کارنامه سیاسی مسعود رجوی انقلابیگری در سایه محرومیت از آزادی در مجاهدین خلق
از عرش به فرش روزی که افشین علوی در فرانسه خلع مسئولیت شد
روایتی از فشار و اجبار خاطرهای از موسی جابری درباره نشستهای آزاردهنده رجوی
سی خرداد، ناکامی منطق جنگ مسلحانه – قسمت اول
رهبران فرقه مجاهدین در تحلیل های درون گروهی اعتراف به شروع جنگ مسلحانه برای کسب قدرت سیاسی می نمایند واما در مواضع بیرونی و علنی از تحمیل درگیری و جنگ مسلحانه به سازمان از سوی رژیم سخن به میان می آورند و اما علیرغم باور ذهنی و قلبی به اعمال تروریستی و سوابق آشکار خشونت آمیز، ریاکارانه و با گستاخی تمام از راه حل سوم و تغییرات دموکراتیک سخن می گویند
مجاهدین برای تظاهراتشان نفر استخدام می کنند
امسال مجاهدین در همه کشورهای فرانسه،هلند، آلمان، بلژیک و…. اقدام به استخدام ایرانیان، افغانی ها و ترک ها و عرب ها برای شرکت در این انتخابات کرده اند، دستورالمعل فرقه چنین است که به ایرانی ها فقط وعده تفریح در پاریس داده شود و گفته شود که نفرات بدون پاسپورت را هم میتوانند از هر کشوری به فرانسه ببرند، ولی به افراد غیر ایرانی بابت هر نفر 300 یورو یعنی بابت هر روز 100 یورو پرداخت شود…
اعلام برائت «کریس دی برگ» از مجاهدین خلق
علیرغم انتشار برخی اخبار مبنی بر اجرای کنسرت «کریس دیبرگ» برای مجاهدین و ارتباط او با این گروه و همچنین واکنشهای صورت گرفته به حضور او در ایران، این خواننده معروف ایرلندی می گوید اساسا گروهی با نام مجاهدین را نمیشناسد و دیداری با آنها نداشته است.
بن بست در بن بست
بنابراین سازمان مجاهدین در خیالی باطل سیر می کند که در” بن بست خشونت و فرقه گرایی” دنبال روزنه ای برای خروج از آن می باشد. بدون تردید، پیدا کردن هر روزنه ای در این” بن بست”، خود به” بن بست” دیگری منجر خواهد شد. راه حل واقعی خروج از” بن بست”، برچیده شدن خشونت و فرقه گرایی در سازمان مجاهدین خلق است که این نیز با رهبری این فرقه میسر نمی شود.
شکست سناریو تروریستها برای جلوگیری از کنسرت دیبرگ در ایران
با توجه به سنت مرسوم، در پایان کنسرتهای بزرگ که تماشاچیان به خواننده و موزیسین، گل تقدیم میکنند، این گروه با توجه به شرکت پرتعداد مردم در کنسرتها، معمولا چند نفر از اعضای خود را با دستهگل و یک پرچم کوچک شیر و خورشید میان جمعیت میفرستند تا با هماهنگی یک فیلمبردار از پیش آمادهشده، نوعی از صحنه تقدیم گل به خواننده فیلمبرداری کنند که افراد ناوارد گمان کنند خواننده از این گروه منفور حمایت کرده است.
ارتش ورشکسته – قسمت سیزدهم
اما همه این آه و ناله ها دیگر فایده ای نداشت بلکه واقعیت محتوم تاریخ در حال جامه عمل به تن کردن بود و آن واقعیت این است که مستبدین هر چه قدر که ظلم کنند و هر چه قدر آدم بکشند و انسانهای بیگناه را به زندان و شکنجه گاهها و قتلگاهها بفرستند اما این روزگار و دوران تاخت و تازشان دوامی نداشته و دیری نخواهد پایید که زمان نابودیشان فرا رسیده و به ورطه نابودی و هلاکت خواهند افتاد.
صدای آزادیخواهی که در فرقه به فرمان رجوی ها خاموش گردید
لجن پراکنی های سایت افشاگری علیه خواهران سه شهید، سه جوان برومند که با داشتن آرمان رهایی ملت از هرگونه استثمار و استبداد و استعماری و ایجاد فضای دمکراتیک در میهن از دست داده اند نمونه دیگری از خباثت ها و تهدید های هیستریکی رهبران این تشکیلات کثیف است.
مجاهدین خلق، بین راه و بیراهه
واقعیت این است که از اوضاع بحرانی عراق بیش از 5 سال می گذرد. اولین سوالی که مطرح می شود این است که چرا جمهوری اسلامی پس از گذشت این همه سال و در شرایطی که اوضاع عراق روبه ثبات و امنیت نسبی می رود و عراق در کانون توجه بیشتر جهان است باید دست به چنین اقدامی بزند. آیا ایران برای بمباران و حملات موشکی اشرف زمان و موقعیتی بهتر از اکنون در اختیار نداشته است.
تهدید خانواده اکبری نسب در آلمان
در تماسی که خانم فاطمه اکبری نسب با همسرش در آلمان داشت متوجه شد که وی مستمرا در آلمان بخاطر اقدامات وی در عراق مورد ارعاب قرار گرفته است. فردی همسر خانم اکبری نسب را تهدید کرده و سپس از وی خواسته است تا بر فاطمه فشار آورد و او را از درخواست دیدار با برادرش موسی منصرف سازد.
ارتش ورشکسته – قسمت دوازدهم
تمامی افرادی که در جریان پالایشات درون تشکیلاتی فرقه در زمان زمامداری صدام حسین بر عراق، توسط مسئولین ناپاک فرقه ناجوانمردانه مورد شکنجه روحی و فیزیکی و انواع رفتارهای وحشی گرایانه قرار گرفته بودند، حال این شرایط را فرصت مناسبی برای شروع طغیان دوباره بر عیله استبداد رجوی و همچنین علیه تشکیلات سکت و متحجرانه فرقه مجاهدین میدیدند.
موشک های مهربان! وخمپاره های مخرب
موشک های مهربان!..- گرچه خمپاره های پرتابی این فرقه جملگی مخرب و زیان بار بوده اند ولی موشک های گراد ی که به اشرف اصابت نموده مهربان وبا احساسند ولذا هیچ گونه آسیب مالی- جانی به اسیران این اردوگاه وارد ننموده اند! که این ادعا نشان می دهد که موشک پراکنان خودی بوده اند و گرای دقیقی دراختیار داشته اند که تا این موشک های مهربان! در نقاطی فرود آیند که هیچ گونه صدمه ای به کسی وارد نگردد!
زدن یا خوردن، نیاز این است
روزگاری برای خودشیرینی نزد اربابش صدام، موشک گراد را از عراق به داخل مرزها میبرد و به شهرهای مرزی در ایران شلیک میکرد چون میدانست که صدام از هر انفجاری در شهرهای ایران و هر میزان کشته و زخمی شدن ایرانیان خوشحال میشود،امروز اما این سازمان نه موشک گراد دارد نه اجازه عبور از مرز و نه نفر و توانی برای اینکار، از طرفی هم برای بیرون آمدن از لیست تروریستی میداند که بجای موشک زدن باید موشک بخورد، بله به این ترتیب است که موشک خوردن تبدیل به یک نیاز مفرط و حیاتی برای سازمان میشود، چیزی که هم سازمان را مظلوم نشان میدهد و هم مطرح میکند،گرچه از بدشانسی در هر دو زمنیه هم ناموفق بوده است.

