تلکس
آزادی ای خجسته آزادی
سلام و درود بر هر آن کسی که خودش را از فرقۀ مرگبار رجوی نجات داد و یا در اندیشه نجات خود است. به عنوان عضو جدا شده از فرقه رجوی، خواستم بگویم هر کسی که بتواند از این فرقۀ نفرین شده خودش را نجات بدهد قطعا یک معجزه رخ داده است و باور کنید […]
همیاری یا نمایش فریب وخدعه؟!
همیاری با سیمای آزادی رجوی، جنجالی است که رسانه های این گروه تبهکار، انجام آنرا طی این روزها به راه انداخته اند تا بار دیگر چند روزی بین خود وعمله و اکره شان زوزه های تصدق ات شوم داده و بدینوسیله ابراز قدرت پوشالی کرده ومردم وشنوندگان خود را ازتفکر درمورد منابع مالی خود – […]
ترس و وحشت مرگبار رجوی ها از پیامدهای دادگاه
دادگاه رسیدگی به جرائم جنایتکارانه 104 تن ازسران واعضای فرقه تبهکار و تروریستی رجوی هرچند با چهاردهه تاخیر ولیکن الزام آور در تاریخ 21 آذرماه 1402 در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران بصورت علنی و با حضور شماری از خانواده های شهدای ترور استارت خورد و متعاقبا در تاریخ28 آذر و 5 دیماه […]
نجات در هفته ای که گذشت – شماره ۱۲۲
*شنبه 2 دی در روز شنبه جمعاً 11 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: وحشت سران فرقه رجوی از بازداشت توسط پلیس بین الملل اینترپل … ترس و وحشت 104 نفر لیست سرکردگان فرقه ی رجوی، از دستگیری توسط پلیس اینترپل، به […]
پیام به نسل جوان میهنم – قسمت سوم
در قسمت قبل توضیح دادم که مسعود رجوی برای فرار از بن بستی که دران گرفتار شده بود، انقلاب ایدئولوژیک را کلید زد. بدین ترتیب صدها عضو متاهل از یکدیگر جدا و فرزندانشان به خارج از عراق و در نزد خانواده های هوادار به امانت گذاشته شدند و مورد آسیب های روحی و جسمی فراوانی […]
قصه دختربچه ۳ ساله ای که عوامل مجاهدین خلق زنده زنده سوزاندند
صبح روز نهم تیرماه سال ۱۳۶۰، در هوای شرجی بندر ماهشهر، ناگهان شرارههای آتش، کانکس محل استراحت خانواده فاطمهسادات را فرا گرفت. مردم محلی هر چه تلاش کردند، نتوانستند جان آن کودک زیبا که تازه زبان باز کرده بود، را نجات دهند؛ آنچه از او باقی ماند، جسمی سوخته و ذغال شده بود. پدر و […]
خیانت به صداقت، روش جاری در سازمان مجاهدین خلق – قسمت اول
روزهای اول اسارتم در سازمان، زیاد این جمله را از مسئولین در رده های مختلف می شنیدم که سر در ورودی سازمان مجاهدین نوشته شده است: صداقت و فدا… بدین معنی که در این سازمان همه چیز و همه کس با عیار صداقت و فدای حداکثری سنجیده می شود. شعار، شعار خوب و پسندیده ای […]
نامه علی رضا قلعه ای به دایی اش عباس گل ریزان در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
دایی جان سلام احوالتان چطور است؟ خوبی هستید؟ امیدوارم که سلامت باشید. من که نمی دانم شما در چه وضعیتی هستید؟ همه ما نگران شما هستیم. دلمان برای شما تنگ شده است و نمی دانیم از چه طریقی با شما ارتباط برقرار کنیم. لطفا با ما تماس بگیر. مادرم و خاله هایم منتظر تماس شما […]
یاسر اکبری نسب؛ خودکشی یا حذف تشکیلاتی؟!
در صحبتی که با دوست عزیزم آقای رضا اکبری نسب، از اعضای انجمن نجات آذربایجان شرقی داشتم یادی کردیم از برادر زاده اش “یاسر اکبری نسب “. از آنجایی که من یاسر را در مناسبات سازمان دیده بودم و از نزدیک ملاقات کرده بودم، باعث شد توجهم به آن معطوف گردد. یاسر جوانی بسیار پر […]
خاطره ای از مرتضی اسماعیلیان، متهم ردیف ۲۹ دادگاه مجاهدین خلق
در بین متهمین دادگاه مجاهدین خلق چشمم به اسم مرتضی اسماعیلیان با نام مستعار منصور افتاد. متهم ردیف 29. اسمش را که دیدم خاطره ای از او در ذهنم تازه شد که شنیدن آن خالی از لطف نیست: در عملیات مروارید، یعنی عملیاتی که اکراد عراقی به دست نیروهای مجاهدین خلق و در حمایت از […]
درخواست خواهر یحیی مراد پور از صلیب سرخ جهانی
ریاست محترم صلیب سرخ جهانی با کمال احترام این جانب ناهید مرادپور از استان کرمانشاه ایران به استحضارتان می رساند برادرم به نام یحیی مرادپور، ابتدای جنگ ایران و عراق یعنی حدود 40 سال پیش به اسارت ارتش عراق درآمد و از طریق نمایندگی های همان کمیته بین المللی نامه های برادرم به دست ما […]
روش های مجاب سازی روانی در فرقه مجاهدین – قسمت چهارم
رجوی هرگز شخصا و بطور رسمی دستور شکنجه و زندانی کردن اعضای خود را صادر نکرده است. او حتی در جریان دستگیریهای گسترده ای که در سالهای ۱۳۷۳ – ۱۳۷۴ در قرارگاه اشرف اتفاق افتاد علیرغم اینکه با نظر او اینکار صورت گرفته بود ولی باز هم مسئولیت آنرا بعهده نگرفت و در جلسات حضوری […]