دوشنبه, ۲۰ مهر , ۱۴۰۵
  • طرح سرکاری جبهه همبستگی سازمان مجاهدین 20 مهر 1405

    پرسشی درباره مجاهدین
    طرح سرکاری جبهه همبستگی سازمان مجاهدین

    پرسشی که این روزها درباره مجاهدین خلق مطرح است این است که چرا این سازمان طرح موسوم به “جبهه همبستگی” را مطرح کرد ؟ چرا سازمان به دنبال پهلوی بود؟ و چرا طرح جبهه همبستگی دیگر کارآیی نداشته و جای خودش را به ضدیت با پهلوی داده است؟ در سال 1381 وقتی در اشرف بودم […]

دوعکس از پمپ آب تخریب شده مجاهدین 04 اسفند 1386

دوعکس از پمپ آب تخریب شده مجاهدین

مجاهدین مدعی هستند که پمپ آبی که در عکسها میبینید با 300 کیلو تی ان تی تخریب شده و این انفجار هم کارجداشدگان و بخصوص آقای مسعود خدابنده بوده است. به عکس ها نگاه کنید حتی موج انفجار یک کیلو تی ان تی هم بیشتر از این تخریب داشت و جالب اینکه ابدا اثری از دود و سیاهی انفجار نیست بیشتر به نظر میرسد

انفجار در شرایط بن بست کامل و فروپاشی از داخل 04 اسفند 1386

انفجار در شرایط بن بست کامل و فروپاشی از داخل

بعد ازمسافرت آقای مسعود خدابنده به عراق وبا پیام اُمیدی که این مسافرت به اشرف حمل نمود، درب دکان عراق، برای رجوی وباندش میرود تا گل گرفته شود و همچنین با توجه به خط”تام” و”جری” جمهوری اسلامی در برخورد با مسئله حضور منافقین در این دیار که بمدت پنج سال است دنبال میشود

من انقلاب کردم 02 اسفند 1386

من انقلاب کردم

یادم افتاد که خودم نیز انقلاب کردم. اونم چه انقلابی انقلاب یعنی دگرگونی. یعنی تغیرات اساسی که در یک: فرد، جامعه، سیستم و یا حکومت به وجود میاید. انقلاب یک جهش به جلو است. اینطور نیست که الزاما انقلاب در جوامع عقب افتاده به وقوع بپیوندد. انقلاب میتواند شامل یک جامعه مدرن و دموکرات نیز بشود.

مصاحبه پاتریک پسنوت با یکی از تحلیل گران سیاسی فرانسه – قسمت سوم 02 اسفند 1386

مصاحبه پاتریک پسنوت با یکی از تحلیل گران سیاسی فرانسه – قسمت سوم

زیرا آنها می دانستند که خیلی دیر یا زود آمریکایی ها زمام عراق را به دست می گیرند. X: بله آنها به خوبی آگاه هستند. آنها از مدتها پیش روابط مخفیانه ای با عوامل cia ایجاد کرده اند و در نتیجه آنها 4 تا از پادگانهایشان در جنوب عراق را توانستند نگه دارند و نیروهایشان را در پایگاهایشان به نام اشرف در 90 کیلو متری شمال بغداد، نزدیکی مرز ایران متمرکز کردند.

افزایش بی‌سابقه فرار اعضاء مجاهدین از اردوگاه اشرف 02 اسفند 1386

افزایش بی‌سابقه فرار اعضاء مجاهدین از اردوگاه اشرف

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه کریستین ساینس ‌مانیتور در شماره مورخ 22/11/86 خود در مطلبی به قلم «اسکات پیترسون» می‌نویسد، حدود صد تن از اعضای گروه ایرانی مجاهدین در هفته‌های اخیر اردوگاه اشرف در عراق را ترک کرده‌اند.

چرا انفجار پمپاژ آب 300 کیلو تی ان تی میخواهد 02 اسفند 1386

چرا انفجار پمپاژ آب 300 کیلو تی ان تی میخواهد

من بعنوان دیدبان از دور شاهد بودم که واقعه اینطور نبوده است و این سه نفر بعد از بیست دقیقه تیر اندازی و کشتن نفرات مقابل در حالی که در نفر بر زرهی بودند مورد اصابت آرپی جی قرار گرفته و سوخته اند ؛ شدت آتش به دلیل گالن های سوخت اضافی و 80 لیتر بنزینی که برای تنظیف سلاح روی نفر بر بود به حدی بود که پیشمرگه های کرد از محل دور شدند

من و بابام و مادرم یک تن واحد هستیم 30 بهمن 1386

من و بابام و مادرم یک تن واحد هستیم

امروز عصر در سوپر مارکت در وستن پرو دیوس در خیابان یانگ بودم که خانمی مرا به اسم صدا زد. اول اونو نشناختم. خانمی از طرفداران رجوی بود. خیلی مودبانه با من بر خورد کرد و به این دلیل ادبش من هم 20 دقیه ای باهاش بودم. گفت که وب لاگ من به نفع رژیم است و آنرا همین امشب ببندم. زیرا در چند تا سایت که وی آنرا به رژیم نسبت می داد لینک و مطالب من هست

مجاهدین به روز”ر” و ساعت”س” نزدیک و نزدیکتر می شوند 29 بهمن 1386

مجاهدین به روز”ر” و ساعت”س” نزدیک و نزدیکتر می شوند

گزارش دیدبان حقوق بشراز زندانی وشکنجه کردن وگرفتن اعترافات اجباری توسط سران مجاهدین ازناراضیان اشرف به شهادت وگزارش تعدادی از نجات یافتگان از اشرف مقردیدبان حقوق بشر گزارشی را تنظیم ومنتشر می کند. که نشان ازوجود سرکوب نیروها درداخل تشکیلاتی رجوی را مورد اعتراض قرار می دهد

نمایشنامه ای در یک و نیم پرده 28 بهمن 1386

نمایشنامه ای در یک و نیم پرده

تلفن زنگ میزند خواهر اقدس که از اعضای شورای رهبری مجاهدین در خارج کشوراست بطرف تلفن میدود، یادش میافتد که صدای موزیک زیاد است و حدس میزند که ممکن است تماس از عراق باشد، برمیگردد و صدای موزیک را قطع میکند واز ذهنش میگذرد که چه خوب که تلفنها تصویری نیستند.

چگونه بچه های گل به گلادیاتور تبدیل می شوند 28 بهمن 1386

چگونه بچه های گل به گلادیاتور تبدیل می شوند

اول از این شروع کرد بابا اب داد مامان نان داد و وخیلی چیزهای دیگه من نوشتن فارسی را که البته خیلی هم بدون غلط و غلوط نیست مدیون آنها هستم که از خودشان زدندو به من یاد دادند. شاید اگر رجوی می دانست که یک روز من خاطراتم رامی نویسم تا نامردی های وی را برای همه مردم نشانم بدهم فارسی یاد گرفتن را هم ممنوع می کرد مثل رادیوگوش دادن

برای اولین باری و آخرین باری که صدام را دعا کردم 28 بهمن 1386

برای اولین باری و آخرین باری که صدام را دعا کردم

این بی شرمی و نسبت آن به موسی یعنی اینکه موسی گفته است جان بقیه آدمها و اعضای سازمان در ایران در قبال جان قبله عالم خودخواهی و حماقت و پرروئی و مظهر وابستگی و وطن فروشی یعنی مسعود رجوی ارزشی ندارد. درحالیکه جان همه آدمهادر آن دوران با ارزش بود. بگذریم از اینکه عطائی مانند سگ دروغ می گوید و موسی هم محافظ داشت و هم یک پژوی ضد گلوله و هم یک جلیقه ضد گلوله

تاکتیک خود زنی در کادر استراتژی «خودکشی دست جمعی» 28 بهمن 1386

تاکتیک خود زنی در کادر استراتژی «خودکشی دست جمعی»

مجاهدینی که سعی میکنند چهره خشونت طلب خود را در زیر لبخندهای ملیح خانم رجوی پنهان کنند در مقابله خواسته وپایداری خانواده محمدی در عراق برای باز پس گرفتن فرزند خود سمیه کم آورده اند و مجبور به نشان دادن چهره خشن خود در مقابل خواسته به حق آنها شده اند. از طرف دیگر مجاهدین خلق تحت فشار دولت عراق و ایران برای خروج از عراق میباشند و از طرف دیگر نیز با انفجار درونی در اردوگاه اشرف که استراتزِ جنگی آنها با شکست روبرو شده است

blank
blank
blank