وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه نورنبرگ
کانون آوا خواستار برچیدن پایگاه”اورسورواز” در فرانسه
سازمان مجاهدین ارتباطات گسترده ای با گروه های تروریستی موجود در عراق وسوریه دارد که در رسانه های خود حتی با عکس از ملاقاتهای پی در پی مریم رجوی و رهبران این گروه ها منتشر می کند.[ii]
چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت چهارم
شیوه ی پیچیده ی دیگری که رهبری مجاهدین برای از زیر تیغ در بردن و شانه خالی کردن از خطاهای خود استفاده میکند متهم کردن افراد به کم کاری و”عدم خودسپاری” آنها به رهبریست. مثلاً پس از شکست تهاجم مجاهدین در تابستان سال ۱۳۶۷ شمسی موسوم به”فروغ جاویدان” ایشان دلیل شکست را به گردن افراد شرکت کننده در عملیات فوق انداخت که بحث معروف”تنگه و توحید” نتیجه ی آن بود. خلاصه ی حرف آقای رجوی این بود که عملیات فوق به این دلیل شکست خورد که گویا جنگجویان مجاهدین در حین عملیات کم کاری کرده بودند و بیشتر به فکر همسر و فرزندان خود بودهاند تا”پیش بردن فرمان رهبری.”
انقلابیونی که برای یک پرس چلو مرغ دست و پا می شکستند!
فرقه رجوی در تمامی موارد ما را حسرت به دل نگه می داشت اگر این کار را نمی کرد به قول سران فرقه سراغ زندگی طلبی می روید. مواقعی که شام جمعی در مقر ترتیب داده می شد برای اینکه مریم قجر را بیشتر در ذهن ما جا دهند مقداری آدامس از بغداد خریداری می کردند و با سناریوی از قبل تنظیم شده توسط یکی از کادرهای فرقه در جمع پشت تریبون می رفت و می گفت که خواهر مریم از خارجه برای ما آدامس فرستاده ببینید چقدر خواهر مریم به فکر ما است آنقدر که خواهر مریم به فکر ماست ما به آن فکر نمی کنیم و این آدامسها تبرک است و خواهر مریم گفته همه بایستی این آدامسها را بجوند
آیا درهای خروجی فرقه رجوی همیشه باز است!؟
زمانی که ما در پادگان اشرف بودیم غیر از دروغ و فریب چیز دیگری از رجوی و سرانش نفهمیدیم. فردی که اعلام جدایی می کرد اول برای او نشست می گذاشتند و آن را سوژه نشست می کردند تعدادی از افراد را از قبل توجیح می کردند که در نشست تا توان دارند به آن بد و بیراه بگویند اگر از موضع خودش کوتاه نیامد آن را کتک می زدند و به آن می گویند که دو یا سه سال در خروجی اشرف می مانی تا اطلاعاتی که داری از بین برود اگر فرد قبول می کرد به خروجی برود تازه بدبختیهای آن شروع می شد در خروجی وعده های غذایی نا چیزی به فرد می دادند آن را شکنجه روحی و جسمی می کردند. کاری با فرد می کردند که از زندگی خوش سیر می شد.
چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت سوم
آنهائی که با فرقه مجاهدین آشنائی دارند و یا نشریات آنها را خواندهاند خوب میدانند که در هیچکجا نمیتوانند مطلبی پیدا کنند که دال بر پذیرش شکست یا اشتباه از سوی رهبری مجاهدین باشد. نشریات مجاهدین مملو از”پیروزیهای مقاومت” است. تو گوئی در فرهنگ لغتِ آنها واژه ی شکست وجود ندارد.
چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت دوم
قربانیان محصور در فرقهها هم استعداد این را دارند که در مقابل رهبر عقیدتی وخاص الخاص خود، نقطه ی خارج از خود و… تسلیم نشوند تا بتوانند اراده ی خود را بر زندگی خویش اعمال کنند. آری این است داستان شورانگیز فرزند انسان که در طول تاریخ همواره باید بهای استقلال خود را پرداخته و مغلوب”خدا”های زمینی نشود.”خدایان” ریائی که در سرمستی ناشی از خودشیفتگی ذاتی خود غوطه میخورند و میگویند که چون در”نوک پیکان تکامل هستند پس به خاطر آنهاست که خورشید هر روز طلوع میکند وگرنه تکامل از حرکت بازمیماند و زمین و زمان بهم میریخت.”
چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت اول
امّا آنچه از آن میتوان بعنوان ریشه ی ثانوی پرهیز از ورود به فاز تردیدها نسبت به رهبری فرقه یاد کرد همانا آگاهی عضو مربوطه از عواقب علنی شدن چنین تردیدیست. از تنبیه بدنی گرفته تا مجازات زندان و”مهمانسرا،” تا ترس و بیم ناشی از نداشتن سرپناه و قوت روزانه تا سایر عقوبات ناشی از خروجِ از گروه یا فرقه ی مربوطه.
«کاه» نامۀ فرقه رجوی – قسمت دوم
ایزوله و نگه داشتن با انحراف و انحطاط فکری و تبدیل افراد به انسانهای مکانیکی و فاقد مغز و ارادۀ شخصی که پیرو دستور شخص رجوی بود که صریح اعلام کرده بود:” من قلب می خواهم عقل نمی خواهم” و او بدرستی می دانست که انسان دارای عقل و شعور با اصول و اهداف پلید و شوم او و سازمان فرقه گونه اش مخالفت میکند لذا برای محقق نمودن اهدافش نیاز مبرمی به نیروهایی داشت که فقط دو گوش شنوا و تابع بی چون و چرا باشند ولازمۀ آن نیز القاء ذهنی و شستشوی مغزی نیروها توسط خودش و افراد قسم خورده اش انجام میگردید که در کنارش ایجاد رعب و وحشت نیز توسط حکومت بعثی سابق که قوی ترین حامی مالی،سیاسی واجتماعی اش بود صورت می گرفت و اینگونه به انحصار و تابعیت کورکورانۀ نیروها و گسترش و توسعه سازمانش ادامه میداد.
آپارتاید، سیاست و سرلوحۀ مکتب رجوی
بی رحمی آپارتاید در سازمان بد نام رجوی باورنکردنی ست،تدوین سیاست جدید برده داری به شکل جدید و امروزی خود، شرورانه ترین و غیرقابل تحمل ترین موردی است که شناخته شده که در حال حاضرمناسبات آن موجب افول تدریجی آن شده اما نباید جوامع بین المللی غافل بشوند زیرا این سازمان یکی از کانون های گروه های تروریستی ست که از قضا اندیشه توسعه طلبی نیز دارد و هیچ کس را هم جزء خودشان قبول ندارند وسالهاست مشغول اشاعه آپارتاید به شکل رجویسم می باشد
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دهم
این هوادار که البته ظاهرا هنوز نسبت به کلیت سازمان عواطف و احساسات سمپاتیک دارد مطرح میکرد که یکی از مسئولین سازمان در نشستی برای هواداران به صراحت گفته بود که:”ما نخواهیم گذاشت چنین توافقی صورت گیرد و لابی های ما آنقدر قدرت دارند که جلوی چنین چیزی را خواهند گرفت و خیلی ها در غرب که دارای قدرت و نفوذ هستند (حتما منظور لابی اسرائیل و جنگ طلبان آمریکاست) مانع از انجام چنین کاری خواهند شد.
خانواده ها، دشمن اصلی رجوی وخاری مغیلان برچشم او!
پس با این وصف شما از کم وکیف قضیه آگاه هستید و برخوردتان با مسئله ثابت میکند که رهبران فرقه چگونه این اسرا را دربیخبری مطلق نگهداشته واز یک ملاقات ساده که ممکن است این مغزشوئی شدگان را به دنیای واقعی بازگرداند، اینقدر واهمه دارد که این مشکل به شما مربوط است وبیخود وناجوانمردانه به خانواده ها انگ نزنید!
ریاست جمهوری یا دیکتاتوری مطلق در سازمان مجاهدین خلق
در سازمان مجاهدین خلق که بظاهر خود را برخواسته از ملت ایران (مردم ایران در خواب هم آنها را نمیبینند) می دانند و حکومت پوشالیشان هم فقط بدرد عناصر فرتوت خود می خورد، ریاست فرقه خود را مادام العمری و مخصوص مریم عضدانلو می دانند و اصلا به خواسته های عناصر آن اهمیتی قائل نیستند و برای آنها طره هم خورد نمیکنند حال چه رسد به اینکه بخواهند دموکراسی را پیاده کنند.

