نور حقیقت مجاهدین خلق میترسند)، کاسه لیس و گرگ مورد خطاب قرار میگیرند. جالب آنکه این واژگان خشن و عامیانه، به شدت با زبان دیپلماتیک و حقوق بشریای که ویترین سیاسی این گروه، شورای ملی مقاومت ایران، در بیانیههای مطبوعاتی انگلیسی زبان خطاب به دولتهای غربی استفاده میکند، در تضاد است.
3. ترور شخصیت جنسی و اخلاقی
برای جداشدگان که در ادبیات مجاهدین خلق به آنها “بریده” گفته میشود، حملات بسیار شخصیسازی شده و اغلب تمامیت اخلاقی و جنسی آنها را هدف قرار میدهد. برای مثال کودک سربازان پیشین را علیه مجاهدین افشاگری میکنند، “کودکان ریش دار” خطاب میکند. سعید پیوندی، جامعهشناس، در کتاب خود با عنوان “سازمان مجاهدین خلق: مطالعه جامعهشناختی یک فرقه”، اشاره میکند که مجاهدین خلق برای حفظ نظم داخلی و بیاعتبار کردن کسانی که از آن جدا میشوند، به تاکتیک رسوا کردن عمومی متکی است.
جداشدگانی که در مورد نقض حقوق بشر در داخل سازمان صحبت میکنند، معمولاً در ادبیات مجاهدین خلق به فساد اخلاقی، انحراف جنسی یا انگیزههای مالی –تطمیع شده از سوی حکومت ایران– متهم میشوند.
زبان “خودانتقادی” داخلی و بازتاب آن در ادبیات عمومی
لحن پرخاشگرانهای که به منتقدان خارجی اعمال میشود، بازتاب مستقیمی از خشونت زبانی اعمال شده در داخل سازمان است. اعضای سابق مجاهدین خلق درباره وجود جلسات اجباری روزانه و هفتگی “پاکسازی” یا “خودانتقادی” (معروف به غسل هفتگی) شهادت داده اند و جزئیات دقیق این جلسات را که سراسر فحاشی و ناسزا به شخص خویش و هم گروهان است، را مستند کرده اند.
در این جلسات، اعضا مجبور میشوند افکار خصوصی، تمایلات جنسی و تردیدهای خود در مورد رهبری را بنویسند و علناً بخوانند. اگر انتقاد از خود یک عضو ناکافی تلقی شود، سایر اعضا تشویق میشوند که برای شکستن مقاومت روانی او، دست به فریاد، توهین، تف کردن و استفاده از زبان بسیار توهینآمیز بزنند. واژگان این جلسات داخلی – که شامل اصطلاحات شدیداً نفرت انگیز و خشونت بار است – مستقیماً در ادبیات عمومی گروه برای حمله به مخالفان خارجی نفوذ میکند. وقتی یک عضو جدا میشود و به یک منتقد تبدیل میشود، اعترافات خصوصی استخراج شده در طول این جلسات داخلی اغلب به عنوان سلاح علیه او استفاده شده و در ادبیات رسانهای مجاهدین خلق منتشر میشود تا فرد جدا شده را بیثبات، غیرقابل اعتماد و ضعیف جلوه دهد.
متن اخیر سخنگوی سازمان مسعود رجوی نمونهای روشن از ادبیاتی است که به جای پاسخ به انتقاد، هویت منتقد را هدف قرار میگیرد. این متن نمودی آشکار از فرهنگ حاکم بر مناسبات تشکیلاتی مجاهدین است. پشت ژست های دمکراسی خواه و آزادی طلب، ذات حذف کننده، انتقام گیرنده و افراطی گری زنده است.
مزدا پارسی

