سه‌شنبه, ۶ مرداد , ۱۴۰۵
  • مجاهدین و کشتار برای هیچ در 6 و 7 مرداد سال 88 06 مرداد 1405

    پای سخنان علی قزل قارش
    مجاهدین و کشتار برای هیچ در 6 و 7 مرداد سال 88

    شب پنجم مرداد سال 88 بود که من و تعدادی از دوستانم که دعوایی در داخل یگان براه انداخته بودیم و به یگانهای مجزا تبعید شده بودیم را دوباره دور هم جمع کردند و اول صبح 6 مرداد همه ما رو به محوطه ای بردند و سپس شروع به دلجویی و تعریف از ما نمودند […]

من هم آسیب دیده از سازمان مجاهدین هستم 05 مرداد 1405

صحبت های سیروس غضنفری من هم آسیب دیده از سازمان مجاهدین هستم

رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد 04 مرداد 1405

پس از جدایی، طعم آزادی را چشیدم رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد

مصاحبه انجمن نجات با جمشید دهمرده – قسمت اول 12 بهمن 1400

مصاحبه انجمن نجات با جمشید دهمرده – قسمت اول

“مزدور بیا بیرون.. مزدور بیا بیرون.. در سنگر بودیم که از بیرون این صداها به گوشمان رسید. اگر از سنگر خارج نمی شدیم نارنجک پرتاب می کردند. تعجب کرده بودیم. اینها چه کسانی بودند که ایرانی صحبت می کردند اما قصد دستگیری ما را داشتند؟!!! بعداَ متوجه شدیم این ها اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند […]

گلریزان یا برگ ریزان مجاهدین خلق، اینبار در آلبانی 12 بهمن 1400

گلریزان یا برگ ریزان مجاهدین خلق، اینبار در آلبانی

مریم اکبری مرا صدا زد و گفت غفور تو امشب به قسمت پذیرش می روی. سازمان به تو پول داده است تا از طرف خانواده ات به برنامه ی همیاری کمک کنی. در آن زمان من آدم تشکیلاتی بودم و ذهنم پر از حرف های مسعود. به همین دلیل آن لحظه خوشحال شدم و اصلاً […]

خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت اول 10 بهمن 1400

خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت اول

در پائیز سال 89 به همراه تعدادی از خانواده های استان مازندران به اشرف رفتم. به درخواست خودم خواستم که به همراه خانواده ها به اشرف بروم، چون طی پروسه چند ساله ای که با خانواده ها برخورد داشتم و در ارتباط بودم مسائل بسیاری برای من روشن شد و این سفر می توانست برایم […]

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 10 06 بهمن 1400

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 10

در قسمت نهم تا آنجا گفتم که یکساعتی به قرارگاه برگشتم و گزارش دیدار آنروز را تکمیل کرده و به مسئولم دادم و دوباره برگشتم به هتل ایران که خانواده ام آنجا بودند. ضمنا گفتند که فردا صبح خانواده ات آماده باشند، قرار است خانواده ها را برای اعتراض به وضعیت موجود حصر اشرف به […]

داستان زندگی و فوت نورمراد یادآور هزاران قربانی فرقه رجوی 05 بهمن 1400

داستان زندگی و فوت نورمراد یادآور هزاران قربانی فرقه رجوی

فاضل فرهادی: سلام آقای بصری. وقت به خیر. این روزها خبر درگذشت نورمراد کله جویی را همگی شنیدیم. علاوه بر این دوباره پیام های تسلیت و تعریف و تمجیدهای نمایشی مریم رجوی را مشاهده کردیم. لطفا نظر و تحلیل شما در این مورد و موارد مشابه چیست؟ فواد بصری: با سلام خدمت دوست و همراه […]

بهانه حمله نهایی و بردن مریم به تهران 04 بهمن 1400

بهانه حمله نهایی و بردن مریم به تهران

در اوایل سال 1380 سرکرده فرقه رجوی (مسعود رجوی) با شنیدن خبر حمله آمریکا به عراق، ازسرنگونی دولت بعثی عراق حرف می زد. بنا به گفته او در این طور مواقع انقلابها پیروز می شوند! تمام قرارگاههای به اصطلاح عملیاتی را به همین بهانه تخلیه و به کمپ اشرف انتقال داد. با این کار به […]

برای درخواست کانال تلویزیونی مواخذه شدم 04 بهمن 1400

برای درخواست کانال تلویزیونی مواخذه شدم

قبل از اینکه به فرقه رجوی بپیوندم سران فرقه رجوی تبلیغات زیادی در رابطه با مناسبات به خورد من دادند. از جمله می گفتند شما در مناسبات آزاد هستید. اگر تمایل داشتید می توانید مرخصی شهری بگیرید و به یکی از شهرهای عراق تردد کنید و … . خیلی وعده و وعیدها به من دادند […]

سازمان مجاهدین و این همه مهره حکومت! 04 بهمن 1400

سازمان مجاهدین و این همه مهره حکومت!

آقای پرویز حیدرزاده پس از 35 سال به وطن بازگشت. این خبر مثل این که دل مریم قجر را بد جوری به درد آورده است. وقتی جدا شده ای به ایران بر می گردد، فرقه آه و ناله اش بلند می شود. داستان چیست که فرقه به سوز و گداز می افتد؟ تا وقتی که […]

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 9 03 بهمن 1400

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 9

در قسمت هشتم توضیح دادم که وقتی تماشای فیلم خانوادگی تمام شد، آن دو زن ناظر رفتند. ولی طوفانی از امید و احساس زندگی در من شروع شد. خانواده ام بخوبی نقش مثبت خود را در بازکردن بیش از پیش چشمان من ایفاء کرده بودند. من احساس کردم که هویت اصلی خودم را مجددا پیدا […]

خاطرات بخشعلی علیزاده – قسمت 9 30 دی 1400

خاطرات بخشعلی علیزاده – قسمت 9

بخشعلی علیزاده صحبت های خود را با تبریک بازگشت پرویز حیدرزاده به وطن آغاز کرد و با بیان این که هیچ کجا خاک وطن نمی شود اظهار امیدواری کرد که سایر افراد دربند هم بتوانند بازگردند. در رابطه با تجربه بازگشت به وطن، علیزاده گفت با دنیایی از ابهام و نگرانی وارد ایران شدم. 27 […]

واکنش سازمان نسبت به درخواست جدایی من 29 دی 1400

واکنش سازمان نسبت به درخواست جدایی من

زندگی تکراری و صبح تا شب کار وضعیت پادگان مخوف اشرف بود و جرات نمی کردیم حرفی بزنیم. هنوز دیکتاتور عراق، صدام سرنگون نشده بود. از مناسبات رجوی خسته شده بودم و راه فراری برای من متصور نبود خودم هم نمی دانستم چکار کنم. هر روز صبح از خواب بیدار می شدم و با خودم […]

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 8 28 دی 1400

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 8

در قسمت هفتم توضیح دادم که چند عکس مزخرف با خانواده ام در پارک اسارتگاه اشرف گرفتم. حسن (عکاس فرقه) از ما خداحافظی کرد و رفت و باز هم ما در این پارک که بیشتر شبیه قبرستان بود تنهاتر شدیم، گویا اینجا ته خط بود، گویا ما در انتهایی ترین نقطه ی دنیا قرار داشتیم، […]

blank
blank
blank