زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
فرقه رجوی و مجاب سازی روانی اعضا
فرقه ها تلاش می کنند تا تحت عناوینی همچون پروسه خوانی و نشست های انتقادی به تجربه های قبلی زندگی اعضا، امیال و افکار سرکوب شده آنان به منظور سوءاستفاده از فرد و حفظ و کنترل وی دست بیابند. آنان سعی می کنند با سلب اختیارات شخصی، از بین بردن اعتماد به نفس اعضا و ایجاد حس گناه و ترس در آنها، طوری آنان را مسلوب الاراده نمایند که از رهبر اطاعت محض و کورکورانه داشته باشند.
مغزشویی و تیغ زدن خانواده ها و اعضا ی فرقه رجوی با طرح چپاول شیطانی
مسئله فرقه رجوی دریافت پول از خانواده نبوده چرا که در زمان صدام معدوم به حدی از دیکتاتور عراق پول دریافت کرده بودکه دیگر نیازی به این حجم پول از خانواده ها نداشت و می خواست از این طریق هم خانواده های داخل کشور را تیغ بزند و هم اینکه اگر کسی در داخل کشور لو رفت و دستگیر شود بتواند به لحاظ سیاسی از این موقعیت سوء استفاده نماید و از طرف دیگر به اعضای خود می گفت که دیگر کمک خانواده شما لو رفته و دستگیر شدند تا هر چه بیشتر فرد فرقه خود را در مناسبات گرو نگهدارد و به فکرش نزند که روزی از فرقه جدا شود.
روش های مقابله با فرقه ها
معضل فرقه چیزی نیست که بتوان همچون بیماری های جسمی برای مقابله با آن و جلوگیری از صدماتش به راحتی به واکسیانسیون و یا درمان های دارویی اقدام نمود، بلکه برای فائق آمدن بر این مشکل نیاز به برنامه ریزی در سطح کلان جامعه و اطلاع رسانی و آگاه سازی هست و باید افراد به گونه ای در برابر این آفت مقاوم باشند که فریب ها و ترفند های رهبران فرقه ای بر آن ها کارگر نباشد. مقاوم سازی افراد جامعه نیازمند توجه ویژه مسئولان، نهاد های دولتی، مؤسسات فرهنگی و اجتماعی و اقبال عمومی آحاد جامعه می باشد. برای جلوگیری از رشد و پیشرفت فرقه ها باید برنامه ریزی های درازمدت و همه جانبه داشت.
فرازهائی از کتاب”فرقه های تروریستی و مخرب – نوعی برده داری نوین” – قسمت اول
در سازمان مجاهدین خلق در سال های بین 1357 تا 1360، وقتی که هنوز مراحل فرقه شدن را کامل نکرده بود، جدایی افراد رده پایین از خانواده و دوستان حرکتی نا معقول بود؛ به ویژه این که این افراد می توانستند دوستان و نزدیکان خود را هم به سمت مجاهدین خلق کشانده و می توانستند امکانات مادی و معنوی خود و خانواده خود را در اختیار سازمان قرار دهند. در نتیجه سازمان نه تنها هواداران را تشویق به ترک خانواده نمی کرد
بحث 313، شگرد جدید رجوی در محاق فرقه گرایی
رجوی شعائر را به بازی می گرفت. در نشست ماه رمضان تلویحا خودش را جای امام زمان قرار می داد. به عنوان مثال بحث 313: این بحث مربوط به امام زمان است،یکی از شرایط ظهور این است که 313 یار مخلص داشته باشد. مسعود رجوی تلویحا این بحث را به خودش نسبت می داد و می گفت من فقط 313 نفر بیشتر نیاز ندارم و به این شیوه می خواست که تقدس امام زمان را تداعی کرده و افراد را مبهوت خود گرداند
نهاد خانواده و فرقه ها
این فرقه با نیرنگ و دروغ و با بریدن فرد از کانون خانواده، اقدام به عضوگیری کرده است. با ایزوله کردن افراد، اعتماد به نفس آن ها را سلب نموده و ماهیت فرقه ای و سرسپردگی به رهبر فرقه را، جایگزین کرده است. عضو فرقه رجوی حق اندیشیدن به حقوق انسانی خود و وابستگی به خانواده و محیطی که در آن پرورش یافته است را ندارد. تعلق خاطر به خانواده و عشق ومحبت در قاموس فرقه رجوی گناهی بزرگ شمرده می شود.
ماه مبارک رمضان در فرقه رجوی
یکی از سخت ترین ایام در سازمان ماه مبارک رمضان بود.خصوصا در سالهایی که ماه رمضان در فصل تابستان بود و با توجه به گرمای گاها بیش از 55 درجه بیابانهای عراق٬ و ساعات طولانی روزه بودن٬ حقیقتا سخت میگذشت! به جرات میگویم که اکثریت مسئولین رده بالای سازمان ٬روزه نمیگرفتند. اتفاقا این افراد کسانی بودند که راحت ترین کارها را هم انجام میدادند و در واقع اصلا کاری نمیکردند. تمام وقت زیر کولرهای گازی و پشت میزشان نشسته بودند. باوجود این به جرات میگویم که بالای 90 درصد این افراد روزه نمیگرفتند.
رویکرد فرقه نسبت به ماه مبارک رمضان
فرقه برای فریب مسلمانان مختلف از نوع اروپائی تا آمریکایی و مخصوصا عربی از هیچ حقه ای دریغ نمی کنند، بگذریم که اغلب اعضای فرقه اعتقادی به ماه رمضان ندارند با نماز و روزه هم فرمالیستی تنظیم می کنند اعضای فرقه به دلیل عدم پایبندیشان به شعائر به بهانه ها و پوش های مختلف روزه نمی گیرند، رجوی هم دنبال شکل است به محتوا کاری ندارد وی به سنی هایی که در تشکیلات بودند می گفت اینجا شما با دست باز و با مهر نماز را بر پا دارید روزگاری اگر به ایران رفتید در جمع خانواده هایتان با دست بسته و بدون مهر نماز را به جا بیاورید تا نگویند ما شما را به زور شیعه کرده ایم!!
هفده ژوئن: بیم های بی شمار برای مجاهدین خلق
بدین ترتیب از سال 2003 افول سازمان رقم خورد. از سوی دیگر، مشعل های انسانی که پس از 17 ژوئن در خیابا ن های اروپا چشمان شهروندان اروپایی را خیره کردند به روشنی ماهیت فرقه ای و خطرناک مجاهدین خلق را به جامعه جهانی نمایاندند. به گواهی تاریخ و پژوهشگران خودکشی و خودسوزی رفتار طبیعی همه ی فرقه ها است در شرایطی که رهبرانشان در خطر قرار بگیرند و یا هر زمان که رهبرانشان دستور دهد. از این رو، خودسوزی ها برگ تاریک دیگری به تاریخ سراسر بدنامی و رسوایی مجاهدین افزود.
چرا رجوی زنان را وارد بازی کثیف خود کرد
در این اوضاع استفاده از زنان بهترین وسیله بود و اینبار زنان قربانی اصلی بودند آوردن آنان در سطح فرماندهی در تمامی سطوح.البته اینکار هم ریسگ داشت و هم احتمال یک هرج و مرج را می توان برایش تصور کرد ولی رجوی با شیادی کامل گام به گام پیش رفت و بحث ها و خواسته های خود را تحمیل نمود و زنان هم وسیله ای بودند برای همراهی وی و پیش بردن خط و خطوط رجوی پلید. رجوی می دانست زنان حتی قدرت اینکه بخواهند در مقابل وی موضع بگیرند و حرفی در باره تصمیم گیری وی داشته باشند همه چیز را بدون چون و چرا می پذیرند.
فرازی از کتاب”سراب آزادی”
در ساختار کاری مجاهدین خلق فضا به گونه ای بود که سازمان دهی کار برای افراد فقط توسط مسئولین بالا مشخص می شد و نیروها اجازه انتخاب امور مورد علاقه خود بر اساس تخصص های فردی شان را نداشتند. افراد مرتبا از نقطه ای به نقطه دیگر چه در عراق و چه در خارج جابجا می شدند. مسئولیت هایشان به صورت دوره ای تغییر می کرد. ما هیچ گاه برای مدت طولانی در یک کار ثابت نمی توانستیم باشیم و اگر هم اعتراضی می کردیم یا اصرار بر ماندن در کاری بود به جلسات انتقادی کشیده می شدیم.
صدیقه مجاوری دلیلی بر اثبات یا نفی دعاوی رجوی در انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیکی!
وی در زمان خودسوزی دارای پسری ۹ ساله بود که نشان میداد تولد این فرزند ۹ سال قبل از زمان خودسوزی یعنی در سال ۷۳ صورت گرفته است و این زمانی است که از زمان تصمیم برای طلاق های اجباری در فرقه توسط رجوی ۴ سال گذشته است و این به خودی خود با اندکی تامل در دعاوی رجوی در زمان نهایی شدن این پروژه (طلاق های اجباری) گویای این حقیقت است که صدیقه مجاوری در زمان خودسوزی فردی کاملا تشکیلاتی و وابسته به دستگاه تشکیلات رجوی نبوده است

